چآی 🍃 | شهریور ۱۴۰۲

این تاپ کبریتیا خیلی رو تن خوب وایمیسته! علاوه براینکه به بدنت فُرم میده ایستاییشم زیباس.

اگه ندارین یه سفید یا مشکی بگیرین(رنگ پرکاربرد) امتحان کنین-.-

+برای کسایی که جلوباز میپوشن.


برچسب‌ها : خرید
+ جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ - 23 چآی  |

مطمئنم با کاری که کردم و حرفایی که زدم تا آخر عمرش ازم متنفر میشه! ولی بخاطر خودش بود به جون چآی !


برچسب‌ها : رها
+ جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ - 17 چآی 

رابطه لانگ دیستنس فقط اونجایی بدرد میخوره که تو قصد مهاجرت داشته باشی !

همو تو ایران دیدین ، تو زودتر رفتی یا پارتنرت حالا منتظری کارا اوکی شه و ویزاعه بیاد و بهم برسید!!

درغیر این صورت چرته

مزخرفه

صدبااااار بگم ! کو گوش شنوا !!

+ جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

بعضی شرایطو که از سر میگذرونم واقعا از خدا و زندگی شاکی میشم!

همش دلداری میدم

میگم حقت نیس

ولی جا نزن ..

+ جمعه ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

یکی از آنلاین شاپای موردعلاقم (__Shiksho__)حراج بین 30تا50 درصد زده، سایتشو چک کردم ؛ قیمتاش خیلی خوبه! اگه با این دید بخری که سال دیگه بهار و تابستون بپوشی

ولی خب واقعا چیزی نمیخوام((: ولی هی دلم چیزی میخواد!!

+آروم بگیر دختر-.-


برچسب‌ها : خرید
+ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ - 21 چآی  |

من پژوهش رو از #ق یاد گرفتم و امروز خبر مهاجرتشو شنیدم..

حق داشتی بری پسر!):


برچسب‌ها : مهاجرت
+ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ - 19 چآی  |

هیچکس خونه نبود، اومدم تو پذیرایی یه چای دارچین زنجبیلی بخورم

از اونور پادکست راوکست اپیزود68 که راجب وحدت کمونیسم و نازیسم بود رو گوش میدادم که صدای پیانو اومد، پنجره رو بیشتر بازش کردم و دنبال صدا گشتم

همسایه روبرویی پشت پیانوش نشسته بود و عالی بود ..

پادکستو قطعش کردم ، تکیه دادم به دیوار و صداش رو چسبوندم به قلبم.


برچسب‌ها : پادکست
+ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ - 17 چآی  |

مثلا یکی از هدفایی که واسه تابستون نوشته بودم کاهش وزن و سایز بود!

خردادماه آخرین وزنی که از خودم داشتم 76.800 بود،تلاشمو کردم که کمش کنم باشگاه رفتم ولی خب رژیم سفتوسختی نگرفتم!

مثلا انتظارم کاهش وزن حداقل 10کیلو بود! که خب نشد ولی همینم راضیم اینطور ادامه بدم خوبه!

+میدونی دختر! من کلا همیشه وزنم درحال گردشه((: بیشترین وزنی که داشتم 90 بود(دوران دبیرستان و کنکور همین بودم! از 80 تا 90) و کمترینش (سال اخر کارشناسی به بعد61)!

هیچوقت نشد بگم آخیش!!! بالاخره ثابت شدم.

+ولی درکل من به یک نتیجه‌ای رسیدم، آدمی که بخواد وزن کم کنه خودش باید کم کنه! خودش بالاخره باید استارت بزنه، صحبتای بقیه و نصیحتاشون هیچ تاثیری نداره و ببین وقتی بخوای کم کنی میتونی! فقط اون شروعه مهمه!

+ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

تابستون هم فردا تمومه .. نتیجه اون‌چیزی که میخواستم نشد!

ولی زیاااادم فاصله نداره ،، بهرحال با چشم‌باز باید به زندگی نگاه کرد و زیاد انتظارهای بیش از حد نداشت.

+ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

لاس اولیه‌مون سر ورزش شروع شد! من وزن حال حاضرمو گفتم ، وزن قبلیمم گفتم و خب گفتم برنامم سخته و هی استپ وزنی میگیرم و این صحبتا !

حالا طرف یه آدم ورزشکار طبق برنامه ورزشی پیش برویی که زیرنظر دکترتغذیه هم هستش !

خلاصه که لاس ادامه پیدا کرد تا همو حضورا ببینیم، منو که دید وا رفت((((: چندبااااار تو طول صحبتا تاکید کرد من چرا فکرمیکردم تو خیلی چاق باشی!!! تو نباید این شکلی باشی😂😂🤣.

+قدمو بهش نگفته بودم! انقدری که سر وزنی که دوسال پیش داشتم پافشاری کردم و هی گفتم آره الان خیلییی چاقم تو ذهن اونم خیلییییی چاق اومدم.

+ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ - 8 چآی  |

غُر میزد فلانی پایان‌نامشو داد تهران واسش بنویسن! آخه تو که نمیکشیدی بیخود کردی ادامه دادی و غُر غُر غُر ..

دلم میخواست لیست ردیف کنم از دلایلی که احتمالا فلانی حق داشته رفته سمت اینکار .. من فلانیو نمیشناسم و از نزدیک ندیدمش ولی حق داشته!

+ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲ - 8 چآی  |

جانان هم از دیگر بلاگرهایی که به تازگی به ایتالیا مهاجرت کرد و انتظارشو نداشتم! ولی خب همچنان محیا دانش در صدر جدول 😂 واقعا اونو انتظار نداشتم🤣.


برچسب‌ها : مهاجرت
+ دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ - 23 چآی  |

تاسف از ویدیوهایی که درحال پخش از رفتار مردم!

دور اتوبوسی که رونالدو هستش رو گرفتن ، میدون دنبال اتوبوس، دور هتل تجمع کردن ، شلوغ بازیاشون ..

چتونه ! آرومتر !!

+ دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ - 19 چآی  |

500 رهن کرده سمت ارم سبز!!

آخه ارم ســـبز |:

بعد محل کارش اونور تــــهرررااااان !

+ شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ - 11 چآی  |

تو کارشناسی یه دوستی داشتیم که بشدت پسر مهربون، خوش‌برخورد و البته غمگینی بود .. جمع که بودیم اگه یهو همه ساکت میشدن یا حرف کم میاوردیم شروع میکرد از حفظ بیت‌های سعدی و حافظ خوندن یه‌وقتاییم میرفت سمت خیام ..

همیشه بهش میگفتم تو حیف شدی ! میگفت پول هست تو این کارا ؟

کووید که شروع شد یهو خبر رسید ازدواج کرده! شوکه شدیم (((: بعد که یکی از پسرا گفتش آره دوست‌خونوادگین و فلان گفتیم خُببببب لابد قضیه عشقوعاشقیه،،

بعدها که دیدمش فاصله میگرفت ، خیلی غمگین‌تر شده بود ،، سنگین برخورد میکرد و منم گفتم ازدواج کرده و درست نیست! ارتباطمو قطع کردم ولی بچه‌ها همچنان دورادور خبرشو داشتن.

پارسال گفتن جدا شده و سری‌پیش که رفته بودم تهران خبر رسید که میگه من همجنس‌.گرام.

یه شب که با بچه‌ها جمع بودیم ، ملی میگفت این‌سری که دیدمش انقدری خوشحال و خندان بود که به عمرم اینطور ندیده بودمش! میگفت ازدواج واسم یک راهه فراری بود، میخواستم به خودم تلقین کنم که اینطور نیست! که حسم اشتباهه! ولی نشد؛ نتونستم ادامه بدم و حالا تو رابطه جدیدم حالم خیلی خوبه ! خیلی خیلیییی !

+ با اینکه یکی از دوستای قدیمی محسوب میشه و درست اینه که حس‌وحالم خوشحالی باشه واسش ولی دلم برای همسر سابقش سوخت..

+چرا یهو اومدم تعریف کردم؟ دیشب بعد مدت‌ها تو گروهی که خیلی وقته توش حرفی نزدیم و یه مَن خاک نشسته توش ((: پیام داد !

+دومین دوستِ پسری که همجنس‌گراس ! چقد تو پسرا میبینم.

+ شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ - 10 چآی  |

بهم پیام داده که میخوام واسش تولد بگیرم ، مهرماه کی میتونی تهران بیای!؟

گفتم حتی حرفشم نزن! من تا دی تهران بیا نیستم خیلی کاردارم و کلی هم عقبم!!

گفتش برا دوروز!؟

میگم نه!

میگه ببین ماها کادردرمانیم درستش اینه با بقیه هماهنگ کنم شیفتارو تنظیم کنم بعد به تو بگم! ببین خاطرت چقدر عزیز اول میخوام تو اوکی کنی برنامتو بعد به بقیه بگم!!

کوتاه میام ..

میگم از این تاریخ تا اون تاریخ آزادترم.

رها پیام میده و میگه عصروشب،شب آف هستش و مقصر اینکه برنامه رو نمیتونه تنظیم کنه منم|: ! بعدم میگه اینطوری میشم عصروشب آف شب شب شب !!! همشم تقصیر توعه .

ای تُف تو این شیفتا و زندگی کادردرمانا ..

همه چیم میندازن گردن من ..

بختت چآی /:


برچسب‌ها : رها
+ شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۲ - 9 چآی  |

افتادم دنبال اینکه عنوانمو تغییر بدم!

از اونجایی که اساتید هیچ کمک درستوحسابی نمیکنن واقعیتش نمیدونم کار درستیه یا نه!

عنوان قبلیمو خیلی جلو پیش بردم ولی موضوع اینه که دسترسی به نمونه سخته!

عنوانی که تو ذهنمه شسته رُفته‌تر هستش و راحت‌تر میشه بهش دسترسی پیدا کرد ولی خب چون جامعه‌ای هستش که اکثر پژوهشگرا میرن سراغش نمیدونم قبول میکنن یا نه!

+ میشه دعا کنید): ؟

+ انرژی خوب بفرستین):؟

+ آیا کاری که میخوام انجام بدم درست هستش یا نه😑🥲

+ آیا عقب نمیمونم از بقیه!؟

+ همینطوریشم حس میکنم خیلی عقبم😔


برچسب‌ها : ارشد
+ جمعه ۲۴ شهریور ۱۴۰۲ - 12 چآی  |

اینجا بارون میاد، هوا سرد شده و حس و حال پاییز گرفته هممون رو!

هنوز با شلوارک خداحافظی نکردم ولی با جوراب تو خونه میچرخم.

با قهوه خوشمزم نشستم لیست کارای گندمو نگاه میکنم و به عالم و آدم فحش میدم((((((((:

+ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

استاد راهنمام با تهدید (!!!) بهم گفته باید ببینمت!

به #ث میگم ، میگه بخدا یادش نیس تو بیخود گندش کردی.

میگم من ترس از روبرو شدن دارم((: با دیدنش مشکلی ندارما اینکه چقدر عقبم و کلی کار سرم ریخته از اون لحاظ (((((:

+ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

سلام، قبلا تو دو پست از آنلاین شاپایی که خودم یا نزدیکام خرید کردن نوشته بودم..

در ادامه میریم واسه سری سوم((:

+فقط لباس نیستن.

+برای دیدن پستای قبلیم رو برچسب خرید بزنید.

+براساس آدرس اینستاگرام ( اگه سایتی باشه رو بیو اینستاشون زدن )


برچسب‌ها : خرید
ادامه مطلب
+ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

یک‌هفتس ساعت خوابم از ۶ ساعت تو ۲۴ساعت بیشتر نمیشه!

تُف تو این حجم استرس و کار.

+ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ - 8 چآی  |

فقط قول دادی بهم هر وقت ابرها که بارید

مواظب خودت هستی بی من هر جای راهی
الآن آرزوم بود کنارت یه پرواز خالی
نیستی سر میدم آوازت رو تنهایی حسابی

#آوازقو_سیجل


برچسب‌ها : آهنگ
+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 23 چآی 

نوشته رشتی‌ها بگیرن یا نه؟

گفتم منو نمیبینی؟

گفتش تو فرق داری تو تهران مجرد موندی رشت اونوق؟

میگم حالا چرا میپرسی؟

میگه هووووووم ارشد!رشت! دااااارم میااااام((((:

+آخجون!💚

+میخواد رشت خونه بگیره😂 چه میکنه این دختر!😍🤭

+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

دلم میخواد زودتر از شر این همه فکر و استرس خلاص شم.

+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

رسما وارد پاییز شدیم .. بارون‌های شدید و هوای سرد💚

کاش یه چسب بزنم بهش همینطوری بمونه!

+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

یه موضوعی که تو باشگاه اذیتم میکنه، نظافته!

وقتایی که صبح میرم باشگاه همه چی تمیز حتی آدمایی که میان برای تمرینم تمیزن، زیرانداز دارن، بو عرق نمیدن ، مرتبن ولی ولی عصرا یا وقتایی که شب مجبورم برم

یعنی تهوع میگیری!

حالا همه مژه کاشته، ناخن کاشته، مو کراتین به زیبایی ظاهر رسیده ولییییی زیراندازای چرک و کثیف، بو عرق بعد نامرتب اصلا عوووق🤢😑😐.

+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 22 چآی  |

یکی از دوستان با رتبه سه‌رقمی ( ۱۰۰ و خورده‌ای ) ارشد تهران قبول شد و میگه چطووووور من قبول شدم تو نه!؟؟

۴ بار تا الان پرسیده و نمیفهمه یا نمیخواد بفهمه (((:

+ سهمیه استعداد درخشان با آزمون داشت.

+ ولی درکل من اولویتم نبود.

+ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ - 10 چآی  |

هرسری کامنتای یکسریاتونو میخونم خصوصا وقت میذارین یه پیام بلندبالا واسم مینویسین ( که خودم اصلا همچنین حوصله‌ای ندارم ) دلم میخواد از پشت وبلاگ بپرم بغلتون و ماچتون کنم!💚

((: خصوصا فاطمه ! دوســــت خیلی خوبیه.💚

+ جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ - 21 چآی  |

بهم گفتش تو این راه نمیتونی از کسی راهنمایی و کمک بخوای چون اون فرد براساس ترجیح خودش حرف میزنه!

ولی درمونده شدم .. و میدونم نمیشه بی‌هیچ راهنمایی و کمکی پیش برم.

+ جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ - 16 چآی  |

به‌زودی ترم شروع میشه و من از الان دلم میخواد فقط زودی تموم شه!

خوشبختانه نظری‌های ارشد ۳ ترمه هستش ، ترم ۴ اختصاص داده میشه به پایان‌نامه و کارورزی بیمارستان.

به دکترا اصلا فکرنمیکنم چون بخوام شرکت کنم از الان باید بشینم بخونم.

اینکه اجازه کار ندارم عصبیم میکنه! اینکه هیچ پولی نمیتونم دربیارم عصبی‌ترم میکنه.

پشت سیستم میشینم و مقاله‌های بروز میخونم، روی پایان‌نامم کار میکنم اینا همه باعث لذت هستش ! ولی این لذت جایی به کار میاد که بابت اینکارا تشکری ازت کنن، پولی بهت بدن، حقوقی بهت بدن ولله که همش ما از جیب باید بدیم!

+هنوزم یادم میفته خانم"پ" ( از دانشجوهای دکترا ) چقدر در ماه حقوق میگیره، گُر میگیرم (((:

+دکترای پرستاری ۵ساله و فوکوسش روی‌ مربی‌گری بالین و تحقیق و پژوهش هستش. ( شخص چندتا مقاله منتشر کرده باشه ، سمینار ، ژورنال کلاب ، چندین دوره کارگاه‌های پژوهشی اجرا کرده باشه ).

+شرایط رو طوری پیش بردن که غمگینم و از طرفی کمی پشیمون ): کاش این حس رو نداشتم!

+ جمعه ۱۷ شهریور ۱۴۰۲ - 11 چآی  |

[مطالب قدیمی‌تر]