موهاشو رنگ کردم ، رنگی که خریدم بلوند کاکائویی بود !
خوشش نیومد .. دلش زیتونی بلوندی چیزی میخواست !
با اینکه تقریبا ۲۰ روزی میشه تقویم 1402 رو خریدم ولی هنوز وقت نکردم تو صفحات اولش از اهداف و خواسته هام بنویسم .. برای امسال تقریبا 40 مورد رو نوشته بودم..
نیاز دارم به تاریکی شب و سکوتش
یه آهنگ بیکلام و نوشتن ازشون
+آهنگای بیکلامم رو میذارم تو کانال.
درحالیکه دیشب خیلی دوستداشتم به کسی پیام بدم ، گوشیو کنار گذاشتم و کتاب جدیدی رو شروع کردم به خوندن ..
کتاب برای ایران دوران انقلاب بود و کلا منو برد تو حالوهوای اونروزها
با اینحال دوباره خواب دیدم .. خواب شخصی که نباید میدیدم!
صبح کلافه وار بیدار شدم ، خواب با تمام جزئیاتش یادم بود !! بعد خوردن چای ، دوش گرفتم ، اپیزود جدید راوکده رو پلی کردم و سرگرم پختن ناهار شدم.
لیستی از موادی که باید از قنادی بخرم تهیه کردم ..
دوستداشتم قبل عید سری به رشت بزنم ولی وقت نمیکنم !
دوستدارم برای کسی حرف بزنم ، غر بزنم
اون هم واسم اظهار تاسف کنه و نهایت بزنه تو گوشم !
ولی زبون به دهن گرفتم و خودمو غرق میکنم تو کارای آخرسالی!
خوابم نمیاد ،، بعد از این حسها دارم که به یکی پیام بدم که خیلیوقته ازش خبر ندارم!
😂🤣🤣 وای کاش یکی بیاد گوشیو ازم بگیرررررره.
اونسری رژ + مدادلب + خطچشم خریدم دوروبر ۷۰۰وخوردهای شد
بعد موقع حساب کردن ، فروشندش با صدای بینهایت جذابش گفت عزیزم یه گیفت هم تو باکستون میذارم! به خوشی استفاده کنید.
رسیدم خونه وسیلههارو خواستم بچینم ، گیفت هم وا کردم ، یه لاک زرد! |:
زرد!؟
ینی مزخرفتر از این رنگلاک دیگه نداشتن!؟؟
یکسری هم گیفت بهم اسپری بدن دادن! /:
هرچی آت و آشغالای بدبو و بدردنخور و زشت دارن بهمن میدن !!
حالا بقیه که میان خرید ، لاک میدن قرمممممز جیغ
اسپریبدن خوشبووو هوشازسربر
|:
جدی چقدر یکسری چیزا واسمون اهمیت داره که خودمون ازش بیخبریم!
مثلا من هرگز فکرشم نمیکردم اینقددددرررر تمیزی و مرتب بودن ماشین شخص مقابلم واسم مهم باشه ! تا اینکه سوار ماشین کثیف بدبوش شدم و دلم میخواست فرار کنم(((((:
برای مشکل جسمی جدیدی که بهتازگی پیش اومده ، میترسم برم دکتر !
هی پشت گوش میندازم و از طرفی میدونم هرچقدر زمان بگذره درمانش سختتر میشه ..
باید برم پیش متخصصش!
علاوه بر پشت گوش انداختنم ، میدونم که سخت نوبت میدن و سرشون خیلی شلوغه .. آخرسالیم که هستش
🥺🥲 خدا بخیر کنه.
من کلا نسبت به تتلو گارد دارم و آهنگاشو گوش نمیدم !
خب سلیقهست.
امروز یکی از آهنگاشو فرستاد و گفتش خیلییی به فازت میخوره و حالا من بحث که نمیخوام و ارزش نداره و فلان بیسار
میگه تو حمیدصفت و دایان و مهراد هیدن و این کوفت و زهرماریارو گوش میدی بعد چرا نسبت به امیرقشنگم اینطوریییی ، گوشش بده! بخدا شیفتش میشی !!!!!!!!
+دانلود کردم واقعا حیف حجم
اولش خوب بودا داشت درست پیش میرفت (((: ولی واقعا بعد 1:19 نمیشد گوش داد ! 🤦🏻♀️ چطو میشه !
+آهنگ کیمثلمن رو فرستاده بود 😐😶
تو لیستخواستههای 1401 ، یکی از موارد ؛ خلاصشدن از تنهایی بود!
تنهایی که سال1400 خیلی اذیتم میکرد ..
امروز که نگاهی به wish list مینداختم و جلو یکسریهاش تیک زدم، یکسری های دیگه خط زدم ( نرسیدم بهشون )و یکسریهای دیگه ضربدر ( چون اونمورد دیگه خواستهای نبود که بخوامش)
جلو این خلاص شدن از تنهایی تیک زدم!برگشتم .. و این برگشتن باعث شد که اون تنهایی خیلی کمرنگ شه ، من همینو میخواستم!
یوقتایی خلاف این حرفم میشهها .. خب قرارم نیست همیشه با این منوال پیش بره ولی برای 1401 این مورد یه تیک بزرگ گرفت 💚
خوشا اى دل بال و پر زدنت
شعله ور شدنت
در شبانگاهى ..
#طاهرقریشی_شبانگاهان
+الله الله از این آهنگ💚
+برای شبهای آروم🥺واقعا پیشنهاد میکنم گوش بدینش 💔
اگه دیگه بهش پیام دادم یا پیاماشو جواب دادم😐😒
مردک عنتر
همش استوری میذاره و از موفقیتهاش میگه
البته که حق داره کلی تلاش کرده
ولی خب عنآقا😒 ایش
سر عنوان پایاننامه گیر کردم و همش دارم ژورنالهای مختلف رو بررسی میکنم!یکی از اساتید گفتش راحتترین قسمت انتخاب عنوان ، برعکس بنظرم سختترینش همینه! چون نیاز به شروع داری و این شروع خیلی مهمه که چطوری باشه ..
+قبلترها گفته بودم ، یه دوستِپسری دارم که خیلییی تو پرستاری خفنه ! کلی کتاب نوشته و اختراع ثبت کرده ، داور چندین دوره و مدرس هم بوده ..
بهش پیام دادم و حقیقتش انتظار داشتم کمکم کنه!
عملا پیچوند ! یکسری صحبتای چرتوپرت تحویلم داد! هی بین حرفاش میگفت کی میای تهران ببینمت هی کی میای تهران /:
میدونم درگیر سرکار و خودش داره مقاله و کتاب مینویسه ولی خب نمیتونست یکساعت هم بهمن اختصاص بده و تو سرچ کمکم کنه!؟
+به دوتا دیگه از دوستای دیگمم پیام دادم ، صحبتای اونا با ارزشتر از این بود /:
+ به کل ناامید شدم .
+بهجهنم!
+دختر میخواستم تایید عنوان بگیرم قبل عید 💔
+الان رسیدم به اون قسمتی که به معنویات پناه میبرم چون هرچی خودم انجام میدم که نمیشه لاقل بالاسری یه کمکی برسونه🥲
دانشگام تمام تا بعد عید .
دیروز صبحش زنگ زد گفت کلاست کی تموم میشه؟ گفتم طرفای ۵
گفت میام دنبالت .. اومد و رفتیم یه کافه، قهوه با چیزکیک خوردیم
پیادهروی کردیم و کلی صحبت .
برگشتنی تو ماشین دیگه انرژیم ته کشید .. هفته سنگینی بود و اونروزم از ۶ صبح بیدار بودم
هی برمیگشت سمتم نگام میکرد ،
نامجو آهنگ مرا یادت هست رو میخوند
گفتش بیحالی! اتفاقی افتاده که بخوای بهم بگی!؟
یه خمیاااازه بلند کشیدم ، با خنده گفت آها ! خب بخواب (((:
جدی دخترای لُر و تُرک خیلی خوشکلن! خیلی خیلی 😍
پیشم نشست ، گفتش آره خلاصه ۷۰۰ دادم شومیز و دامن خریدم
۵۰۰ شلوار بگ ، ۴۰۰ شلوار لولهای
یک و خوردهای کتونی ، یکوچندتومن کت خریدم
۶۰۰ دادم پارچه خریدم واسه خودم فلان مدلو بدوزم
۳۰۰ دادم تیشرت و شلوار خریدم
هی گفت
گفت
گفت
تهش گفت خب تو واسه عید چیا خریدی؟
گفتم چیا!؟؟ یدونه شلوار خریدم که اگه مجبور نمیشدم اونم نمیخریدم ((:
لباشو کج میکنه میگه وا بیذوق!! نمیشه که همش تو مهمونیا لباس تکراری بپوشی !!
+نمیخواستم بحث کنم ، از طرفی یکی ذوق عید رو داره! بمنچه☺
+هرچند تهش گفت اینقدر خساست بهخرج نده و لباس بخر🤣
یه قسمتی از موهام کاملا وز شده! خشک ، بیآب
اصلا شرایط خوبی نداره ، ماسک مو و روغنآرگان میزنم
امروز یکی از بچهها پیشنهاد داد کراتین کنم ، گفتش از این حالت درمیاد و صاف و یکدست میشه ولی اصلا دلم نمیخواد !
یکی دیگه هم گفتش پروتئینتراپی و ویتامین اینا برو .
+جدی نمیدونم چیکارشون کنم!
ای جان تو جانم را از خویش خبر کرد
اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید
بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده ..😍💚
#شهرامناظری
+اسمش هرجا یچیزیه🙄
بعد صبح سختی که داشتم عصری فقط خواب جواب بود!
بیدار شدم دوش گرفتم خیلی تنبلانه به لبتاب نگاه کردم و گفتم نمیاااااام سمتت ولم کن🥲
نشستم ریاکت های پاشا به برنامه The voice رو دیدم.
پادکست تراس | اپیزود چهارم ، تجربه زندگی بهعنوان یک CODA !
کلا از پادکستایی که گفتگومحور هستن خوشم نمیاد !
ولی این قسمت تراس جذاب بود ! دوسش داشتم.
پدر و مادر نیوشا ناشنوا هستن ولی خودش شنواست !
از چالشها و مواردی که تو زندگیش برخورد کرده میگه ؛ یکسری اطلاعات بدردبخور ارائه میده که بهنظرم ما حداقل به عنوان یک عضوی از این جامعه باید درارتباط با ناشنواها بدونیم.
دخترک شیرینزبون😍 کیف کردم از صحبتاش🍃
..
قسمتهای دیگه تراس رو هم شنیدم ، مثل داستان شکستهارو بخونیم بهتره یا موفقیتها !؟ که محمدرضا قبادی صحبت میکنه .. اونم باحال بود! خصوصا منکه خیلی به کارآفرینی علاقه دارم.
گفتگوشون حولمحور شکستهایی که خورد ، چالشهایی که هی بهشون برمیخورد و زندگی رو از دید یک کارآفرین تعریف کرد.
..
+پادکست Terrace به گویندگی امیرپارسا نشاط.
حالا هفته آخر اسفندو چه کنم 🥲🥺!؟
این هفته دانشگام و اواخر هفته مهمونی دعوتم ..
بعد اون دیگه وقتم آزاد میشه ، دوسه تا از دوستای تهرانم گفتن برم تهران .. خودمم دلم میخواد !
اخرین بار گمونم آبان بود! ( چقدر دیر و دور )
ولی میترسم موقع برگشت بخورم به ترافیک واسه همون گفتم نمیام ! اصلا نمیشه به مسیر تهران شمال اعتماد کرد .
بهتون پیشنهاد میکنم ، اگه خیلی آدم پرمشغلهای هستین هر ۶ ماه یکبار اتاقتونو ( خونتونو ) بتکونید ! خیلی راحتتر و زودتر کاراتون جمع میشه!
مهرماه که برگشتم خونه تقریبا ۳ الی ۴ روز فقط اتاقو سابیدم ، کلی وسیله ریختم دور و اتاقو از نو چیدم ..
امروز ، ظهر تا غروب تموم شد!
دوباره اتاقو ریختم بهم و کمدارو تمیز کردم ، کف اتاقو طی کشیدم و دکور رو عوض کردم ولی چون چندوقت پیش درستوحسابی سابیده بودم اینسری هم تمیزتر بود هم دور ریختنی نداشتم فوقش چندتا کاغذ اینا ..
سالای قبل که دیگه دوسه روز مونده به اسفند میومدم همش درگیراتاق بودم و کلی انرژی ازم گرفته میشد!
حالا داشتم فکرمیکردم دوره دبیرستانم همینشکلی بود! دوسه روز طول میکشید اتاق جمع و جور شه!!
+از ایده هر ۶ ماه منبعد پیروی میکنم.
1:01:34 صحبت کردیم .. دلم میخواست از پشت تلفن ماچش کنم
انقدری که کمک کرد!
یه آزمون روان فرستادن گفتن باید حتما پرش کنید !
بعد چون مربوط میشه به دانشگاه! خب من واقعیتو نزدم در بهترین حالت خودش جواب دادم ولی نمیدونم کجا سوتی دادم !! زنگ زدن ، بعد معرفی خودشونو احوالپرسی اینا گفتن توی تست مشخص شده شما علائمی از افسردگی داری.
+گفتم تازگیا جراحی داشتم و بهاحتمال زیاد بهخاطرهمونه!
