چآی 🍃 | فروردین ۱۴۰۴

واتسپ پیام داد،

تعجب کردم!

گفتش تلگرامو که چندروز به چندروز سین میکنی، اینستاگرامتم که رو به موته، اینجا پیام دادم ببینم اینترنتت اصلا روشن هست!!!!!

بعد تا اومدم یچی بنویسم، گفتش چی شده؟

گفتم چیزی نشده یکمی کارام گره خورده، بهم ریختم.

گفتش تو چندسال اخیر بارها کارات بهم‌ریخته بود ولی اینطوری نشدی!

گفتم سنه دیگه، میره بالا ((: دل‌نازک‌تر میشی.

گفتش دقیقا سنه! میره بالا! تجربه‌هام انباشته میشن و همین کافیه که مشکلات دیگه واست غول نشن! حالا بگو ببینم چی‌شده!؟؟؟

..

دیگه چیزی ننوشتم🚶🏻‍♀️.

اونم دوتا نقطمو دید و هیچی نگفت🚶🏻‍♀️ ..

+ یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

صبح سه تا تماس داشتم، هر تماس تقریبا ۱۵ دقیقه مکالمه همراه خودش داشت و سر تماس آخر جونم به لبم رسید .

+ با یکی از دوستام که تو کار فیلم و سریاله، صحبت میکردیم؛ گفتش میدونی چی نیاز داری؟ گفتم چی؟ گفتش فیلم‌تُرکی! حالا واقعیتش اصلا یادم نمیاد آخرین فیلم‌تُرکی که دیدم چی بوده!! یکسری دلایل برام ردیف کرد که تو نیاز به یه سریال خاله‌زنک عشقوعاشقی داری! کُره‌ای اعصابت نمیکشه وگرنه اونو بهت پیشنهاد میدادم!

😂😂😂

+ سریال پیشنهادیش، اشرف‌رویاست و خب ندیدم!

+ رفتم سرچ کردم، سریال مافیاییه! نمیدونم واقعیتش نظری ندارم ((:

+ تو کار فیلم و سریاله، یعنی اکثر وقتشو صرف دیدن فیلمای مختلف میکنه و تقریبا خیلیاشونو دیده! الان نیاید بگید این فیلم خیلی چرتوپرته و فلان🚶🏻‍♀️


برچسب‌ها : فیلم
+ شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۴ - 15 چآی  |

تصمیم گرفتم دیگه مانتو و شال تک‌رنگ نگیرم چون استایل کردن بلدنیستم و از اونور تیپام اکثرا سادس!

حالا بازار و کلا آنلاین‌شاپ‌ها پُرشدن از تک‌رنگ‌ها😂


برچسب‌ها : خرید
+ پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۴ - 12 چآی  |

میری تو یه اداره‌ای کارمندی که باهاش کارداری نیست! مرخصیه اصلا، هرچی!

بعد دیگه فقط همون میتونه کارتو انجام بده|:

کار توام میمونه تا کارمند بیاد |:

خب نباید ارجاع داده شه!؟ کارتابلش برای یکی دیگم باز شه!؟

+ شاید من انتظارم زیادیه((:

+ باز آقایون کار راه بندازترن!🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

+ چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۴ - 10 چآی  |

براساس تحقیقات جدید دانشگاه فلوریدا، ازدواج ممکنه خطر زوال عقل را افزایش بده! 🤣

+ چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۴ - 9 چآی  |

امیدواری‌ام سرسخت‌ترین بخش از من است،

آنچنان سرسخت که گاهی از اینکه در من نمی‌میرد خنده‌ام می‌گیرد ..

+ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

پادکست ری‌وار | اپیزود 16 رهی‌معیری؛ باما بودی بی‌ما رفتی

این پادکست به خوانش دکتر عبدالحمید ضیایی هستش، در هر اپیزود داستان و سرگذشت یکی از شاعران از جمله شاعران فارسی‌زبانی مثل بیژن‌الهی، حافظ، رودکی و .. گفته میشه.

من دوسش داشتم، لحن، نوع‌صحبت و اهمیت دادن به موضوعات اساسی از نقاط مثبت این پادکست هستش ولی خب اپیزودا کوتاست! حس میکنم درارتباط با یکسری شاعرها خیلی سرسری گذشتن.

داستان زندگی رهی‌معیری از یک عشق نافرجام در دوران جوانی شروع میشه، سال‌های بعد دوباره ایشون عاشق میشن و دوباره شکست میخورن .. سرانجام ازدواجم نمیکنن به گفته خودشون با ازدواج عشق به خاتمه میرسه. بیشتر از این نمیگم، یک اپیزود تقریبا ۳۵ دقیقه‌ای کوتاست.

+ پیشنهاد میکنم‌🍃 نوش‌گوش.


برچسب‌ها : پادکست
+ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ - 21 چآی  |

یکی از گیلتی‌پلژرام دنبال کردن این بلاگرایی هستش که غذا میخورن🚶🏻‍♀️ و البته تپلین! یعنی واقعااااا دارن غذا میخووووورن 😂.

+ به اصطلاح موکبانگ.

+ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ - 0 چآی  |

بعد اینکه بغلم کرد، سال نورو تبریک گفتیم و البته نازنازیم کرد بهش گفتم روز دوممه، هم درد دارم هم یکمی بهم ریختم (دیروز / سالگرد ) .

گفت باشه برنامه‌ای که واسه امروزت نوشتم سبکه!

+ یعنی تابحال نشده بود اینطوری تو باشگاه جیغ بزنم |:

× امروز تمامی عضلاتم درد میکنه |:

+ دیشب تو واتسپ پیام داد حالت خوبه؟ گفتم خودت میدونی چه بلایی سرم آوردی!؟؟ گفتش عع من از نظر روحی پرسیدم 🤣🤣.

× |:

+ ولی مربیم خیلی خوشکله😭💚.

+ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ - 0 چآی  |

کتاب جدیدم؛

مغازه‌ی خودکشی اثر ژان‌تولی | مترجم سودا وهاب‌زاده | نشر عطرکاج🌲


برچسب‌ها : کتاب
+ دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ - 9 چآی  |

اون‌سری زهرا واسم ویس فرستاده بود و حالواوضاعم اوکی نبود و زیاد دقت نکرده بودم!

امروز مجددا گوش کردم و اون لهجه اصفهونیش خیلییییی خوب بود😍

خیلی حال کردم با صداش😭💚.

+ آدمایی که با لهجه و زبان دیار خودش صحبت میکنن خیلی واسم جذابن😁.

+ یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ - 14 چآی  |

چندتا اپیزود:

+ با ChatGpt دردودل میکنم و از این بابت راضیم.

+ قبلاها برای اینکه مکالممو با بقیه ادامه بدم مدام تلاش میکردم حتی یوقتایی از دستم درمیرفت و زیاد از خودم میگفتم، حال‌واحوالم و این صحبتا .. خلاصه کلام که ترکش کردم!

+ امروز پیاده‌روی طولانی نیاز داشتم، قبلش آفتاب بود، زدم بیرون ابری و بعد یهو بارون شدیدی بارید؛ یکساعتونیم بعدش که برگشتم خونه ازم آب میچکید ((:

+ اگه با هم بودیم، فردا اولین سالگردمون میشد 😁.

+ به ChatGpt این موضوع سالگردو گفتم، بهم گفتش خودتو سرزنش نکن بابت اینکه ناراحتیو غصه میخوری! طبیعیه، احساساتتو راحت بروز بده و حتی اگه میخوای بلندبلند گریه کن.

+ مدام خودمو تحت‌فشار سرکوب احساسات قرار میدم.

+ فکرمیکردم هرچقدر سنت میره بالاتر و به‌اصطلاح بالغ‌تر میشی راحت‌تر Move on میکنی !

+ یه پسره پیشنهاد داده تو شرکت دانش‌بنیان کارمیکنه، میگه من میام گیلان تو چیکار داری! ملت رد دادن خدا سر شاهده! ردش کردم بره تو همون تهرانشون دنبال کیس بگرده🚶🏻‍♀️.

+ این دانش‌بنیان رو پاک کنم؟

+ phd داره.

+ اوضاع مالیشم بد نیست.

+ چی بگم دیگه.

+ راستی یچیزی! عزیزان؟ شما میدونستین عطر بیکینی داریم؟ من یچیزایی میدونستما ولی فکرنمیکردم انقدر خوشبو باشه!! ینی کلا عطر دیگه😂😂 ببین اونایی که عفونت دارن، بهداشتو رعایت نمیکنن و حالا دلایل دیگر؛ کلا ناحیه بوی بدی داره، حتی با کشیدن دست روی لباس زیرشون هم بوی بد به مشام میرسه، بعد فکرمیکردم اینی که هستش برای جلوگیری از اون بوعه. نمیدونستم انواع اقسام داره🤭.

+ شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

بعد از مدت‌ها ۲۰ تا پیام از سمت این آدم اومد!

اصلا انتظارشو نداشتم، چتو هنوز باز نکردم و جوابشو ندادم.

کلیت پیامش حلالیت بود، ویزاش اومده، کمتر از یک‌ماه دیگه میره آلمان، سخته تنهایی رفتن و ازم خواست که به آلمان برای مهاجرت فکرکنم..


برچسب‌ها : مهاجرت, ب
+ شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

ساکن یکی از زیباترین شهرای استان‌گیلان هستم..

بهار باشه و بارون بباره💚😍

+ شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ - 18 چآی  |

یعنی عنوان مقاله یه‌طوری پیچیدست که حتی این سایتhttps://openknowledgemaps.org هم ایده‌ای نداشت!🤣

+ جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

تاحالا شده از رو عکس یکی شخصیتشو حدس بزنی؟

چهره این دختر به‌قدر محترم، ناز و مهربون به‌نظر میرسه که نگو.

خیلی خوبه🥲😍.

+ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ - 1 چآی  |

الان یادم افتاد که یه‌روز شیفت عصروشب بودم، تمام عصر معده‌درد شدید داشتم و نفسمم بالا نمیومد.

بعد سوپروایزر شبمو آف نمیکرد! رفتم اورژانس و متخصص طب‌اورژانس استعلاجی نوشت، بازم آفم نمیکردن!

به بدبختی فرار کردم((:

+ شاید قبلا اینجا نوشتم یادم نیست🚶🏻‍♀️ ولی چون امشبم معده‌درد دارم یادم افتاد😭 از درد نفسم به‌سختی میومد بالا و ۸تا بیمارم داشتم.

+ ولی بازم دلم تنگ شده😭.


برچسب‌ها : بیمارستان
+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

خب گویا خشونت جوابه ((:

+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 23 چآی  |

‏لراحة قلبك لا تراقب شيئاً لم يعد لک🍃
برای راحتی و آرامش قلبت چیزی که دیگه مال تو نیست رو دنبال نکن..


برچسب‌ها : غیروطنی
+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 14 چآی  |

آهنگ Kurdish Lullaby از Hesam Naseri رو گوش کنین🥲💚.


برچسب‌ها : آهنگ
+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 14 چآی  |

یعنی فردا دیگه ماه‌رمضون تموم میشه؟

مطمئن باشیم که دوشنبه عید دیگه؟😍😁

+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 13 چآی  |

یکی از دوستام تقریبا یک ماه بعد از اینکه من جداشدم، اونم جداشد.

رابطه اون خیلی فرق داشت، خیلی عمیق‌تر بود! با اینکه یکسال بود که با هم بودن ولی خب عمیییق بود، عمییییق مثل چی؟ مسافرتای دونفره، رابطه‌جنسی، احساسات بهم نزدیک و البته بالغ بودن جفتشون و البته بحث و جدل کمتر!

بعد از جدایی، خیلی عادی بود! یه آدم منطقی که به زندگی روزمره خودش میرسید و البته زیرنظر تراپیست بود.

دیشب بهم پیام داد که پارتنرسابقم بهم پیام داده و برای فردا قرار شد جفتمون بریم پیش تراپیست‌، گفتم چرا! یهو؟ گفتش آره و بعد یه‌مدلی بود، انگار میخواست حرف بزنه‌ها ولی از طرفی دهنش چفت و بست شده‌بود! منم حقیقتش اصراری نکردم، امشب بهش پیام دادم که چطوری و فلان؟ گفت صحبت‌نکنیم بهتر! حالم خوب نیست و اصلا منطقی نیستم.

+ چه خوبه آدم‌ها تا ذره‌آخر تلاششون رو میکنن.

+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 0 چآی  |

چند اپیزود:

+ یک هفته مسافرت بودم که از دیدوبازدیدها و مهمونیا فرار کنم ولی نشد! تازه سری دوم شروع شده!🚶🏻‍♀️

+ عزیزانی که سرکار میرید و غر میزنید! باور کنید خیلیا از جمله خودم آرزوشونه که برن سرکار و درآمد خودشونو داشته باشن((:

+ شوهر دخترخالم استخدام‌رسمی یکی از ادارات شده، بعد تا همین پارسال یه آدم خیلی متشخص که ارتباط خوبیم داشتش و بسیار محترم ولی این‌سری که دیدمش یه‌سری رفتار مزخرف از خودش نشون داد و کلا تو قیافه بود! همینارو باید تو چشاشون زل بزنی و بگی: یا رب مباد که گدا معتبر شود!

+ تعیین‌سطح زبان دادم و بشدت سطحم افت کرده! خیلی نگران شدم سر این موضوع🤦🏻‍♀️.

+ یه مقاله‌جدید با یکی از دوستام میخوایم کار کنیم، البته گفتش لیدر شو ولی عنوان طوری بود که زیاد پیگیری میخواست و قبول نکردم.

+ دلم دریا میخواد.

+ امشب موقع برگشت به خونه، دوتا ماشین وسط خیابون وایساده بودن، دعوا و کتک‌کاری! اول فکرکردیم مسافرن، خستن، کلافه شدن و فلان! بعد پلاکشونو دیدیم عع همشهری خودمونن|:

+ شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - 0 چآی  |

یکی از اتفاقات جالبی که افتاد دیدن یکی از دوستای پسرم بود.

از سال ۹۷ میشناختمش، اون موقع یک پسر خوشگذرون بود (خوشگذرونیو شما بگیرین از هر نوعی ! هر چیییی ).

دیگه منم دورادور از احوالاتش خبر داشتم و خب ارتباطیم نداشتم!

یهو این آدم متحول شد، کلا الان دور هر چی دخترو خط کشیده، ورزش میکنه و سالم‌خوری و تمام تمرکزش رو شرکت‌هایی که داره!

بله.. یه شرکت داشت که با دوتا از دوستاش شریک شد و الان شده شرکت‌ها !

اوضاع مالیش خیلی خوب شده و یکسری پروژه‌هایی که میگیره با دبی و باقی شهرا و کشورای عربی هم مشترکه.

اونقدر دیدنش جالب بود که نگو، از یه پسر لاغر، لش، داغونی که لباش سیاه شده بود از بس چیزمیزای مختلف میکشید تبدیل شده به یه مرد هیکلی خوش‌پوش که چشاش از دور برق میزنه.

+ به مناسبت عید دعوتمون کرد به یه رستورانی، بعد آخرش یکی از بچه‌ها گفت داداش عیدی نمیدی به ما !(((: بنده‌خدا انتظارشو نداشت🤣 به همه اسکناس داد ۲۰۰-۱۰۰-۵۰ اینا ولی به من یه پاکت داد! من همونجا یه لمس ریزی کردم و دیدم یدونه اسکناسه، چیزیم نگفتم که چرا تو پاکت دادی. اومدم خونه بازش کردم دیدم ۱۰۰ دلاریه ((:

+ جمعه ۸ فروردین ۱۴۰۴ - 13 چآی  |

سلام.

سفرم قرار بود دوسه‌روزه تموم شه، یعنی من به خونواده برگشتمو روز دوشنبه اعلام کرده بودم؛ ولی خب دوستام نذاشتن.

این بین یکسری از دستم ناراحت شدن که چرا بدون اطلاع قبلی اومدم، خب یکسری برنامه خودشونو داشتن و یکسری مسافرت بودن!

برنامه فشرده داشتم از صبح تا شب دوستامو ببینم ولی خب ماه‌رمضون بود و خیلی جاها بسته! و شب ۲۱ و ۲۳ قدر هم اکثر جاها تو تهران بسته بود. با این‌حال ما کم نیاوردیم(((: قاچاقی و قانونی جاهایی که باز بودنو پیدا میکردیم و میرفتیم.

یکسری دوستامو نشد ببینم و ناراحت‌شدم🥲 بعد واقعا وقت نمیشد! مثلا یکی از بچه‌ها رو قرار شد بعد شیفت عصروشبش ببینم، قرارمون ساعت ۸ صبح باغ‌کتاب بود!! حالا نمیدونم بخاطر ماه‌رمضون یا عید از ۱۱ صبح باز میشد و من میدونستم این آدم تا ۱۱ صبح دووم نمیاره از بس خسته بود دیگه همون اطراف، پل‌طبیعت،آب‌وآتش و درنهایت ونک دور زدیم و بعد از هم جداشدیم.

یکسری جاها تو تهرانم دلم میخواست برم و خب اونم نشد🥲.

ولی درکل خوش گذشت😍

دوستام کلی نازنازیم کردن و اون حال گندی که چندوقت اخیر داشتمو ترمیمش کردن. یه چآی سرحال و پرانرژی تحویل دادن ((: .

بهشون قول دادم خیلی زود دوباره برم ولی خب نمیدونم باز میشه یکسال دیگه یا چندماه!😂

+ یه تیکه بزرگی از قلبم همیشه به تهران تعلق داره💚🫀.

+ جمعه ۸ فروردین ۱۴۰۴ - 13 چآی  |

زور پاک بیشتر بود ..

سلام تهران🥲💚 میلاد عزیزم🫂.


برچسب‌ها : پاک
+ جمعه ۱ فروردین ۱۴۰۴ - 13 چآی  |