از صبح به خودم پیچیدم و کل برنامههام بهم ریخت ،، ناهار نخوردم و فقط یه بستنی خوردم ! ( آفرین چآی تپل !! )
بعد عصرتر که شد هیچکس خونه نبود هوس غذا بیرونی کردم! هی اسنپ فود رو بالاپایین کردم و گفتم آره نه آره نه
تا خلاصه یه سالاد و یه ساندویچ سفارش دادم..
سفارشا رسیدن ولی رو میزن!
حتی عقم میگیره نزدیک غذا شم /:
+کاش حامله بودم! ولی نه غلطی کردم و نه این آبشار خونی که میاد نشون از غلطی میده.
هوا ابری و گرفته و البته اولین روز پریودمه ..
از اون روزایی هستش که..
روزی که تو تلگرام کانال آهنگ زدم، تصمیمم این بود 1799 تا آهنگ رو رندوم پلی کنم ، هرکدومو دوستداشتم تو کانال بذارم هرکدوم رو نه همون لحظه پاک کنم!
امروز چک کردم 1797تا شده((((((: !!!!
+آهنگارو پاک میکردم! آهنگ جدید میشنیدم دانلود میکردم🤣
+همون آش و همون کاسه!!😂
فکر زیاد نمیذاره بخوابم ..
خونه تنها بودم ، مهندس یه کارگر فرستاده بود واسه تخلیه!
نمیدونم چرا یک نفرو فرستاد!! هرچی زنگ زدم به ل و بقیه تا به این مهندس بگن خیلییی بیشعوری، یکی دیگم بفرست کسی جوابگو نبود!!
از طرفی از فردا کارشون شروع میشد و نمیتونستم ردش کنم بره
گفتم آقا منم کمکت ، خندید گفتش خانم برو ! کار خودمه ممنون!
سر آخر به کمد بغل یخچال اشاره کردم گفتم اینم هستا!
گفتش وای اینکه خیلییی سنگینه
گفتم خب من کمکت میکنم ((:
یادم نرفته موقع اسباب کشی به اولین خونم کسی نبود و همشو خودم تنها بودم!
یادمم نرفته الف و ل چمدونمو ۲۰ کیلو میکردن و موقع کووید نمیتونستم از کسی بخوام سه طبقه خوابگاه رو واسم بیاره بالا !
بهرحال که من از اون دختراش نیستم.
بردیم پایین.
بنده خدا کلی عذرخواهی کرد!!
برای ژورنال کلاب بیمارستان، مقالات رو دستهبندی کردم فرستادم
همه مقالاتی که نویسنده های ایرانی داشتن رو ریجکت کرد!!!
+عصبی میشم وقتی همچین رفتارایی میبینم!
+دوستم میگه حق داره! آمار جدیدو دیدی چند درصد پایاننامه های دکترا و ارشدا همه کپی و تقلبی بودن؟
+مسئله اینجاست مقاله ایرانی که تو یه ژورنال خوب هم چاپ شده هم ریجکت کرده.
واقعا نمیدونم از کجاش درآورد ۷ تا اشکال از کارم پیدا کرد ..
خیلی وسواسیه! چیزای مزخرفیو ایراد گرفت 🤦🏻♀️.
دانشجوی سال سوم کارشناسی بودم ، دعوتم کرد خونش بار اول رفتم چیزی نگرفته بودم.
مشکل مالی داشتیم و من واسه خرجام دو دو تا چهارتا میکردم ، سری بعدیش جفت تسبیحمو کادو پیچش کردم بردم.
اون تسبیحها خیلی واسم عزیز بودن ! دوسه سال قبلترش از مشهد خریده بودم اولیو که خریدم روز برگشتمون رفتم جفتشو خریدم.
امروز که دور گردنم انداخته بودمش و نازش میکردم یهو یادم افتاد یکی از دوستام کلکسیون تسبیح داره.
عکس گرفتم واسشو فرستادم
گفتم تقریبا چنده؟
گفتش واسه چه سالیه!؟
گفتم تقریبا 8 سال پیش.
