یکی از اتفاقات جالبی که افتاد دیدن یکی از دوستای پسرم بود.
از سال ۹۷ میشناختمش، اون موقع یک پسر خوشگذرون بود (خوشگذرونیو شما بگیرین از هر نوعی ! هر چیییی ).
دیگه منم دورادور از احوالاتش خبر داشتم و خب ارتباطیم نداشتم!
یهو این آدم متحول شد، کلا الان دور هر چی دخترو خط کشیده، ورزش میکنه و سالمخوری و تمام تمرکزش رو شرکتهایی که داره!
بله.. یه شرکت داشت که با دوتا از دوستاش شریک شد و الان شده شرکتها !
اوضاع مالیش خیلی خوب شده و یکسری پروژههایی که میگیره با دبی و باقی شهرا و کشورای عربی هم مشترکه.
اونقدر دیدنش جالب بود که نگو، از یه پسر لاغر، لش، داغونی که لباش سیاه شده بود از بس چیزمیزای مختلف میکشید تبدیل شده به یه مرد هیکلی خوشپوش که چشاش از دور برق میزنه.
+ به مناسبت عید دعوتمون کرد به یه رستورانی، بعد آخرش یکی از بچهها گفت داداش عیدی نمیدی به ما !(((: بندهخدا انتظارشو نداشت🤣 به همه اسکناس داد ۲۰۰-۱۰۰-۵۰ اینا ولی به من یه پاکت داد! من همونجا یه لمس ریزی کردم و دیدم یدونه اسکناسه، چیزیم نگفتم که چرا تو پاکت دادی. اومدم خونه بازش کردم دیدم ۱۰۰ دلاریه ((: