چآی 🍃

از صبر خستم.

هی میگن صبرکن صبرکن صبرکن.

چیه این صبر و انتظار !

+ جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ - 13 چآی 

هیچوقت شانس اینو نداشتم..

امسال تا میشد خودمو سرکوب کردم

بارها خودمو زیر سوال بردم

بارها از خودم شکایت کردم

و بارها برای خودم غصه خوردم.

+ جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ - 13 چآی 

مربی باشگاهمو عوض کردم، با این مربی خیلی‌وقت بود کار میکردم و واقعا دوسش داشتم، ولی خیلی تحت فشارم گذاشته بود، من بهش گفتم میخوام لاغر شم ولی اصلا دلم نمیخواست سنگین کارکنم.

بدنسازی انتخاب من بود درسته که اکثر بدنسازها هرجلسه باید از وزنه جلسه قبلشون سنگین‌تر بزنن ولی من نمیخواستم!

+ حالا واقعیتش من لوس نیستما! تا جایی‌که توانم باشه تلاش میکنم ولی خیلیم میترسم، آسیب تو رشته بدنسازی خیلی زیاده!

+ مثلا اسکوات من نهایت بتونم ۵۰ بزنم، بیشتر از اون یا حرکتام نصفه هستش یا به کمرم فشار میاد، یا هیپ‌تراست نهایت ۱۹۰ بزنم! درصورتی که مدام وزنمو بالا میبرد و مثلا میخواست من ۲۱۰ ۲۲۰ بزنم!

+ از این قبیل اشکالات داشتو حرفمم گوش نمیداد🚶🏻‍♀️ درنهایت عوض شد.

+ امروز تو باشگاه باخیال راحت ورزش کردم و وزنه‌هارو تا جایی که توان داشتم و میتونستم تنظیم کردم.

+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ - 21 چآی  |

شاید باورتون نشه دوماه شده و من فارغ‌التحصیل نشدم!

کارام گِره خوردن!

وقتی میگم سردرگمم و کارام حل نمیشن و فلان

ینی این مدل کارا!

نه رابطه‌ای که تموم شده و یک ماهی هستش بهم برنگشتیم!!!

پس ممنون میشم هی تکرارش نکنین🙏🏻🍃.


برچسب‌ها : ارشد
+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ - 21 چآی  |

یه کانال نوشته بود :

خیلی زیاد خوشحالم که اسفند شروع شده. عاشق اسفندم! فکر می‌کنم اگه بهترین ماه سال نباشه، قطعا یکی از بهترین ماه‌های ساله. تنها زمانیه که حتی از شلوغی خیابون‌ها هم خوشم میاد. آفتابش هم قشنگه چون نه خیلی سرده و نه خیلی گرمه که آدم کلافه بشه. همه‌چیز به آدم حس نو بودن می‌ده، حس سبکی یا شاید حس تکاپو برای انجام آخرین کارهای پایان سال. انگار دست خودم نیست و حتی اگه دلیلی برای امیدواری نداشته باشم، توی اسفند یه حجم زیادی از امید رو حس می‌کنم که بهم قول می‌ده که این هم می‌گذره و می‌شه دوباره شروع کرد. قول‌های این شکلی رو دوست دارم.

..

+ این واسه وقتی که به بیشترین اهداف سال رسیده‌باشی و حالا با خیال راحت به استقبال سال‌جدید بری (:

+ من که میلنگم!

+ دلم میخواد اسفند کِش بیاد ..

+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ - 10 چآی  |

واسم نوشت:

میدونی مشکل اینه تا وقتی حرف ازدواج نباشه انقد باهم خوشیم که میخوام دنیا وایسه همونجا

+ خیلی قشنگ گفت🍃.


برچسب‌ها : پاک
+ پنجشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۳ - 1 چآی  |

یکی از دوستای پسرم بهم پیام داد که از نظر مالی خیلی تحت‌فشار!

نمیدونم اون‌شب چی شد که فکرکرد من مخاطب مناسبی واسه شنیدن دردودلاشم. (تو رابطس!).

تو آموزش‌پرورش کارمیکنه و ماهی 11 تومن حقوق میگیره، 6-5 تومن واسه قرض و وامش میره.

نوشت که قبلاها 150-100 تو حسابش داشته و تازگیا اونقدری اوضاع بهم ریخته که درحال‌حاضر فقط 19تومن تو حسابش داره!

+ هی بهش میگفتم واقعا حقوق آموزش‌پرورش ۱۱ تومنه!؟؟ باورم نمیشد!

+ بهش گفتم باید بره دنبال شغل‌دوم! گفت وقتشو ندارم تا طرفای ۳ اداره‌هستو این صحبتا.

+ راهکاری به ذهنم نرسید! پس فقط گوش دادم چی میگه..

+ تابستون تو مشاوراملاکی کار میکرد.

+ چهارشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۳ - 10 چآی  |

دیشب ساعت ۱۰ شب با یه خبر خیلی بدی مجبور شدم راهی خونشون بشم! تا ۱۲ شب اونجا بودم، خدا میدونه چندبار مُردم و زنده شدم!

خیلیییی حفظ ظاهر کردم، درحالی‌که از درون رخت میشستم و خشک شده بودم سعی کردم تا جایی که میشه اوضاع رو راست و ریست کنم.

فکرکنم اوضاع اوکی شد ..

من نه.

۱۲.۱۵ رفتم بخوابم و تا ۲ شب فقط گریه کردم.

+ چهارشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۳ - 10 چآی  |

اسفندماه شروع شد و من چقدر فاصله دارم ..

+ چهارشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۳ - 9 چآی  |

بدم میاد وقتی وظیفمونو انجام میدیم، تهش منت میذاریم!

یا قبلش!

هی منت پشت منت!!!

+ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ - 17 چآی  |

جمعه به "ل" یه جمله گفتم!

<< که چرا من مسئولیت‌پذیر نیستم!؟ >>

طوری از این جملم ناراحت شد و بهش بر خورد! از اون‌روز هی داره توجیهم میکنه که نههههه تو اشتباه میکنی😂💚.


برچسب‌ها : ل
+ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ - 10 چآی  |

کمتر کسی می‌فهمید؛

که غرق شدن او در اندک علایق باقی‌مانده‌اش

نه از روی تفریح و سبک‌سری

بله آخرین راه نجات او از پایان حیات خود بود.

+ دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳ - 12 چآی  |

کتاب جدیدی که میخوام شروع کنم، اثر بلین‌هاردن و مترجم مسعودیوسف حصیرچین هستش.

فرار از اردوگاه ۱۴

فرار اودیسه‌وار مردی از کره‌ی شمالی به‌سوی آزادی

جالبه، بعد از خوندن چندصفحه از کتاب متوجه شدم که خیلی برام آشناست! قبلا یه پادکست درخصوص کره‌ی شمالی اپیزودی منتشر کرده بود و اتفاقا از این کتاب استفاده شده بود، هرچی سرچ میکنم اون پادکستو پیدا نمیکنم.

ولی به نظر کتاب جذابی میاد، هرچند این کره‌ی شمالی خیلیییی واسه من مبهمه! خیلیییی عجیبه! با اینکه بارها راجبشون خوندم و شنیدم و البته دیدم باز باورش سخته!


برچسب‌ها : کتاب
+ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ - 19 چآی  |

برای ولنتاین پارتنرای سه تا از دوستام برنامه مسافرت چیدن (هر سه تهرانن)، یکیشون رفتن مازندران، یکی شیراز یکیم قشم.

+ نه الان فهمیدم مسافرت قشمیه واسه هفته آیندس🤣.

..

یکی از دوستان دورم که الان ارتباطمون در حد کلوزفرند هستش، چندسالی هستش که ازدواج‌سفید کرده ( کرده!؟ درسته؟ در جریان ازدواج‌سفید!؟ ).
یه عکس‌دونفر کلوز گذاشت و نوشت
نمیگم از همون اول اتفاقا چندسالی باید میگذره تا بفهمین وقتی عاشق باشین هرروزتون روزعشقه🫀🫂 .
نمیدونم درسته یا نه ولی خب عزیزان از ما باتجربه‌تر هستن😁😂 اطلاع‌بیشتری دارن!

..

دیگه از ولنتاین تا این حد خبر دارم🤣 شماها چه خبر!؟

+ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ - 19 چآی  |

همین‌که "ل" باورش نمیشه که من مجردم و امسال ولنتاین ندارم یعنی راهو اشتباه رفتم🤣.


برچسب‌ها : ل
+ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ - 13 چآی  |

یکی از تفریحات اینستاگرامیم، چک کردن پیج یه فودبلاگر ایرانی ساکن استانبول هستش!

ببین انقدر خوشمزه غذا میخوره که دلت غذا میخواد و متاسفانه یکی از عوامل چاقی بندست😂🤣 البته که خودشم تپله ((((:

+ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ - 0 چآی  |

کتاب گیله‌مرد رو دیشب تموم کردم، طرفای ۸ شب! خوشم اومد، دوسش داشتم در چندین داستان کوتاه پخش شده بود ..

سه‌تا کتاب دیگه مونده و بعد از اون باید قرض بگیرم😁.


برچسب‌ها : کتاب
+ چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ - 21 چآی  |

خستمون کردن با این حجم تعطیلی‌های مسخرشون

از کار و زندگی افتادیم.

+ سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ - 9 چآی  |


ادامه مطلب
+ دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ - 14 چآی  |


برچسب‌ها : مهاجرت
ادامه مطلب
+ دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ - 13 چآی  |

رفتم باشگاه چون حوصلم سررفته بود! (((:

+ یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ - 16 چآی  |

کلی از کارام مونده، بعد استان رو قرار یک هفته تعطیل کنن🙁😑.

+ با وضعیتی که رشت پیدا کرده، بعید میدونم بتونن تا آخرهفته جمعش کنن! هرچند از دوشنبه هوا مثل قبل میشه.

+ هیچی برف ننشست!

+ امروز بعد از باشگاه، کلی از دیدن برفا حالم خوب شد، دلم یه نوشیدنی گرم میخواست ولی قهوه خورده بودم و دمنوش هم دلم نمیخواست! پس هیچی دست‌خالی و گرسنه برگشتم خونه ((:

+ یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ - 1 چآی  |

تنهایی از پسش برنمیام!

نیاز دارم یه آدم جدید از وقایع زندگیش برام حرف بزنه و حواسمو پرت کنه.

+ یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ - 1 چآی  |

کتاب‌اولی رو به برنامه‌کتابخونی رسوندم ((:

کتاب دومی که شروع میکنم، گیله‌مرد اثر بزرگ‌علوی💚


برچسب‌ها : کتاب
+ شنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۳ - 1 چآی  |

بهم گفتش برای مقاله ۵ تومن میگیره🙁😐!

+ اصلاح شد ۵ تا ۶ تومن.

+ جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ - 20 چآی  |

چند اپیزود از من:

× دیروز کیک‌لیمو پختم و بوش کل خونه پیچید، طعم ترش و شیرین کیک واقعا لذت‌بخش بود.

+ کتاب جدیدی که شروع کردم رو دوست‌دارم، نکته‌های قشنگو هایلایت میکنم و یکسری نکات رو اطراف کتاب مینویسم (کاری که عمدتا انجام نمیدم).

+ قسمت اول سریال تاسیان تو فیلیمو رو دیدم، اینکه داستانش قرار چطور پیش بره رو اطلاعی ندارم! ولی فضای فیلم باحال بود ((: یکمی اغراق‌آمیز!

+ عصر امروز یهویی تصمیم به پختن نون گرفتم، خمیرمایه اولیم بار نیومد و من گفتم خب لابد خرابه! بدون اینکه بریزمش یه بسته دیگه رو باز کردم و ساختمش، خیلی زودم به عمل اومد. خمیر اولیو که آماده کردم و گذاشتم تا استراحت کنه دیدم خمیرمایه اولی هم به‌عمل اومده و خب یه خمیرشکلاتی ساختم! بوی خوش نون تو فضای خونه پیچیده و باید بگم جفتشون خوشمزه شدن‌.

+ یکمی گیج و سردرگمم.

+ دیروز به الف گفتم میخوام پازل هزارتیکه سفارش بدم که گفت من یه مدل دارم، میارم اگه خوشت اومد یکی دیگه هم خودت سفارش بده!

+ حس میکنم حالم خوب نیست، زیاد دستوپا میزنم! هی دلم میخواد به چآی‌ بگم آروم بگیر ولی نمیشه.

+ طبیعیه دیگه!؟


برچسب‌ها : کتاب, فیلم, الف, آشپزی
+ جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ - 18 چآی  |

خیلی دلم میخواد سریال آبان رو ببینم ولی آخه پلتفرم شیدا !؟؟

فیلیمو یا فیلم‌نت چشونه🥲🤦🏻‍♀️

+ پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳ - 15 چآی  |

از بعد از عید که کارم با لبتاب و البته گوشی زیاد شده، مدام چشمام خشک میشه. از عوارض عمل هستش، میدونم!

ولی این‌سری که رفتم پیش اپتومتریست بهم گفتش چشمات خیلی خشکه و دو سه مدل قطره داد، گفتش قبل از خواب نیمساعت حوله رو با آب ولرم خیسش کنم و رو چشمام بذارم.

فعلا جوابی نگرفتم🥲.

+ حس میکنم قبلا درباره این مشکلم صحبت کردم🙄 ولی خب هنوز رفع نشده!

+ پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳ - 14 چآی  |

"غ" بشدت نگران بالارفتن سن ازدواجشه و مدام درارتباط با ازدواج صحبت میکنه؛ یعنی هرسری ببینیش یا چت یا تلفنی صحبت کنی بعد از ۵ دقیقه صحبت بحثو میکشونه سمت ازدواج.

اکثر توییت‌هایی که میزنه هم درارتباط با ازدواجه، حالا تو اینستاگرام زیاد جار نمیزنه ولی درکل حجم نگرانیش مشخصه.

البته من به تازگی متوجه شدم که اکثر دوستان دوران مدرسش ازدواج کردن و تنها اون تو گروه دوستیشون مجرد.

"پاک" میگه که کاش یه سوت از نگرانیشو تو داشتی!

هی میگفت سوت سوت بعد تازه متوجه شدم برای اندازه‌گیری طلا میگن (((: روانمو بهم میریزن انقدر که باکلاسن.


برچسب‌ها : غ, پاک
+ پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳ - 13 چآی  |

" الف " یوقتایی برام پست‌های آینه‌شمعدون، هدیه جشن عقد، سفره عقد، لباس خواستگاری عقد عروس فلان بیسار میفرسته.

بعد امشب بهش گفتم که الان موقع فرستادن اینطور چیزاست؟😂

میگه با این اخلاقت🤣

میگم آره 💩🤣

میگه بیشتر از دماغ فیل افتاده‌ای!😂❤

+ وای باورم نمیشه همچین حرفی بهم زد🤣🤣 ناراحت شدم😂.


برچسب‌ها : الف
+ پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳ - 0 چآی  |

[مطالب جدیدتر]
[مطالب قدیمی‌تر]