20 دقیقه بعد برام نوشت یک تومن.
+کاش هنوز داشته باشدش! اگه نه کاش ننداخته باشه آشغالی مسجدی امامزادهای یه همچین جاهایی داده باشتش.
+چرا قیمتشو گرفتم؟(((: نمیدونم !
از اونجایی که تو دورهای رفتم که اکثرا خونم!
بخاطر هوا 😪 فقط غروب به بعد میشه رفت بیرون
هوا گرم شرجی یه جهنمی ..
خلاصه که بین کارام یه چند قسمت سریال Ted lasso رو دیدم
بد نیس بامزس ! ولی سلیقه من نبود.
تا الان از سریالایی که معرفی کردن فقط از From خیلی خوشم اومد 😍
لیزرمو سه ماه انداختم عقب چون پول نداشتم !
دیروز رفتم بالاخره و الله الله رها شدم .
گفته بودم دیگه؟ هیچ جلسهای تو لیزر به عنوان جلسه آخر نداریم !! رفتی توش دیگه در نمیشه بیای (((:
یه سایتی هستش به اسمChatPdf خیلی خوبه!
pdf رو آپلود میکنی، بعد هر سوالی یا نکتهای که تو اون مقاله یا پیپر دنبالشی رو بپرسی همراه با صفحه بهت میگه!
البته که بدرد آدمهای وسواسی که باید تهشو در بیارن نمیخوره(((: ولی درکل برای مقاله نوشتن خصوصا متا آنالیز و سیستماتیک ریویو خوبه!
+با احترام بگم که نیاز به فیل.ترشکن داره(:
من سومین نفر تو گروه بودم تا کار رو پیش ببرم ، با وسواس نشستم مقاله خوندم و نتیجه 37تا مقاله رو ارسال کردم برای نماینده.
نفر چهارم تو گروه میگه تا من امتحاناتمو نده هیچ کاری پیش نمیبرم !!
+ این از کار گروهی ما !((:
هروقت واسم مینویسه " عزیز " کهیر میزنم !
حس مادربزرگا بهم دست میده ! ما مادرجونهامون رو صدا میزنیم عزیز!
دیروز طرفای 5 زنگ زد که ساعت 7 بیام دنبالت بریم کافه؟
اوکی رو دادم، چون دلم پاستا پنه آلفردو میخواست.
یه کافه خوشکل رفتیم، تو ارتفاعات بود.
خودش چیزبرگر گرفت، غذاهامون رو که آوردن انقدری غذاش خوشکل دیزاین شده بود که دلم میخواست!از طرفی پاستاش افتضاح بود !
دید که فقط مرغای پاستارو جدا میکنم، گفتش چی شده!؟ دوسش نداری؟!
با یه حال زاری گفتم خیییییلییییییی بده)))))):
چنگالشو فرو کرد تو پاستام و خوردش، بعدم گفت راست میگی یچیز دیگه سفارش بدیم؟
گفتم نه دیگه دیرم میشه ( غذارو خیلی با تاخیر آورده بودن )
که برگرشو فرستاد سمتم گفتش با پاستا اوکیم تو برگر بخور.
برگرشو تموم کردم ! پاستا نصفیش موند !((((((((: من این بشرو میشناسم!ببین چقدر افتضاح بود که اونم نتونست بخوره!
+نکته عجیبش این بود که پاستاش گرونتر از برگرش بود!
+بهش قول دادم در اولین وقت واسش پاستا بپزم بیارم.
× از وقتی آدرسمو عوض کردم وبلاگم تو بروز شدهها نمیره، عجیبه!
+ وای خدا ! طرف مقابلم دختر بود !!(((((: صاف شدم.
میدونی چی ذهنمو مشغول کرده!
دختر، اینهمه نیروی جوان میرن اکثرا کاری و تحصیلین دیگه !!
عده کمی با پولشون میرن.
این همه سرمایهملی داره از دست میره !!!!
چطور قراره جبران شه!؟
مها زنگ زد و تصمیم قطعی خودشو همسرشو گفت، میرن 💔
موقت به یکی از کشورای عربی میرن تا پروسه مهاجرتشون به کشورای اروپایی زودتر طی بشه 💔
تا الان ۱۱ تا از دوستام یا رفتن یا در پروسه قطعی رفتنن💔.
سوار اسنپ شدم و گفتم آقا من واقعا عجله دارم!
مسیر یکساعت و ربع رو تو ۴۰ دقیقه اومدیم.
رسیدیم میخواستم بالا بیارم (((((((:
تو توییتر یکی نوشته بود ده سال گذشته رو چیکار کردی!؟
کوت و کامنتارو که میخوندی اکثرا از طلاقشون گفته بودن .. !
نمیدونم بنویسم جالب بود یا ترسناک !
تو گوگل سرچ کنید (( سانگسرا ))
خیلیییی خوبه!
آلبوم بیکلام Lo-Fi Glow رو گوش میدم و لذت میبرم.
همکلاسیم کاری که با دوهفته دویدن بهش رسیدم رو با پرسیدن ازم تو یکساعت انجامش داد و برای استاد راهنماش فرستاد !
دوستان انقدر مغرور جذاب نباشید(((: یوقتایی بپرسید ! مسیر بهتر میره جلو.
عکس نینیشو که فرستاد غَشششش کردم((((:
+یکی از دوستای دوران مدرسه نینی آورده.
+چندوقت پیش خیلی تپلی شده بود تو عکسا مشخص بود یهو اومد گفت بارداره!!(((: ملت باردارن تپلی میشن اونوقت من ((((((((((:
واقعا فقط مونده بود، دکترم بهم بگه!
خیلی چاق شدی ، وزن کم کن!!!
+خدااااایاااااا
+فعلا نمیتونم برم باشگاه🥺😭 میرم پیادهروی ولی تا رژیم درستوحسابی نگیری که نمیشه اوووووف.
محبوبم من خیلی کرانچی آتیشی دوستدارم!
خواستم فقط بهت بگم.
همین.
خوندم که ..
سختترین کار دنیا ترمیم کردن زخمهایی هستش که هیچ نقشی تو بوجود اومدنشون نداشتیم !
وقتایی که میخوام برم دانشکده نمیدونم چی بپوشم!!!
هرچی میپوشم میرم جلو آینه میگم نه این زشته، این کوتاعه، این زیاد بلنده، این رنگش مناسب نیست و و و ..
یادش بخیر! دانشگاه دوران کارشناسی که اینطور نبود!!
اصلا به این چیزا اهمیت نمیدادم((:
+با ملی یکی دوهفته پیش صحبت میکردم و از روزای کارشناسی گفت، یه حفره دلتنگی تو قلبم تشکیل شد.
+ماشالله هنوزم مثل قدیم آمار همه رو داره! دوتا از پسرامون طلاق گرفتن-.-
چهارشنبه بهش پیام دادم و امروز جواب داد.
اصلا واسم مهم نبود، دوساعت بعد که پیامشو دیدم سین کردم و جواب دادم !
+بیخیال دختر سنم برای یکسری چیزا دیگه گذشته.
عصری اصلا نمیتونستم تمرکز کنم ، سه ساعت گوشیو خاموش کردم تا به کارام برسم
طرفای غروب الف زنگ زد خونه، گفتش چی شده؟گوشیت چرا خاموشه؟
گفتم کارام خیلی عقب افتاده و فلان
گفت مها بهم زنگ زد! مُج هم دایرکت داد. سراغتو میگرفتن |:
آنلاین شدم دیدم ((((((((: داستان جدید!
یه سوالی که حالا ذهنمو بشدت درگیر کرده ، ملت نمیترسن میرن مُژه میکارن؟
اونم پیش هر کسی ! ! ؟
یک درصد احتمال بگیریم چسب بریزه تو چشم ! تکلیف چیه!؟