02704

سلام.

سفرم قرار بود دوسه‌روزه تموم شه، یعنی من به خونواده برگشتمو روز دوشنبه اعلام کرده بودم؛ ولی خب دوستام نذاشتن.

این بین یکسری از دستم ناراحت شدن که چرا بدون اطلاع قبلی اومدم، خب یکسری برنامه خودشونو داشتن و یکسری مسافرت بودن!

برنامه فشرده داشتم از صبح تا شب دوستامو ببینم ولی خب ماه‌رمضون بود و خیلی جاها بسته! و شب ۲۱ و ۲۳ قدر هم اکثر جاها تو تهران بسته بود. با این‌حال ما کم نیاوردیم(((: قاچاقی و قانونی جاهایی که باز بودنو پیدا میکردیم و میرفتیم.

یکسری دوستامو نشد ببینم و ناراحت‌شدم🥲 بعد واقعا وقت نمیشد! مثلا یکی از بچه‌ها رو قرار شد بعد شیفت عصروشبش ببینم، قرارمون ساعت ۸ صبح باغ‌کتاب بود!! حالا نمیدونم بخاطر ماه‌رمضون یا عید از ۱۱ صبح باز میشد و من میدونستم این آدم تا ۱۱ صبح دووم نمیاره از بس خسته بود دیگه همون اطراف، پل‌طبیعت،آب‌وآتش و درنهایت ونک دور زدیم و بعد از هم جداشدیم.

یکسری جاها تو تهرانم دلم میخواست برم و خب اونم نشد🥲.

ولی درکل خوش گذشت😍

دوستام کلی نازنازیم کردن و اون حال گندی که چندوقت اخیر داشتمو ترمیمش کردن. یه چآی سرحال و پرانرژی تحویل دادن ((: .

بهشون قول دادم خیلی زود دوباره برم ولی خب نمیدونم باز میشه یکسال دیگه یا چندماه!😂

+ یه تیکه بزرگی از قلبم همیشه به تهران تعلق داره💚🫀.

+ جمعه ۸ فروردین ۱۴۰۴ - 13 چآی  |