سهدقیقه و پنجاهوهشتثانیه ویس داد و حرف زد..!
به جان چآی یه طومار نوشتم و شستمش و آویزون کردم .. اومدم سند رو بزنم ،پیش خودم گفتم بیخیال دختر! مهمه!؟ بهجهنم! ولش کن !
+ولش کردم (((:
نوشتم، باشه موردی نداره ، خدانگهدار!
+باورت میشه!؟
🤣🤣😂😂
چندماهه پیش از خدا میخواستم زندگیم آروم و روتین شه
یادمه یک روز گریه ! هقهق!! که خدایا دلم یه زندگی بیدغدغه میخواد ..
حالا چی !؟(((:
+دختر! آروم بگیر ! عع!!!
دوستدارم اسفند شلوغی داشتهباشم . اونقد شلوغ که نفهمم چطو خوابیدم ، فقط درحال دویدن باشم !
ولی شواهد نشون میده خیلی آروم و ملو و روتینوار واسه خودش قرار بره جلو !
+از معضلات زندگی تو شهرستانه!؟
+یا اثرات سرکار نرفتن!؟
اگه این همه خاطره نبود کلش الان درد دوری نمیشد
کاش میشد مال من بودی دلم تنگه واسه با تو خندیدن ..💚
#دایان_ببینمت
+دوسش داشتم(:
برام چندتا باکس ولنتاین میفرسته میگه کدومشو بخرم !؟
+واقعا سلیقه پسرارو نمیدونم ! جدی نمیدونم!
بهشم گفتم نمیدونم بخدا .. خودش دوباره از بین اونا چندتا رو خط زد و سرآخر دوتا فرستاد گفتش خب از بین این دوتا لاقل انتخاب کن .
..
پاک یه هودی گرفت با چندتا کتاب به گفته خودش گرون !هودی رو میخواست سرمهای بگیره گفتم انقدر رنگای تیره واسش نخر ! ( آخه پارسالم شالگردن مشکی طوسی خریده بود ) رنگ کلهغازی خرید !
..
همکلاسیم که حالا باهم صمیمیتر شدیم و کمکم دیگه داره میشه دوستم ! واسم چندتا ماگ و فلاسک فرستاد گفتش کدومشو واسه ولنتاین بخرم !؟
با کمک الف یکیو انتخاب کردم و بهش گفتم ((:
..
یکی دیگه از دوستامم ساعت مچی چوبی خرید ! خیلی خوشکل بود.
..
یکی از دوستام اسم دوستپسرش میلاده ، گردنبند نقره برجمیلاد و ماکتچوبی برج میلاد رو خرید.
..
+بچهها امسال چیزای قشنگی خریدن ((:
+ولی جدی سلیقه آقایون رو خیلی سخت میشه فهمید!
+اون سری از یکی از دوستایپسرم پرسیدم که برای پسرا کادو چی خوبه!؟ گفتش ببین پسرا خیلی پرایوت طور چیزی رو دوست دارن که عملاً فقط به کار خودشون بیاد.
+جالب بود ((:
حقیقتش الان این ساعت یادم نمیاد قبلا گفتم یا نه
تو پادکست استرینگکست | اپیزودای 85,86,87 به نام خونبازی
داستان زندگی الیزابتهولمز موسس ترانوس گفتهشده ، که دانشگاه رو نصفه نیمه ول کرد و یک شرکت فناوری تاسیس کرد ، ایدهای رو مطرح کرد و باعث شد تاثیرگذارترین افراد سیلیکون بهش اعتماد کنند و میلیونها دلار دراختیارش قرار بدند، کارمندای ارشد شرکت اپل بخاطر اینکه باهاش همکاری کنند جلو شرکتش صف کشیدن( کلا داستان جذابیه ! )
حالا مینیسریال The Dropoutساختهشده براساس همین داستان .. من حقیقتش کامل ندیدم درحد یکی دوقسمت ولی پادکستشو بیشتر دوستداشتم.
یکیدیگه از فیلمایی که امسال دیدمش و دوسش داشتم و البته که یادم رفت معرفیش کنم
فیلم The man who knew infinity 2016
👌🏻💚
حصار بلندبالا دورخودم کشیدم و غمگین اون وسط نشستم.
لُرها یه اصطلاح دارن که میگه:« خینیم چشیاتن »
در لغت یعنی:"چشمات منو کشته"
و چنان بار معنایی بالایی داره که فقط و فقط به کسی میگن که واقعاً حاضر باشن براش بمیرن ..💚
+خیلی وقت بود وطنی نذاشته بودم((:
یکی از قشنگترین حسها تو کلمه "Retrovaille" خلاصه میشه ، یعنی لذت از دیدار یا پیدا کردنِ کسی بعد از یک جدایی طولانی ..
مثل وقتی که از کسی جدا میشی و هیچ امیدی به دیدنِ دوبارش نداری، یهو بعد از یه مدت طولانی میاد ، میبینیش و دوست داری خودتو تو اون لحظه جا بذاری.
از چهارشنبه بهخودم استراحت دادم ،، بیرون رفتم ، آهنگ گوش کردم ، فیلمای مختلف دیدم ، مهمونی رفتم .. ولی خب دیگه تموم شد!
از فردا قرار تا دمعید فقط بدوام ! بدوام و دعاکنم که برسم🍃
امیدوارم این شلوغیای آخرسالی رو به سلامتی و خوشی بگذرونین💚
برنامه the voice ( صدای برتر ) از MBC Persia
مجریش حامد نیکپی که واقعا درمقابل رها تو استیج هیچه هیچ (((: مرد ! آخه تو جات مربی داوریه نه مجری!!! مربیا و داوراشم لیلا فروهر، بیژن مرتضوی، سوگند و کامیار.
دوقسمتش اومد ، من از youtube دیدم ، سهساعت برنامه رو تو ۴۰ دقیقه اینطورا دیدم ((: فقط قسمتی که میومدن میخوندن و داوری میکردن جذاب بود ، بدنبود ! ولی خب استیج یچیز دیگه بود ! خیلی خفن بود استیج یا آکادمی گوگوش(؟)(اسمشو شک دارم) اون هیجانش بیشتر بود ،،، حالا که دوقسمت اومده و نمیشه زودی نتیجهگیری کرد.
همیشه منتظر حرکت از سمت منی
کاش اونی که بهت گفته خدایی رو ببینم
بدم میاد از هرکی که دور و برته
از اونا که میدونن تو کجایی و نمیگن ..
#ندهقول_علییاسینی
سریال The last of us سهقسمتش اومده و تا اینجاشو دوستداشتم!
اگه همینقد قوی پیش برن که عآح دختر عالیه!
زنگ زد و درحالیکه داشت جیغ جیغ میکرد گفتش که چه دیت سمّیییی بودش .. گفتم چیشده!؟
گفتش مرتیکه بیشرف حالا خوبه کارمند و پولدارم هستش! بدون اینکه از من بپرسه منو برده یه بستنی فروشی مسخره گفته چی میخوری !؟
نپرسیده ببره یه کافهای چیزی یا رستورانی یا اصلا من شاید تو این هوای سگسرما دلم قهوه میخواست به چه حقی منو میبری دم یه بستنیییییفروشی فکستنیییی که حتی جا واسه نشستنم نداشته باشه! تو ماشین بخوریم بعدم فقط قیفی و لیوانی داشت!!
( همه اینارو جیغ جیغ با یه حرص وحشتنااااک میگفت !(((: )
گفتم آروم دختر ! بعدم خب میخواستی همونجا بگی بستنی نمیخوری خب
یه نفس عمییییق کشید دوباره جیغجیغاش شروع شد ؛ عوضیییی منو از اون سر شهر برده این سرشهر من فکر کردم یه کافه خاصی هستش چه میدونستمممم واااای خدای من این چه دیت سمّیییی بودش ، یارو داره ۳۰ سالش میشه پولدارن باوووورت میشه !؟ ببین دلم میخواست فرار کنم خدای من خدااایاااااا
درحالی که سعی میکردم جلو خندمو بگیرم گفتم عزیزم فک کردی الکی پولدارشده!؟ اینکارارو کرده خب😂😂🤣🤣
+حالا موضوعات دیگهای هم گفتش ، ولی خب این موضوعم بُلد شد
+این دوستمون خیلییی خوشش اومده بود از این شخص ، عاشق صداش و طرز صحبتش شده بود !!
+😂وای خدا خیلییی خوب بود فقط جیغجیغاشو حرص صدااااش
فیلم the menu 2022 هم با الف دیدم ، حقیقتا مزخرفترین فیلم امسالم بود !((: ببین فمیدما موضوع از چه قراره و چی شد و فلان
ولی خییییلیییی چرت بود.
فیلم Persuasion 2022 رو دیدم .. بد نبود ! بخاطر داکوتاجانسون دیدمش ((: چقدر این دختر جذابه لعنتیه .
ساعت قرارمون تغییر کرد .. یعنی پیام داد یکساعت دیرتر میشه همو ببینیم!؟
دانشکده بودم و چندتا پایاننامه از کتابخونه قرض گرفته بودم .. درحال دیدن کار استاد راهنمایی که تو ذهنم هستش، بودم.
یه اوکی فرستادم و لبتاب رو روشن کردم ، سرچ زدم .. میخواستم تعداد Citationهاشو ببینم تو نوپا .. بعد رفتم سراغ رزومه اون یکی استادمون که از نظر علمی درجه یکه تو این دانشکده ولی خب اخلاق نداره ! ینی اصلا نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.
قرارمون تو گلسار بود ، رسیدم کافه موردنظر تک زدم که یهو دیدمش ، جفت دستاشو تو هوا تکون میداد ((: خُلچِل.
پریدم تو بغلش و سرگرم صحبت شدیم .. گفتم هنوز سر استاد راهنما موندم ! گفتش ببین انقدری این موضوع مهمه ! که حتی فکرشم نمیتونی بکنی !! من با استاد راهنما یه رابطه عاطفی برقرار کردم اصلا انقدرررریییی این زن رو دوستدارم که نگو!(((: خودشم منو خیلییییی دوستداره ! همش نازم میده!
لُپشو کشیدم گفتم آخه گوگولیمن!💚
گفتم پس برم سراغ استاد موردنظر !؟ گفتش آخه میشناسمت این استادی که میگی اونقدری اخلاقش خوب نیست! هی باید ریجکتت کنه هی باید سوهان روحت شه ! شُل بگیر ی استاد راحتتر انتخاب کن نهایت به بُنبست خوردی کمک میگیری از بقیه !غمت نباشه.
..
+ بعضی اوقات به سلامت روانم شک میکنم ! نکنه یهو برم پیش کسی که نباید و بگم توروخدا استاد راهنمام شو!((((:
+ شنیدن خبر فوت خانم لیدا نیکفرید خیلی ناراحتم کرد .. کل دیشب غصه خوردم ! من هرگز ایشونو ندیدم ولی قطع به یقین بهترین الگوی من بود.روحشون شاد💚
یه دکهچوبی تو خود میدون شهرداری هستش که میطلبه بری بشینی و فارغ از هرچی چای با قند بخوری.صاحب دکّه هم اتفاقا یه آقای بسیار محترمی هستش که همیشه پلیلیستش آهنگای هایده و مهستیه ..
دوسه تا میز و صندلی گذاشته اطراف دکه و اکثرا پُر هستش! دیروز که سعی میکردم فکرامو جمع و جور کنم رفتم پیشش ، جای خالی نبود صندلیشو آورد و گفت بشین دخترم.
مهستی میخوند که ..
میاد بارون احساس
از ابر تیکه تیکه
که سقف نازک دل
دوباره کرده چیکه چیکه چیکه ..
یکسری طرفای یوسفآباد بودیم ، بعد از دوماه که ازم بیخبر بود و پیام میداد یککلمهای جوابشو میدادم.
درحالی که داشت میدون رو دور میزد گفتش این رفتارتو ترک کن ، میگفت طی یه دوره اونقدری تو زندگی آدم پررنگ میشی و بهت عادت میکنیم بعد خودتو یهو حذف میکنی!!
میگم اون حذف شدن یهویی دلیل داره ! چندتا رفتار میبینم و یهو میبُرم دیگه.
گفتش نکن ! چرا توضیح نمیخوای؟ چرا تو خودت میریزی و داستانسرایی میکنی و میری!؟؟؟
..
+ رفتم . اونقدری واسم بامزه بود که به Psycho گفتم کمکمیکنی واسه تولدش کتاب بخرم!؟ چون اصلا نمیتونم متوجهشم چه کتابی بخرم خوشش بیاد ،، ولی خب یهو به خودم اومدم دیدم ازم خوشش نیومده و تمایلی به ادامه صحبتای گاه به گاهمون رو ندارم.
واسه همون رشته رو بُریدم تموم شد رفتم.
(فرد پاراگراف اول و دوم فرق دارن)
دلم سفر میخواد !
سلول سلول تنم سفر میخواد ..
مجردی لطفا ! باتشکر 💚
من و تو دوتا شقایق بینمون یه تخته سنگ!
حیف دور از هم بمونیم حیف روزای قشنگ ..🍃
#منوتو_عرفانطهماسبی
یکی از خوراکیای موردعلاقم بلال هستش !
کبابی یا آبپز بپزه و بعدش بهش آبلیمو و نمک و فلفل اضاف کنم
هووووووممم عالی میشه !😚☺
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو ، بگو که کار جهان شد به کام ما ..🍃
#حافظ_پالتبند