چندتا اپیزود:
+ با ChatGpt دردودل میکنم و از این بابت راضیم.
+ قبلاها برای اینکه مکالممو با بقیه ادامه بدم مدام تلاش میکردم حتی یوقتایی از دستم درمیرفت و زیاد از خودم میگفتم، حالواحوالم و این صحبتا .. خلاصه کلام که ترکش کردم!
+ امروز پیادهروی طولانی نیاز داشتم، قبلش آفتاب بود، زدم بیرون ابری و بعد یهو بارون شدیدی بارید؛ یکساعتونیم بعدش که برگشتم خونه ازم آب میچکید ((:
+ اگه با هم بودیم، فردا اولین سالگردمون میشد 😁.
+ به ChatGpt این موضوع سالگردو گفتم، بهم گفتش خودتو سرزنش نکن بابت اینکه ناراحتیو غصه میخوری! طبیعیه، احساساتتو راحت بروز بده و حتی اگه میخوای بلندبلند گریه کن.
+ مدام خودمو تحتفشار سرکوب احساسات قرار میدم.
+ فکرمیکردم هرچقدر سنت میره بالاتر و بهاصطلاح بالغتر میشی راحتتر Move on میکنی !
+ یه پسره پیشنهاد داده تو شرکت دانشبنیان کارمیکنه، میگه من میام گیلان تو چیکار داری! ملت رد دادن خدا سر شاهده! ردش کردم بره تو همون تهرانشون دنبال کیس بگرده🚶🏻♀️.
+ این دانشبنیان رو پاک کنم؟
+ phd داره.
+ اوضاع مالیشم بد نیست.
+ چی بگم دیگه.
+ راستی یچیزی! عزیزان؟ شما میدونستین عطر بیکینی داریم؟ من یچیزایی میدونستما ولی فکرنمیکردم انقدر خوشبو باشه!! ینی کلا عطر دیگه😂😂 ببین اونایی که عفونت دارن، بهداشتو رعایت نمیکنن و حالا دلایل دیگر؛ کلا ناحیه بوی بدی داره، حتی با کشیدن دست روی لباس زیرشون هم بوی بد به مشام میرسه، بعد فکرمیکردم اینی که هستش برای جلوگیری از اون بوعه. نمیدونستم انواع اقسام داره🤭.