چآی 🍃 | آذر ۱۴۰۲

استادناظر گفتش با بچه‌ها راه نیا! خودت در اولویتی و ببین کارات چطور پیش میره بعد بهشون وقت کارآموزی بده ..

ولی از اونجایی که این بچه‌ها ترمای اولشونه و ۴ نفرشون از راه دورن از طرف دیگه اواسط دی امتحاناتشون شروع میشه و میخوان برن خونه

و از همه مهمتر چون خودمم اینارو از سر گذروندم، نهایت همکاریو باهاشون داشتم!

سرانجام کسی که باید به مدیرگروه جواب میداد من بودم!(((: استاد ناظر اصلا گردن نگرفت😂.

+مربی‌بالینی دانشجوها هستم.


برچسب‌ها : ارشد, بیمارستان
+ دوشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۲ - 23 چآی  |

تو گروه یه سوالی پرسیدن، ۶خط جواب داد و نصفیش کلمات انگلیسی بود که به فارسی نوشته بود! (((: کاش کلا انگلیسی مینوشت انقدر عذابم نمیداد!

یه اینترست چیه که معادل فارسیشو نمینویسی!

+ایشه!

+ یکشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

برای من و تو همین بس است که برای همیشه رازی می‌مانی که مرا می‌درد و گفته نمی‌شود..

+آهنگ جدیدی که تو کانال گذاشتم رو دوست‌دارم .. حس و حالش 🤌🏻

+آهنگ Girl از SYML💚


برچسب‌ها : نزارقبانی, آهنگ
+ شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

راستی! روزجهانی چآی🍃مبارک (((:💚

+ جمعه ۲۴ آذر ۱۴۰۲ - 13 چآی  |

مهمونی یکی از دوستای به نسبت دورم به مناسبت مهاجرتش بود، درواقع گوودبای پارتی.

سرم شلوغ بود و از طرفی نه خودشو نه دوستاشو اونقدری نمیشناختم که بخاطر مهمونیش برم تهران و دوسه روز بمونم! یکی از دوستای مشترکمون کلی اصرار کرد که من بیام، براش دلایلمو توضیح دادم ولی قانع نشد از طرفی اونم فقط منو این دوستمون رو میشناخت بشدت هم دوستداشت بره مهمونی و خودشو وارد جمعشون کنه، اصرارش بخاطر حضور من رو درک نمیکردم ..

سرانجام هم نرفت! شب مهمونی بهم پیام داد که روش نشد بره.

هرچقدر گفتم دختر! پاشو برو!! گفتش که میترسه تحویلش نگیرن و اون وسط تنها باشه ..

امروز که عکسای گودبای پارتیشو تو اینستا دیدم، متوجه شدم چه دوستایی((((: رو هر آیدی منشن‌شده که میزدم طرف تو بیوش زده بود چکارستو از دختروپسرش مشخص بود همه درستوحسابین((((((:

+حقیقتا دلم برای دوست مشترکمون سوخت!

+مطمئنم با دیدن عکسا تنها کسی که مورد عنایت قرار میده، منم!!(((((:


برچسب‌ها : مهاجرت
+ جمعه ۲۴ آذر ۱۴۰۲ - 13 چآی  |

هفته آخرشهریور بود، یک‌سری ددلاین‌ها تا آخرپاییز برای خودم تعیین کردم ..

حالا که به هفته‌آخر پاییز رسیدیم و میبینم یکسری نذاشتن به اون ددلاین‌ها برسم خیلی ناراحت میشم، تلاشمو کردم و نشد..

این نشدن‌ها از یه حدی بیشتر بشه تحمل هم هی لبریز و لبریزتر میشه.

+ تو دفتریادداشتم از خودم معذرت خواستم که نشد.

+ جمعه ۲۴ آذر ۱۴۰۲ - 13 چآی  |


برچسب‌ها : رمزش‌مث‌همیشه
ادامه مطلب
+ چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۲ - 19 چآی  |

اون‌روزی "ل" گفتش که با منشی معاونت درنیفت، گفتم من؟ من کجا درافتادم؟ این خانم کار منو هی عقب میندازه، اشتباه میکنه، حواسشو جمع نمیکنه!!

گفتش بله! خبردارم! ولی تو درنیفت.

دیروز که رفتم پیش منشی، هی نفس عمیق کشیدم، هی دستامو مشت کردم تا جیغ‌جیغ نکنم.

برای پاک که تعریف میکنم میگه از تو بعیده! تهران همه‌رو داشتی میخوردی! گیلان با تو چه کرده؟

+جدی گیلان با من چه کرده؟


برچسب‌ها : ارشد, پاک, ل
+ چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۲ - 8 چآی  |

وقتایی که مریم پستاشو به ترکی میذاره، دلم میخواد یک انتقام سختی بگیرم و به گیلکیییی غلیظ واستون پست بذارم(((((:

نکن لامصب!

+ دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 20 چآی  |

جمعه ملی پیام داده بود، بهش گفتم حوصلم سررفته و دلم بیرون نمیخواد!

یه رمان فرستاد واسم گفت اینو بشین بخون!

گفتم میدونی کلی کتاب نخونده دارم؟

گفتش نههه اینو بخونن جذبت میکنه عالیه فوق‌العادس و فلان.

دانلودش کردم 2100 صفحه|:

+ به گفته خودش سه‌بار کامل این رمانو خونده|:

+ میگه بهت حسودی میکنم برای اولین‌بار داری میخونیش|:

+ اصلا روم نمیشه بخونمش! وقتی کتابای تو کتابخونم بهم چشمک میزنن((:


برچسب‌ها : ملی
+ دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 20 چآی  |

یه ژستی سرکلاس به خودش گرفتو گفتش عنوانی که واسه سمینارت میخوای ارائه بدی یکی از مهم‌ترین مباحث این ترم هستش! من خیلی جامع و کامل ارائه‌شو دارم ولی دلم میخواست این ترم دانشجوها ارائه بدن.

بعدم گفتش حتما بهش مراجعه کنم برای اینکه چطوری ارائه‌ش بدم!

دو هفته بعد این موضوع که رفتم پیشش شوکه شد! انتظار نداشت جدی بگیرم و برم سراغش.

پاورشو نشونم داد((((((:

۶ صفحه!

خدااایاااااا ((((((((((((((: باورت میشه ۶ صفحه؟؟


برچسب‌ها : ارشد
+ دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 20 چآی  |

حيث في يدك لا يصل؛ فروع الله ينزل.
آخذ هذا المشهد لقد رأيت ذلك مرات عديدة.

جایی که تو دستَت نمی‌رسد؛ خدا شاخه‌ها را پایین می‌آورد.
من این صحنه را بارها دیده‌ام ..🍃


برچسب‌ها : غیروطنی
+ دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 13 چآی  |

عکسای نامزدیشو تو گروه فرستاد، خیلی زیبا شده بود براش نوشتم خیلی تبریک میگم و خوشبخت شین و این صحبتا

که در جوابم نوشت قربونت برم کِی بشه تو عروس شی؟

زدم زیر خنده و نوشتم یک عقاب همیشه تنهاست😈

مها نوشت که: عقاب‌تنها دونه‌دونه پرهاتو خودمونو "ل" درمیاریم تا قد قد نکنی! 😁

چندثانیه نشد که استیکرای خنده تو گروه ریخته شد|:

همه یهو آنلاین شدن و در جواب صحبت مها اعلام همکاری کردن!! |:


برچسب‌ها : ل, مها
+ یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - 18 چآی  |

عکسشو به شیم نشون دادم، یه نگاه به عکس میندازه و میگه: اصلا بهت نمیاد!

میگم چی؟ میگه تیپ و قیافش! به تو یه پسر دهه ۶۰ از این کت شلواریا میاد!

|: نه خدایی! (((((((:


برچسب‌ها : شیم
+ یکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - 17 چآی  |

۶ تا نظم‌دهنده لباس تو سایزای مختلف گرفتم، واسه شال‌، شلوار، لباس‌زیر و جورابام

بعد چقدر خوبه! چرا این همههههه‌ساااال برای خریدش مقاومت میکردم؟؟

وای دختر انقدر همه‌چیز مرتب شده، کیف میکنم! برای لباس خونگیامم باید بخرم، قیمتیم ندارن! ۴۰-۳۰ تومنن! درمقابل اون حجم نظم و تمیزی که میده به‌نظرم هیچ هیچ(((:

+ شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

دوماه پیش که دید عکسم بک‌گراند گوشیمه به‌شوخی و خنده گفتش خودشیفتگیم حدی داره!

گفتم عکس واسه دوسال پیش و وزنم در مطلوب‌ترین عدد خودشه و دلم میخواد برگردم به اون وزن! یک‌طورایی این عکس انگیزس..

امروز اسکرین‌شات بک‌گراندشو فرستاد، عکس نمیدونم برای کِی هستش ولی دهنش عین‌اسب آبی باز بود و از ته دل میخندید!

نوشت که انگیزه شده واسم برگردم به اون دورانی که همینقد شاد و خوشحال بودم، همون دورانی که راحت میخندیدم.

+ شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۲ - 19 چآی  |

پادکست دومیم DoMim | اپیزود پنجاه‌وششم، سافرجت‌ها که بودند؟

این پادکست به گویندگی مهسا محق هستش، تو هر اپیزود از این پادکست درباره داستان‌های واقعی آدم‌های واقعی صحبت میکنه. تاجایی که متوجه شدم بیشتر از تاریخ غرب صحبت کردن و اپیزود‌هاشون درباره مسائل به نسبت تکراری هستش.

البته تکراری شاید واژه درستی نباشه بهتر بگم بیشتر درباره مسائلی که بُلدتر هستش صحبت کردن.

مثل جان اف کندی، پرنسس دایانا، دیوار برلین، استالین و ..

ولی بنظرم خوب بلدن داستانو تعریف کنن هرچند از مکث بین صحبتاشون خوشم نیومد.

داستان این اپیزود چی هستش؟

از اواسط قرن ۱۹، اساسی‌ترین و مهم‌ترین جنبش‌ زنان شروع شد! زنان برای دهه‌ها درخواست کرده بودند که در مسائل سیاسی دخالت داشته باشند و به عنوان یکی از اساسی‌ترین حقوق شهروندی بتونن که رای بدن! در ابتدای قرن بیستم، این زنان مبارز موسوم به سافرجت‌ها خیلی ساده دیگه جواب «نه» را نپذیرفتن و دست به اعمالی زدن تا ایدئولوژی سیاسی خودشون رو پیاده کنن .. داستان اتفاقاتی که افتاد رو میتونین تو این اپیزود گوش بدین🍃.


برچسب‌ها : پادکست
+ شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۲ - 0 چآی  |

یه دوستی دوران دبیرستان داشتم که ایشون تپه‌ای جا نذاشته بود! همه رو یک‌دور فتح کرد .. سر همین داستان‌ها سال آخر دبیرستان ارتباطمو باهاش قطع کردم و کلا رابطمون بهم خورد.

امشب یکی از دوست‌پسرای اون زمانش تو اینستا بهم ریکوئست داد((: یارو هنوزم داغونه!

خودش کجاست؟ ولله آخرین‌بار که تابستون یکی از دوستان توضیح داد یک شوهری داره و سالی چند مسافرت خارجه و استوریاش از لباسای مارک‌دارشه..

شغلش نمیدونم چیه ولی هرچی هست 🤌🏻 تونسته!

+میگیری چی میگم؟ (((:

+ جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲ - 23 چآی  |

آخرین قسمت سریال یوسف رو امشب دیدم، متاسفانه نمیدونستم و نشد از اول ببینم!

کلا دوبار این سریالو دیدم، برعکس سریال مختار که حتی نشد یک قسمتم ببینم ولی دلم میخواد بارها این سریالو ببینم؛

داستان یوسف، چه واقعیت باشه و چه افسانه و ساخته ذهن انسان، من دوسش دارم.

بنظرم تو داستان یوسف، بیشترین زجر رو زلیخا کشید نه یعقوب! یعقوب تنها غم فراق رو کشید ولی زلیخا همه‌چیشو از دست داد .. حقیقتا بانو ریاحی بازیگر توانایی هستش🤌🏻🥲.

+ جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲ - 23 چآی  |

راست راست تو چشام زل زد و گفتش بعد اینکه دفاع کردی دوباره کنکور بده واسه پزشکی! |: (((((((((((((((:

سوگل خلیق رو دیدین تو سریال دفتریادداشت؟ چطو یدفعه میزنه زیرخنده(((:؟ همون‌مدلی خندم گرفت(((((:

+ جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲ - 19 چآی  |

چندوقتیه خیلی اشتهام باز شده، زود به زود دلم ضعف میره و گرسنم میشه ..

هی میگردم علتشو پیدا کنم🤦🏻‍♀️😤.

+ پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

چندروز پیش با دوستم رفته بودیم کاسپین،،

اونقدری که اون تو جو خرید بود، من نبودم! چیز خاصی نخریدم ( یکمی خوراکی و با دوسه دست لباس )

ولی قیمتا به‌نظرم مناسب و جنسام خوب بود.

+دوستم کلی لوازم آرایشی-بهداشتی-خوراکی و چند دست لباسی خرید، تو رستوران که نشسته بودیم با ذوق یکی یکی وسایلارو نشونم داد(((((:

+ پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

دیروز بله‌برونش بود و امروز عقد .‌.

چقدر خوشحالم واسشون💚

و چقدر خوشحالم که یک سر ماجرا برمیگرده به من!

+ پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

سه بار دیگه باهام تماس گرفتن، یه کارت بانکی خالی پیداکردم و شماره شبا رو فرستادم..

یه تومن ریختن ((:

+ پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

دوست دارم بی‌‌دغدغه شوم
قهوه‌‌ام را بردارم
بروم وسط پاییز بنشینم
کتابی باز کنم و در حالی غرق در وادی کلمات شوم که عطر باران مشامم را پر کرده ،
باد خنکی می‌‌وزد و برگ‌‌های خشک را با خودش همراه می‌‌کند
و درخت‌های بی‌‌‌بار و برگ پاییز ،
زل زده‌اند به منی که دارم عمیقا نفس می‌کشم و برش کوتاهی از جهانم را در کالبدی آرام و خوشبخت ،
زندگی می‌کنم و رنج‌ و اندوه زمانه را روی طاقچه‌ی خانه
جا گذاشته‌ام ..


برچسب‌ها : نرگس‌صرافیان‌طوفان
+ یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲ - 20 چآی  |

از دفترمرکزی دانشگاه تماس گرفتن که شما معدلتون فلانه و بخاطر این به مناسبت روز دانشجو قراره مبلغی بعنوان هدیه براتون واریز بشه، بعد یه شماره 0911 رو خوند و گفت شماره شباتون رو بفرستین..!

معدلم رو تقریبی درست گفت، باز چند صدم پایینتر

بعد خودشو معرفی هم نکرد! صرفا گفت از دفتر مرکزی

😶

به همکلاسیام پیام دادن و کسی باهاشون تماس نگرفته!

آیا کلاهبرداری از طریق شماره شبا قابل انجامه؟🙄

+بیخیالش شم؟😂

+مگه قبلاها کارت هدیه نمیدادن؟

+ یکشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲ - 17 چآی  |

تا اینجا حساب کردم برای سال دیگه ۴ تا لباس مجلسی میخوام! دوستامم امون نمیدن

یکی یکی پشت هم

آروووووم ترررررر |:

+ خداتومنم هستن🥲 چرا انقدر گرون😑.

+ حالا یکیشون بعد ۴ سال دوستی میخواد پسررو معرفی کنه، گمونم واسه اونم میخوام🤣.

+ شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۲ - 10 چآی  |

از قبل برای استاد توضیح دادم این کار شدنی نیستش، مردم قبول نمیکنن!

میگه نههههه، این مردم تشنه یادگیری هستن!!!!

حالا عین خر جفتمون تو گِل گیر کردیم |:

آره بیبی! تشنه یادگیری|:

+بلانسبت خر!


برچسب‌ها : ارشد
+ شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۲ - 10 چآی  |

دوستان من که گفته بودم کسی تو زندگیم نیست چرا هی کامنت تبریک میفرستین!🥲😂

بی‌معرفتم شدم چرا خبرتون نکردم؟

+ خدایا😶🙄🚶🏻‍♀️

+ شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۲ - 0 چآی  |

یکی از بیشترین موردهایی که این روزها میبینیم، مشکلات گوارشیه!

اصلی ترین و مهمترینش یبوست هستش.

یبوست دلایل مختلفی داره و مطمئنم بارها بهتون گفتن که "ورزش کنید، میوه و سبزیجات زیاد مصرف کنید، آب زیاد بنوشید".

3 مورد بالای از درمان‌های عمومی برای یبوست هستش ولی مهمه که تو بدنتو بشناسی!

چندتا توصیه میکنم ولی خب اگه یبوست مزمن داری و خیلی اذیتی حتما زیرنظر یک پزشک باش ..

یبوست اگه درمان نشه عوارض خیلی بد و دردناکی رو به همراه خودش میاره، از جمله موارد پرتکرارش هموروئید (بواسیر)!

1. بدن خودتو بشناس. ببین با چه چیزهایی دفع راحت‌تری داری، چه چیزایی وقتی میخوری و یا انجام میدی باعث میشه روده هات خیلی خوب کارکنن.

2. حواست به تعداد و مقدار دفعت باشه. مثلا شما یبوست مزمن داری ولی باید بدونی تو هفته چندبار روده‌هات کار میکنن، یکی هر سه روز یکبار هستش ولی روز چهارم شد و دفعی نداشت باید جدیتر دنبال قضیه باشه که چرا اینطوری شده و باید چیکار کنه که خوب عمل کنه.

2. ورزش کن. ولی انتظار نداشته باش همه ورزش‌ها به طور یکسانی بهت جواب بدن، شاید بدنت با پیاده‌روی بیشتر جواب بگیره، یکی با بدنسازی یکی با یوگا! پس باید ببینی چه فعالیتی بیشتر جواب میده.

3. مصرف سبزیجات داشته باش. ولی خب حواست باشه یوقتایی خود سبزی مثل جعفری و ریحان بدنت جواب میده یوقتی هم نه! تنها با مصرف سالاد خیلی بهتر جواب میگیری.

4. آزمایش بده، شاید کمبود منیزیم و یکسری ویتامین های بدنت باشه و با مصرف منیزیم اونم چندبار در هفته بهتر جواب بگیری.

5. صبح‌ها سعی کن با یک لیوان آب ولرم شروع کنی، اگه خیلی حوصله داشتی آب ولرم با خاکشیر ترکیب خیلی خوبیه! (جواب میگیری!!)

6. مصرف انجیر خشک، برگ زرد آلو هم پیشنهاد میشه؛ میتونی چندتا انجیر رو با آب تو یه ظرف دربسته بریزی و روزانه نصف لیوان آب و دوسه تا دونه انجیر بخوری.

7. طب سنتی، بارهنگ+ عرق نعنا+ عرق هل تو قوری میریزی و میذاری بجوشن( یه حالت ژله‌ای به خودش میگیری) 20 تا 30 دقیقه قبل غذا مصرف کن.

8. شکمتو ماساژ بده، درست از زیر سینه به صورت دورانی با روغن زیتون یا حتی لوسیون هم میتونی( بهتر هستش شبا قبل خواب انجام بدی تا صبح دفع راحت‌تری داشته باشی).

9. استفاده از ملین ها، مثل منیزیم هیدروکسید هم اگه موارد بالا جواب نداد حتما استفاده کن.

10. زمان بده، یکمی به روده هات اجازه فعالیت بیشتری بده، شده یک زمان 10 الی 15 دقیقه تو دستشویی بشین (اینم بگم بهترین نوع توالت، توالت ایرانی هستش).

+ اگه موردی جا موند، اضافه میکنم.

+ اگه کسی تجربه‌ای داشته و جواب گرفته حتما کامنت بذاره.


برچسب‌ها : ارشد, بیمارستان
+ جمعه ۱۰ آذر ۱۴۰۲ - 17 چآی  |

[مطالب قدیمی‌تر]