چآی 🍃 | شهریور ۱۴۰۱

ولی این روزا باید یه شونه برای گریه کردن بود ..

تو محل کار چندتا از همکارام گریه کردن ! پاک ، مها ، سین و دوستای دیگمم شنیدن گریه کردن ..

بغض کردم

اشکی نریختم ( درون‌گرای لعنتی )

ولی وقتی تنها میشم اشک و تردید که مهمونم میشه.

+ چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱ - 0 چآی 

مردد شدم برای تصمیمی که گرفتم .. 💔


برچسب‌ها : ارشد
+ چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱ - 0 چآی  |

اللهُم اني وليتك امري فأعوذ بك من سوء حظي وضيق صدري و فراغ صبري واجعلني يارب ممن نظرت اليه فرحمته وسمعت دعائه فاجبته

خدایا کارهایم را به تو میسپارم و از تنگی سینه و تهی شدن صبرم به تو پناه میبرم ..🍃


برچسب‌ها : غیروطنی
+ یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ - 10 چآی  |

فیلم Top Gun 2022رو دیدیم و بشدت توصیه میشه (((: خفن !


برچسب‌ها : فیلم
+ پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ - 0 چآی  |

نیاز به دوسه روز آف دارم تا ببینم چه باید کنم !

( هنوز هضم نکردم دقیقا چیکار کردم !((((((((: )

+هنوز باورم نمیشه !!🤣🤣🤣🤣

(( توقف طرح

گرفتن مدارک از دانشکده قبلی

اسکن یکسری از مدارک

بعد بعد عکس 4×3

دیگه یکسری کتابای رفرنس رو بخرم !

یکسری از دوستامو قبل رفتن ببینم ))

- ۱۵ روز بیشتر فرصت ندارم و هرروز شیفتم ..


برچسب‌ها : ارشد
+ چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۱ - 4 چآی  |

با دست به آیدین اشاره کردم و نشستم.
دکتر گفت: چه اش هست؟
گفتم: توی سرش بازار مسگرهاست، توی دلش رخت میشورند، توی پاهاش سیم می کشند.
دکتر گفت: ببرش دیوانه خانه ..
#سمفونی_مردگان


برچسب‌ها : عباس‌معروفی
+ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ - 4 چآی  |

درکنار شیفتا واسه ارشد خوندن خیلی سخت بود !

+خصوصا که من دیر شروع کردم و آزمون امسال برخلاف سال‌های قبل سوال تکراری نداشت و مسائلی مهمی که تو پرستاری بُلد هستش نیومده بود ! ( اصلا آزمون امسال با همه‌ی سالها فرق داشت خیلی عجیب بود )

+هیچکس خبرنداشت که من قرار آزمون بدم ! حتی حالا هم که جواب اومده به چندنفربیشتر نگفتم ( خب بنظرم دلیلی واسه تو چشم بقیه کردن نیستش !)

+رتبم دورقمی شد ، خداروشکر راضی بودم ولی ..

آخرین سری که اطلاعیه اومد برای ویرایش انتخاب رشته ساعت‌های آخر بعد یه شیفت سخت رفتم ادیت زدم و دانشگاه محل تولدم رو آوردم بالا .. از انتخاب بیست و خورده ای اوردم جزو ده انتخاب اولم .

همون رشته ای شد که میخواستم .. همون دانشگاهم!

از تهران بعد ۵ سال خدافظی میکنم ..

تهران برای ۵سال کافی بود دیگه نمی‌صرفید واسم ( :

هزینه های بالا

تنهایی

خستگی

له شدن

استقلال و روی پا خودم بودن

برای ۵ سال کافی بود دیگه از لحاظ روحی و روانی نمیکشیدم

مُج بعد دیدن رتبم گفتش قطعا تهران میاوردی ولی مشخصه دیگه نمیخواستی .. قطعا همینطوره ، مها باورش نمیشد من تهران جزو انتخابام نبود ، ل هم همینطور !! میگفت تو عاشق تهران بودی چی شد یهو؟ ولی الف درک کرد‌((: گفتش من کاملا متوجه شدم تو خسته‌ای،،خیلی خسته !

+امیدوارم پشیمون نشم ..

+انگاری قرار نیس هیچوقت به ثبات برسم ! تازه رفته بودیم واسه یک‌سال دیگه تمدید اجاره ، به بخشی که الان کار میکنم و سختی کارم و شلوغیش عادت کرده بودم، با همکارا خیلی دوست شده بودم((:

+پارسال این‌موقع ها چقدر واسه تهران اومدن ، اجاره خونه و طرحم دست و پا میزدم !

+دختر !؟ پس کی میخوای یخورده به آرامش برسی ؟

+هنوز جرئت نکردم به دوستای دیگم بگم ! خصوصا پاک.

+سرکار که اصلا جرئت ندارم ((((((:

+دانشگاهی که الان قبول شدم اونم دولتیه و جزو دانشگاه های تاپ محسوب میشه ولی خب دانشگاه کارشناسیم یک کشور بود (((: خیلی فرق داشت!

+ قرار دوباره از صفر صفر شروع کنم ! از صفر شروع کردن خیلی سخت به‌نظر میاد امیدوارم موفق شم 🥺💚 دعاکنین


برچسب‌ها : ارشد
+ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ - 3 چآی  |

..


برچسب‌ها : ارشد
ادامه مطلب
+ شنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۱ - 15 چآی  |

..


برچسب‌ها : رمزش‌مث‌همیشه
ادامه مطلب
+ جمعه ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ - 16 چآی  |

خداوندا تو آپدیت جدیدت بدن خانم‌هارا خالی از مو بیافرین !

مرسی ! بوس .

+ پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ - 14 چآی  |

ساعت ۴ صبحه ،،

یه قهوه دستمه بدون شکر و شیر

مزه‌ش افتضاحه

ولی خوابم میاد و بایدبیدار بمونم!

یه گوشم هندزفری و اصلا فضا نمی‌طلبه آهنگ شاد گوش بدم

آهنگ‌قربانی رو دور تکرار و من سعی میکنم به چیزی و کسی فکرنکنم !


برچسب‌ها : بیمارستان
+ چهارشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۱ - 4 چآی  |

آهنگ‌بی‌گناه از علیرضاقربانی رو فرستاد ، نوشت به‌نظرم همه باید تو زندگیشون یکیو داشته باشن که این آهنگو بفرستن ..

..

آمده ام تو به داد دلم برسی
تو سکوت مرا بشنو که صدای غمم نرسد به کسی
آمده ام تو به داد دلم برسی
چو پرنده ی زخمی بی پر و بال رها شده از قفسی ..


برچسب‌ها : آهنگ, قربانی
+ چهارشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۱ - 4 چآی  |

ما به روزهای بهتری که داشتیم برنمی‌گردیم
ما روزهایی را تجربه می‌کنیم که از خوابهای شیرینی که دیده‌ایم هم بهتر باشند
چرا که امید ، صنوبری بلند بالاست و همیشه سبز : )

🍃💚


برچسب‌ها : حمیدسلیمی
+ دوشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۱ - 5 چآی  |

دیروز که با یکی از دوستام تو مغازه لباس زیر فروشی بودیم

یه دخترخانمی رو به دوستاش گفت که من اصلا حیفم میاد پول واسه لباس زیر بدم ! مهم نیس که فقط پولتو حیف و میل کردی.

+انشالله که دخترای قشنگم میدونن جنس لباس زیر خیلی مهمه ! باید هر روز عوض شه ! یکی از دلایل مهم انواع عفونت های قارچی و بیماری ها از همین لباس زیر میاد !!!

انشالله که میدونین ||||:

+باورم نمیشد یه دختر همسن و سال خودم اینو میگفت !

+چقدر نا آگاهی وجود داره ! چقدر !

+این جنسای آشغال پلاستیکی رو نگیرین نپوشینا !

+لباس زیر مثل کرمی که به صورتت میزنی مهمه ! خیلی مهمه !‌واقعا مهمه !!

+ شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱ - 0 چآی  |

آیا سوالی هست که ذهنتو مشغول کرده باشه و من بتونم جواب بدم!؟

(به مناسبت سومین سالگرد وبلاگ🤭)

+ پنجشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۱ - 0 چآی  |

این‌روزا کتاب آخرین‌کوچ خیلی تو اینستاگرام بُلد شده!

خیلی خیلی !

نویسندش شارلوت‌مک‌کاناگی به ترجمه میلادبابانژاد و الهه‌مرادی

تقریبا بیشتر بلاگرایی که دنبالشون میکنم و تو کار کتاب و کتاب‌خونی هستن تبلیغ این کتابو کردن ..

ولی طبق تجربه من کتابایی که تو اینستاگرام بُلد میشن ( غیر نویسنده های مشهور که خودمون دیگه اشنایی داریم باهاشون ) بسیار چرتوپرتن ! ارزش خوندن ندارن

+تولستوی و مبل‌بنفش / بیشعوری / ملت عشق / استامبولی

کتابای جوجومویز

اینا همه کتابایی بودن که من از سر تبلیغ تو اینستاگرام خریدمشون

+یه پست دیگه هم راجب این موضوع قبلا گذاشته بود ! میدونم ! یادمه!

ولی این کتاب آخرین کوچ طوری سروصدا کرده و خلاصه داستانش بنظر جذاب بود که هی داره ترغیبم میکنه!!

+خلاصه که استغفرلله !(((((:

+ سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱ - 15 چآی  |