آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست
پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست ..🍃
#گیلدخت_محمدمعتمدی
هفتهای که گذشت بهقدری سرم شلوغ بود و مشغله داشتم که اینستاگرام و بقیه اپلیکیشنها رو اصلا چک نکردم،نهایت آنلاین شدنم چک تلگرام بود، اونم گذری ،ببینم پیام خاصی دارم یا نه ..
به الف میگم بالاخره به این نقطه از زندگیم رسیدم ! صدالبته که دلیل اصلی آنلاین نشدنم دسترسی سخت به این اپلیکیشنهاست
ولی واسه خود شخص من این مسئله تازگی داره ..
+حتی با وجود کنکور و شیفتا و خونهداری و پخت و پز این صحبتا من هیچوقت انقدری از این فضا دور نبودم ..
+ینی میرسه اون روزی که این یک هفته برسه به یک ماه !؟
+واقعا خستم از این اپلیکیشنها ..
همکلاسیم که هم همسر ، هم مادر ، هم کارمند و هم دانشجو ..
اونروزی زنگ زد و گفتش کم آوردم ونمیرسم ، هرچقدر برنامه ریزی میکنم عقب میفتم ، بهم فشار اومده و قرص پروپرانولول میخورم! شبا خواب راحت ندارم ، چرا اساتید همکاری نمیکنن ، ترمای بعدیم اینطوره؟؟
+پیش خودم گفتم من شاید ده درصد درگیریهای این زن رو داشته باشم و همش غر میزنم !
ماشینو رو به دریا پارک کرد ، یه آهنگ بیکلام درحال پخش بود
به مانیتور دقت کردم دیدم نوشته
My Piano , The clouds ; Febrizio Parerlini
هوا دلگیر ابری ، بعد یه بارون سنگین بوی شن و دریا قاطی شده بود ..
حرفم نمیومد ، اونم ترجیح داد ساکت شه ..
حل شدم تو دریای غمگین .
تکالیف این روزا زیاده و وسواس من تو خوندن مقالات باعث شده خیلی عقب بیفتم !
بعد این همه مدت میدونم کجاهای مقاله رو بخونم میتونم یه بیبکارت از توش درآرم ولی ولی نمیدونم چرا اینطوری شدم !
+چشام این روزا خیلی تحت فشار .. پشت سیستم نشستن علاوه براینکه به کمر و گردن فشار میاره بیشترین صدمه رو به چشما میزنه
امروز رفتم عینک بلوکات سفارش دادم ! لازمم بود .. هرچند مبلغش کمرمو شکست(((((":
إن أراد الله أن يُرسِل لكَ الخير ، حملهُ إليكَ ولو على ظهرِ عدوّك .
اگر خدا بخواهد؛
خیری برای شما بفرستد، آن را حتی بر پشتِ دشمنتان به شما خواهد رساند ..🍃
تو اینستاگرام پیج چندنفری که اروپا و آمریکا زندگی میکنند رو فالو میکنم ( ایرانی نیستن )
بعد حالوهوای کریسمس این روزاشون انقدری جذابه که واقعا دلم خواست!
تا چندسال پیش نوروز هم همینطوری بود واسمون!
یادتونه؟ همه جارو خوشکل میکردن،چراغونی میکردن،موسیقی های خیابونی کلی از این برنامه ها
سالهای اخیرم اینطوری بود؛ ولی خیلی کم اونقدری کم که به چشم نمیومد !
+دلم حالوهوای کریسمس رو خواست ، بدوبدوهاشون ، کادوخریدناشونو ..
+اینجا از بس تورم بالاست و تو خرج خودمون موندیم عید که میشه شاید ۷۰ درصدمون غم و غصه مخارج کمرمون رو خم میکنه ..
شلوارو پام کردم و قسمت رونش تنگ بود !
کارد میزدی خونم درنمیومد((:
+کاش لاغرشم ((((((: خیلی زشت شد ! اینطوری نباید میشد !!
اما از پادکست هایی که این روزها گوش میدم و قبلا هم بهتون معرفیشون کردم .
پادکست رُخ داستان زندگی صدام رو پخش کرد ( خیلییییی دوسش داشتم ! )
پادکست چای با بنفشه این روزها داستان هفت پیکر رو میگه و اونم دلنشینه.
پادکست ساعت صفر هم که داستان سریالی هستش و تموم نشده.
پادکست راوکست اپیزود 53هوپاتیا که برعکس باقی اپیزوداش بنظرم ضعیف بود !
پادکست رپاپ اپیزود 5 دختران کوبانی ، لذت بردم!
برای آخرهفته فیلم The best of me 2014 رو دیدم ..
قشنگ بود ، فقط خیلی حالوهوای فیلم The nootbook 2004رو داشت .
سریال آنتن دیگه قشنگ نیست!
سریال پوست شیرم فصل دومش رفت واسه یکی دوماهه دیگه!
سریال جیران هم .. چرت شده خیلی چرت!
این روزا بیشترین تلاشم ، سازگار شدن با اطراف و آدمای اطرافمه
بزرگترین مزیت زندگی قبلیم خلوت کردن بود .. خلوت با خودم !
وقتایی که دلم میگرفت قدم زنان میرفتم سمت بلوارکشاورز، ولیعصر ، پارک ساعی ..
مینشستم تو کافه ، آیس موکا یا کارامل ماکیاتو سفارش میدادم وقتاییم که اوقاتم تلخ بود لته انتخابم بود ..
چندروز پیش که دلم گرفته بود و قدم زنان تو شهر میچرخیدم از یکی از کافه های معروف شهر موکا خریدم
دوسش نداشتم ..
دلم بیشتر گرفت بغض کرده واسش نوشتم دلم موکا میخواد ! ): یه موکای خوشمزه ! ):
یکی از دوستامون عمل اسلیو کرد دوماه پیش ..
تا الان ۲۶ کیلو وزن کم کرده
کم کم میخواد ناپدید شه 😑
مرسی از تبریکاتون 💚🥺 مثل همیشه کلی شرمندم کردین
+قشنگایی که کامنتخصوصی بدون آدرس میدن نمیدونم چطور لطفشونو جبران کنم😅دورتون بگردم مرسی مرسی🌱🍃
مدیر تحصیلات تکمیلیم امروز گفتش آره دانشجوی ارشد داریم ورودی ۹۶ هنوز دفاع نکرده ! مگه دکتراست یا کارشناسیه ۴ سال بیشتر طولش میدین !؟؟
+آرومتررررر |: چقد استرس میدین
رفتم پیش مدیرگروه درارتباط با یه موضوعی صحبت کنم
گفتش که هنوز دنبال عنوان نرفتی ؟ گفتم نه واقعیتش هنوز موضوع جذابی پیدا نکردم
با یه لحنی گفتش شما که مجردی بگرد دنبال یه موضوع درستوحسابی تر کار کن روش !
+بخدا مجردام زندگی دارن! کی دست میکشن از این دیدگاه آخه !
+یطوری گفتش انگار من بیکار عالمم فقط باید بشینم پایاننامه بنویسم
|:
اصلا دستودلم واسه خرید نرفت .. اونم تو بلک فرایدی !
البته تخفیف خوبیم ندیدم که رغبت کنم ..
بهجاش شیم تا تونست خرید کرد ، تلگرام ۲۳ تا عکس فرستاد از خریداش از پولیور و بافت گرفته تا بارونی و لوازم ارایش بهداشتی.
اولین باری که رفتم لیزر صورت یه تیکههایی رو نشونش دادم گفتم اینجاها موی ضخیم درمیاد .. اپراتور گفتش خب کل صورتو یهو بزن دیگه !
+و این شد سرآغاز دوسال متوالی لیزر صورت رفتن؛رشد و ضخیمتر شدن موهای صورت ..
بنظرم تا جایی که میتونین صورت رو لیزر نکنین! نهایت پشت لب
جاهایی مثل زیربغل و بیکینی خیلی بهتر و بیشتر جواب میده .
الان هم سی روز که میشه یهو رشد موهای صورتم زیاد میشه عینهو ریش تیغ تیغ میشه ! اصلا خوب نیس و خیلی اذیتم سر این موضوع
کلینیک جدیدی که رفتم قرار شد زیرنظر پزشک و اپراتور پیش برم و امیدوارم بهترشم.
+این روزام برای اینکه صورتمو شیو نکنم مجبورم پرایمر بزنم روش کرم ضدآفتاب و بعدم کرم پودر ، سنگین میشه ولی یه مدت باید تحمل کنم!
امروز که نگاه کردم تیک خورد !
257 ساعت و 19 دقیقه پادکست گوش دادم😍
-
از اول سال تنها 4 کتاب غیر درسی خوندم و تا آخرسال سعی میکنم به 6 تا برسونمیش ..
+کتاب ناطوردشت رو نمیدونم خوندین یا نه ! آخرین کتاب بود که خوندم خیلی شیرینه ..
کلا از صدای کوهن خوشم میاد ، یه فولدر از آهنگ هاش جمع کردم ، غرق میشم تو اون صدای لعنتیش ..
+یه چیزی خیلی وقته ذهنمو مشغول خودش کرده؛ اول خواستم به ایکس بگم بعد گفتم بذار اینجا بنویسم شاید کسی تجربه مشابهی مثل من داشته باشه
چندوقتی هستش خواب یه بنده خدایی رو میبینم ( از وقتی برگشتم شهرمون شروع شده)
رابطم با این شخص بهم خورده ، خیلی بدم بهم خورده !
نمیدونم دلیل این خوابا چیه ! شاید چون تو همین شهر باهاش خاطره دارم و از وقتی برگشتم تو ضمیرناخودآگاهم ثبت شده
بهرحال درحال صاف شدنم ! خوابای خوبی نیستش.
بهش پیام بدم !؟
یا اصلا دلیلی نداره و دووم بیارم تا این ضمیرناخودآگاهم یادش بره !؟
یکی از همکارا از بیمارستان قبلی پیام داد
یه پسر بسیار متشخص و مهربون، خیلی تو کارا کمکم کرد ، متولد 73-72اینطوراس ، پیمانیم هستش.
حال و احوال پرسید و چیکارا میکنی
درنهایت ازم درارتباط با ارشد پرسید ، وسوسه شده ! دوجا کار میکنه و گفتش شرایط مهاجرت به هیچ عنوان نداره ، گفتش میخونم شاید اتفاق مثبتی افتاد
اخرای صحبتامون بود که گفتش درسته یک سال همکار بودیم ولی ته تغاریمون بودی ! رفتی جاتو خیلی خالی میکنیم((:
+از ته قلبم امیدوارم موفق بشه.
یادم افتاد ، سه سال پیش یکی از بچه های خوابگاه کانتوپلاستی کرده بود.
خیلی بد کبود شده بود و خیلیم درد کشید .. درنهایت از نتیجه راضی بودا ! ولی خب صاف شد سر این جراحی
اون موقع 50 میلیون اینطورا داده بود.تا 6 ماهه چشاش تا به تا بود بعد کم کم قرینه شد.
عکس خودشو دوستپسرشو فرستاده
کلی بوس و قلب میفرستم ، میگم دورت بگردم چقد بهم میاین.
ی عکس دیگه از پسره میفرسته میگه خیلی سرتره نه؟
میگم دیووونه ای ! البته که نه! کی همچین چرتوپرتی گفته!؟؟
میگه سین!بهم میگه بیشتر به خودت برس و ..
میگم سین غلط کرد ! چرتوپرتا چیه ! بیخیال دختر ! اهمیت نده.
چند لحظه بعد پیج یه پزشکیو میفرسته میگه میخوام برم پیشش!
میرم تو پیجاینستاگرامیش ، فیلد کاریش جراحیهای ترمیمی زیباییه
میگم قربونت برم تو خیلیم زیبایی به حرف اون سین(چندتا فحش آبدار نثارش میکنم) گوش نده!
میگه میخوام برم کانتوپلاستی
شاید از این قیافه دراومدم
خیلی ازم خوشکلتر و جذابتره نه؟
به چی من دلخوش کرده؟
اصلا چی شد اومد بهم پیشنهاد داده !؟؟
+یعنی دلم میخواد برم سین رو جرواجر کنم ، دختراحمق !
استاد یکسری موضوع داد؛ گفت هم کنفرانسشو میخوام هم دوتا مقاله با خلاصهشون..
من دومین نفر انتخاب کردم! اون لحظه حس کردم موضوع راحتیه و میشه مقاله درآورد..
+دختر صاااااف شدم !!! هرچی میگردم کیفیه!
+یا قبل سال ۲۰۲۰عع
+موضوع ها هم تموم شدن دیگه هیچی نداریم ((((:
+دلم میخواد غُر بزنم.