+میدونستم افسردگی دارم ولی یکی به روت بیاره ناراحتکنندس(((:
+خدابخیر کنه😁
۶۰ درصد فالورزام کیشن ، یه مقداری قشم یه چندنفری این وسط کویر میچرخن
فقط منم تو خیابونای رشت بالا و پایین میپرم و هنوز میرم کلاس و بیمارستان!
+پوسیدیم تو این بیسفری !!
تو دوتا پست از آنلاینشاپهایی که قبلا تجربه خرید خودمو اطرافیانم داشتن گفتم ولی خب الان اون دوتارو گمشون کردم |:
..
فاطمهجان لطف کردن پیداش کردن 💚
این دوتا پست .. پست سوم هم درآینده خیلی نزدیک در راهه!
من انقدری پیروز رو دوسش داشتم!
ینی یکی از تفریحاتم چک کردن پیج علیرضا شهرداری و دیدن عکساش بود! توییتر پیج فلات رو میدیدم و چکش میکردم ))):
بچه چرا مُردی؟ وای خدا )))): قلبم.
رفته بودیم قنادی ، لیسک و دوکیلو آرد میخواستم ..
اومدیم بیرون به الف گفتم ، دختر مانتو زرد پوشیده بودا
گفت خب!؟
گفتم از همکلاسیای دوران ابتداییم بود
میگه عع خب سلامعلیک میکردی !!
گفتم دلم نمیخواست🙄
یه نگاهی انداخت و سری تکون داد بعدم گفت خیلی مردم گریزی !
+ خیلی ممنون((((((:
امسال ، برعکسسالهای پیش یکمی خیلی زودتر تقویممو خریدم!
رنگ سبزصابونی هستش خیلی دوسش دارم .. هرسالی که میگذره سادهتر از سال قبلش میگیرم((:
یه دفتر بامزه ۱۰۰ صفحهای خریدم تا نکات آشپزی که یاد میگیرم توش یادداشت کنم ..
گفته بودم!؟
من هیچوقت نمیدونستم چی دوستدارم! ینی اگه این رشته و کار نبود جاش چیو ادامه میدادم !؟
تازگیا فهمیدم! من علاقه زیادی به آشپزی دارم ، پخت و امتحان کردن انواع خورشت و شیرینی و کیک 💚
ل و الف بارها گفتن که باید خودتو ببینی وقتی داری آشپزی میکنی ! بقدری با عشق انجام میدی آدمو ترغیب میکنی پاشه حتی یه املت بپزه.
+راست میگن! مها (همخونه سابقم) اونم خیلی میگفتش.
+دیروز بهش گفتم ، شاید بعدها یه کافه کوچولو یا رستوران زدم ، گفتش خب اونوقت باید مدیریت کنی !صاحب اینجور جاها که نمیان آشپزیم کنن!!
آنلاین شاپای ایرانیو چک میکردم ، امسال اکثر کارها سلیقه من نیستش!
بعد قیمتا خیلی زیاااااد بالا رفته ..
جالبتر اینکه استوریایی میبینم از اتمام موجودی و عدم شارژ دوباره کار و این صحبتها ! گفتم چرتوپرتا چیه کی میخره آخه با این قیمتا بعد اونایی که سایت دارن رو چک میکنم میبینم نه جدی واقعا میخرن! عدم موجودیا دیگه تو سایتم زده !!
+نمیدونم واقعا انگار هنوز من با قیمت مانتوها کنار نیومدم! مانتو ۶۰۰-۵۰۰ رو ینی شما بگیر آشغال! هم جنس پارچه و دوختشو مدلش !
مانتو خوب بخوای باید یکتومن حداقل بذاری کنار
شلوارم که زیر ۴۰۰ پیدا نمیکنی
شالها همه بالای ۱۹۵ تومن!
دیگه چی میمونه!؟
آها کفش .. نگم از قیمت کفشای چرم و کتونی .. اوووووف !
+بعضی اوقات تو ذهنم اینطور میچینم که حقوق وزارت علوم (کار) پایه الان اینقدره، وزارت بهداشت هم اونقد خب بعد چطور اینقدر پولدارن که علاوه بر لباس میتونن موهاشونو درست میکنن ، هم ابروها و مژهها ، ناخنها هم که همه ژلیش کردن.
+جدی واقعا بدون شوخی من منتظر بودم آف زمستونیارو ببینم یدونه بارونی واسه خودم بخرم ،، بنظرم حتی قیمت آف خورده هم نامعقول بود!! حالا لباسای زمستونی کَت و کُلُفت ترن!! اینا چی یه تیکه پارچه نازک /: