"غ" بشدت نگران بالارفتن سن ازدواجشه و مدام درارتباط با ازدواج صحبت میکنه؛ یعنی هرسری ببینیش یا چت یا تلفنی صحبت کنی بعد از ۵ دقیقه صحبت بحثو میکشونه سمت ازدواج.
اکثر توییتهایی که میزنه هم درارتباط با ازدواجه، حالا تو اینستاگرام زیاد جار نمیزنه ولی درکل حجم نگرانیش مشخصه.
البته من به تازگی متوجه شدم که اکثر دوستان دوران مدرسش ازدواج کردن و تنها اون تو گروه دوستیشون مجرد.
"پاک" میگه که کاش یه سوت از نگرانیشو تو داشتی!
هی میگفت سوت سوت بعد تازه متوجه شدم برای اندازهگیری طلا میگن (((: روانمو بهم میریزن انقدر که باکلاسن.
ارتباطم با غ خیلی محدود شده ، با این حال دورادور میبینم که توییتای غمگین میذاره، استوریاش غم میباره، تو گروه حرف نمیزنه!
از پاک جویای احوالش شدم، بعد دفاع پایاننامش، از کارش اومده بیرون، با دوستپسرش کات کرده و داروهای افسردگی مصرف میکنه!
یهو بچه به کل از این رو به اون رو شد !
تا همین چندماه پیش مسافرتای مختلف میرفت، از دوست پسر جراحش میگف، از همکاراش، از برنامههاش . خیلی خوشحال بود ..
کاش وقتی قرار بترکیم یهو همه چیمون با هم نترکه!
عکس خودشو دوستپسرشو فرستاده
کلی بوس و قلب میفرستم ، میگم دورت بگردم چقد بهم میاین.
ی عکس دیگه از پسره میفرسته میگه خیلی سرتره نه؟
میگم دیووونه ای ! البته که نه! کی همچین چرتوپرتی گفته!؟؟
میگه سین!بهم میگه بیشتر به خودت برس و ..
میگم سین غلط کرد ! چرتوپرتا چیه ! بیخیال دختر ! اهمیت نده.
چند لحظه بعد پیج یه پزشکیو میفرسته میگه میخوام برم پیشش!
میرم تو پیجاینستاگرامیش ، فیلد کاریش جراحیهای ترمیمی زیباییه
میگم قربونت برم تو خیلیم زیبایی به حرف اون سین(چندتا فحش آبدار نثارش میکنم) گوش نده!
میگه میخوام برم کانتوپلاستی
شاید از این قیافه دراومدم
خیلی ازم خوشکلتر و جذابتره نه؟
به چی من دلخوش کرده؟
اصلا چی شد اومد بهم پیشنهاد داده !؟؟
+یعنی دلم میخواد برم سین رو جرواجر کنم ، دختراحمق !
غ برای اخرهفته میاد تهران و اشاره کردش که دوست داره تولدش رو پیش ما باشه
باکلی شرمندگی نوشتم من نمیدونستم ! من برگشتم خونه
یه چند دقیقه بعدش نوشت ،، کی برمیگردی؟
میخواستم روز قبل دُز دوم برگردم ولی واسش نوشتم چندروز قبل تموم شدن اردیبهشت برمیگردم ..
..
گفته بودم؟
این روزای آخری هستش که همه دور همیم ..
غ طرحشو شهر دیگه میره
بانو قراره علاوه بر طرح جای دیگه ای هم کار کنه و دوجا کار میشه
سین که درگیر اپلای و فاند و ویزا و رفتنه
و من و پاک .. مشخص نیست ..
شاید من برگردم شاید پاک
شاید جفتمون بمونیم و شاید جفتمون بریم ..
وضعیت مزخرفیه
من از این مدل آدمام که همون لحظه ای که آهنگی گوش میدم و لذت میبرم رو واسه یکی بفرستم
ولی خب باید به این موضوع توجه کنم این آهنگ سلیقه فرد مقابل هم هست یا نه؟
هیچکدوم از دوستام مث خودم نیستن
این مدلی نیستن که هر آهنگیو گوش بدن و نظر بدن..
بانو که تو فاز آهنگای خارجی و غمگین از اون مدل ها که ضجه بزنی
غ که تو فاز آهنگای شاد جدید ، فقط از خواننده های نسل جدید حمایت میکنه
سین رپ گوش میده و پاک سنتی و پاپ
مُج و ح هم مدلای مختلفی گوش میدن ولی ولی بازم تفاهما خیلیییی کمه
الف هم تازگیا آوردم تو خط آهنگای رپ بازم البته غُر میزنه
چندوقتی با *خ صحبت میکردم ،، بین صحبتاش واسم آهنگ میفرستاد
اصلا تفاهم نداشتیم .. چون همش اهنگ شاد گوش میده
من اصلا نمیتونم پشت سر هم آهنگ شاد گوش بدم ..
..
اومدم غُر بزنم ..
اینکه من هیچ آدمی تو زندگیم ندارم که سلیقه موسیقیش مطابق سلیقه من باشه
تو یک مسیر هر آهنگی که میذاریم جفتمون لذت ببریم
من هر نوع آهنگی گوش میدم از رپ و پاپ گرفته تا سنتی و قدیمی و خارجی
..
با نون و ف هم اصلا تفاهم نداشتم
خصوصا نون ! وقتایی که AUX رو میداد دستم تا آهنگ بذارم وسطای راه دیگه غر میزد واااای خدای من بزن بعدی بزن بعدی
-.- مردک یبس
/:
از برچسبای آهنگ مشخص هر وقت رو چه آهنگایی قفلی میزنم
..
نیمه گمشده عزیز
دورت بگردم!
لطفا لطفا سلیقت مثل من باشه
همونقدری که از صدای هایده و سوگند و حصین لذت میبری از صدای قربانی و صادقی و ابی و چاوشی و خلسه و لیتو و Dua Lipa و Linkin Park و Cohen هم لذت ببر .. مرسی💚
..
پ.ن:گمونم باید برچسب مُج رو راه بندازم
بیدار که شدم ، دیدم دوبار تماس گرفته ..
نگران شدم ، سریع رو تخت نشستمو زنگ زدم
با یه صدای از سر ذوق تشنج کرده ای گفتش
کی دِیت اول ماچ میده؟؟؟
یذره میمونم ، بعد میگم چه غلطی کردی ؟
میخنده میگه میگم کیییییی دِیت اول ماچ میده ؟؟؟؟
رو تخت دراز میکشم و بهش میگم بس که هَوَلی
میگه واااای بهترین دِیتی بود که تو این چندوقته رفتم ..
میگم خب حالا چطور بود؟ میگه دیگه داشت میرفت سمت فرنچکیس
میگم ببند /: دِیتت چطو بود ؟
و شروع میکنه به تعریف ..
+بیا اینم پرید ((:
به بچه ها گفتم یه فیلم معرفی کنید تو راه ببینم حوصلم سرنره
سین گفتش چه ژانری باشه
گفتم گریه دار نباشه فقط
((((: اسم فیلمو گف ، زدم دانلود شه(خودم مشغول جمع کردن وسایل بودم)، حتی قبلش داستانو چک نکردم و نقد هم نخوندم بازیگرام ندیدم کیان
نمیدونم واقعا چرا بهش اعتماد کردم
بقیه هم چیزی نگفتن ..
تو راه که بودم یکمی پادکست گوش دادم یکمی اهنگ ،، تو اینستا چرخی زدم و کانالای تلگرامو بالاپایین کردم .. دیگه وسطای راه بودم زدم فیلمو
..
فیلمش خیلی سمی بود |:
ینی اصلا هیچ داستانی نداشت
فقط بر محور یک موضوع میچرخید
واقعا شانس اوردم به پنجره تکیه داده بودم ، کسی پیشم ننشسته بود
و از همه مهمتر هندزفری تو گوشم بود!!!
