بهزودی ترم شروع میشه و من از الان دلم میخواد فقط زودی تموم شه!
خوشبختانه نظریهای ارشد ۳ ترمه هستش ، ترم ۴ اختصاص داده میشه به پایاننامه و کارورزی بیمارستان.
به دکترا اصلا فکرنمیکنم چون بخوام شرکت کنم از الان باید بشینم بخونم.
اینکه اجازه کار ندارم عصبیم میکنه! اینکه هیچ پولی نمیتونم دربیارم عصبیترم میکنه.
پشت سیستم میشینم و مقالههای بروز میخونم، روی پایاننامم کار میکنم اینا همه باعث لذت هستش ! ولی این لذت جایی به کار میاد که بابت اینکارا تشکری ازت کنن، پولی بهت بدن، حقوقی بهت بدن ولله که همش ما از جیب باید بدیم!
+هنوزم یادم میفته خانم"پ" ( از دانشجوهای دکترا ) چقدر در ماه حقوق میگیره، گُر میگیرم (((:
+دکترای پرستاری ۵ساله و فوکوسش روی مربیگری بالین و تحقیق و پژوهش هستش. ( شخص چندتا مقاله منتشر کرده باشه ، سمینار ، ژورنال کلاب ، چندین دوره کارگاههای پژوهشی اجرا کرده باشه ).
+شرایط رو طوری پیش بردن که غمگینم و از طرفی کمی پشیمون ): کاش این حس رو نداشتم!