تو گروه نوشتم لاشی این چه سَمّی بود که گفتی
انگا بقیه منتظر بودن ،، ترکیدن از خنده
ینی فیلم مزخرفش اینطوری بود ،، هی میزدم جلو هی میزدم جلو
هیچی به هیچی |:
سین میگه لازمت بود -.-
غ میگه واقعا تو این .. نمیشناسی؟؟ چرا اعتماد کردی اخههه
بانو ویس صدای بلند خندشو میفرسته
و .. برید گمشید |:
بانو تو گروه پرسید واسه دیت پنجشنبش تو کافه چی سفارش بده؟
میدونم الان میگید این چه سوال مسخره ای بود که این بشر پرسید ولی خب بذا بگم واست که این دخترمون هر دیتی که رفته یه دست گلی به آب داده ..!
اون سری لته سفارش داد ، سرش کف داره دیگ|: چسبید پشت لبش!
یه سری جوجه کباب سفارش داد بعد با استخون و بی استخونش قاطی بود ، نتونست مبادی اداب رو رعایت کنه با چنگال و چاقو درگیر ریز ریز کردن جوجه بود که شوت شد وسط میز
یه سری دیگه سالاد سزار سفارش داد ، سسش ریخت رو لباسش
یکسری دیگه آفوگاتو سفارش داد ، بستنی و قهوه جدا اوردن واسش و اون وسط نمیدونست چه غلطی باید کنه !! هنگ کرده به صحنه روبروش خیره شده بود که طرف مقابلش واسش توضیح داد -_____- بعدم سرش غر زدیم که چرا وقتی یه کوفتیو نخوردی سفارش میدی
گفتش یه چیز عجیب غریب پسره سفارش داد گفتم یه چیز ساده سفارش ندم|:
..
حالا از الان استرس دیت پنجشنبه رو داره ،، با پسره تو اینستا اشنا شدن ،،
سر راهنمایی های سین که چگونه با استوری های مرتبط شخص موردنظر را به دایرکت خود بکشانیم..
غ گفتش محض رضای خدا ماسالایی کاپوچینویی درهمین حدود
پاک سریع گفت نه نه کاپوچینو سرش کف داره
گفتم نظرت با چای و یه اسلایس کیک چیه؟
پاک سریع تز از دفعه قبل(((: نه نه کیکش خامه ای باشه که وا میره اون وسط ،،این دختر هم که به کثافت خوری عادت داره نمیفهمه داره چه کثافتی به بار میاره|:
چندمین بعد بانو گفتش ناهار میریم یه فست فود تو میرداماد
سریع گفتم ببین دور سوخاری و پیتزا و برگر رو خط بکش
سین گفتش نظرم پاستا خوبه! بانو پاستا پستو یا پنه سفارش بده
..
انشالله دیت 5شنبه ش به خیر بگذره .. این بچه خیلی رو این طرف حساب وا کرده(((:
خدایی سر پاستا نباید سوتی بده دیگه
هیچی به ذهنم نمیرسه سر پاستا !!!
برنامه یلدا بهم خورد!
هرچند خیلی خوش میگذشت ولی خب هممون به این نتیجه رسیدیم بانو بره خونه داداشش اینا خیلی خیلی بهتره!!
امیدوارم فرصتی بشه که روابطشون بهتر شه ..
درنتیجه سین میره ویلا دوست پسرش ! پاک با دوست پسرش و هم خونه ایش و پارتنرش اینا میرن بیرون
غ پیش خونوادشه ..
منم خوابگا تنهام ^_____^ !
بله ![]()
بانو برای شب یلدا دعوتمون کرده ..
چرا انقد زود اعلام کرد؟
بخاطر اینکه از اسم من سواستفاده کرده|:
قرار بود امسال برن خونه داداشش اینا خونواده زن داداشش هم میان
بعد خانم چون بدش میاد از اونا
رفته پیش مامان باباش گفته اره تنهاستو خوابگاه هستشو کرونا هستو نمیتونم بذارم یلداش تنها باشه!!!!
از اونجایی که مامان بانو خیلی دوسم داره(نمیدونم سرچی شد مادرش بهم علاقمند شد! البته تو اینستا دارمش بیشتر وقتا میاد استوریامو ریپلای میزنه منم با مامانش لاس میزنم)![]()
![]()
اره خلاصه قرار شد اون شب کلا خونه رو بسپارن دست ما و خودشون برن سمت داداشش اینا !
البته اگه محدودیتا تا اون موقع ورداشته شه و بتونن با ماشین برن خارج از تهران
سین و غ و پاک هم میان
سین گفتش نوشیدنیش با من
یه فحشی حوالش کردم و بعدم گفتم من نماز میخونم|:
گفتش باشه |: تو نخور
گفتم نمیشه که همتون اون وسط مسسسسست من هشیاااااار نمیخوااااااام(((((:
غ هم منو تایید کرد ولی 3 نفر به دونفر؟؟؟
ل گفتش دست خالی نری یوقت یچی بگیرا
فک کنم مزه باید با من باشه((:
بساط قلیون و بقیه هم به راهه ..
کاش مست نکنن اون وسط -.-
اصن شب یلدا چن شنبس!؟
دوسه روز پیش تو کلاس
من ، پاک ، بانو ، غ و سین نشسته بودیم
منو پاک سرمون تو گوشی بود
دنبال یه کلینیک جدید بودیم
بانو و غ داشتن غیبت میکردن ( یادم نمیاد کی بود! حواسم پی قیمتا و مدلای دستگاه ها بود(((: )
سین هم درحال لاس زدن..
خلاصه هممون تا یه حدی مشغول بودیم که یهو در کلاسو زدن و گ اومد تو
گ یکی از بچه های ترم ۳ ۴ ایناس و هم رشته ایمونم نیست
ولی باهاش سلام علیک داریم و یه شخصیت کاملا 😁
حالا ..
هیچی اومد تو و ماهم تحویلش گرفتیم
یهو پاک گفت کلینیک ایکس خیلی خوبه همون دستگاهی که ما میخوایمه و قیمتاشم نرمال تر
گ گفت عع منم همینجاااا میرم
ازش پرسیدم دستگاش خوبه؟ مثلا واسه نواحی کل صورت و اینا
گفتش اره بابا من کل بدن میرم
پاچشو داد بالا و اشاره کرد چقد کم شده
غ خیلی رک گفت از کی تاحالا انقد پولدار شدی ماهی ۶۵۰ میدی کل بدن؟
اونم رک تر گفت من نمیدم که میم(دوستپسرش) میده
بانو با یه حالتی گفت عع ینی هرماه یادش میمونه پول بریزه واست؟
یه پیچی داد به هیکلش گفتش نه بابااااا ، میم شماره خودشو داد به کلینیک هرماه دوسه روز زودتر زنگ میزنن جهت یاداوری وقتم
اول اس ام اس واریزی میاد بعدم خودش اس میده که حواسم باشه
سین گفتش آها ((: ۶۵۰ پس میده؟
گ: نه دیگه ۶۷۰ ۸۰ اینا واریز میکنه یوقت من حسابم خالی نباشه پولو نشه برداشت !
..
هیچی دیگه خواستم یاداوری کنم ملت این شکلین حالا تو پی دنگی دادن و حالا اینبار مهمون من باش (((((((:
خبر قبول غ رو که شنیدم کلی بهش تبریک گفتم
نمیدونست تهرانمو کلی خوشحال شد!
اومد تو گروه گفتش که به مناسبت قبولیم بریم یه جایی بشینیم و سیگار بکشیم و حرف بزنیم حالا کنارش یه چیزیم بخوریم(((:
سین گفتش اخرهفته کوه بای
بانو سریع واکنش نشون داد کاش ببندی سین!! من از کوه مگه میتونم برم بالا؟؟
پاک در جواب بانو گفتش واسه هیکل تپلت خوبه یه تکونی بخودت بده غرغرو ، بچه ها من پایم!
منم گفتم عع حالا چی بپوشم((:؟
+واسه کوه عمدتا مانتو کوتا یا تونیک شومیز میپوشن دیگه(((: من متنفرم از لباسای کوتاه!
ای بابا /: اینورام که لباس خاصی ندارم|:
..
پ.ن: سین گفتش یه هودی س*سی بپوش ((: اصلا خوراک کوهه!
میگم من هودی نمیپوشم
یه ببند دهنتو حوالم کرد و گفتش فردا یا پس فردا میاد دانشکده واسم هودی بنفششو میاره!
حالا بشین تا هودی بنفشتو بپوشم سین|||||||: