01598

درکنار شیفتا واسه ارشد خوندن خیلی سخت بود !

+خصوصا که من دیر شروع کردم و آزمون امسال برخلاف سال‌های قبل سوال تکراری نداشت و مسائلی مهمی که تو پرستاری بُلد هستش نیومده بود ! ( اصلا آزمون امسال با همه‌ی سالها فرق داشت خیلی عجیب بود )

+هیچکس خبرنداشت که من قرار آزمون بدم ! حتی حالا هم که جواب اومده به چندنفربیشتر نگفتم ( خب بنظرم دلیلی واسه تو چشم بقیه کردن نیستش !)

+رتبم دورقمی شد ، خداروشکر راضی بودم ولی ..

آخرین سری که اطلاعیه اومد برای ویرایش انتخاب رشته ساعت‌های آخر بعد یه شیفت سخت رفتم ادیت زدم و دانشگاه محل تولدم رو آوردم بالا .. از انتخاب بیست و خورده ای اوردم جزو ده انتخاب اولم .

همون رشته ای شد که میخواستم .. همون دانشگاهم!

از تهران بعد ۵ سال خدافظی میکنم ..

تهران برای ۵سال کافی بود دیگه نمی‌صرفید واسم ( :

هزینه های بالا

تنهایی

خستگی

له شدن

استقلال و روی پا خودم بودن

برای ۵ سال کافی بود دیگه از لحاظ روحی و روانی نمیکشیدم

مُج بعد دیدن رتبم گفتش قطعا تهران میاوردی ولی مشخصه دیگه نمیخواستی .. قطعا همینطوره ، مها باورش نمیشد من تهران جزو انتخابام نبود ، ل هم همینطور !! میگفت تو عاشق تهران بودی چی شد یهو؟ ولی الف درک کرد‌((: گفتش من کاملا متوجه شدم تو خسته‌ای،،خیلی خسته !

+امیدوارم پشیمون نشم ..

+انگاری قرار نیس هیچوقت به ثبات برسم ! تازه رفته بودیم واسه یک‌سال دیگه تمدید اجاره ، به بخشی که الان کار میکنم و سختی کارم و شلوغیش عادت کرده بودم، با همکارا خیلی دوست شده بودم((:

+پارسال این‌موقع ها چقدر واسه تهران اومدن ، اجاره خونه و طرحم دست و پا میزدم !

+دختر !؟ پس کی میخوای یخورده به آرامش برسی ؟

+هنوز جرئت نکردم به دوستای دیگم بگم ! خصوصا پاک.

+سرکار که اصلا جرئت ندارم ((((((:

+دانشگاهی که الان قبول شدم اونم دولتیه و جزو دانشگاه های تاپ محسوب میشه ولی خب دانشگاه کارشناسیم یک کشور بود (((: خیلی فرق داشت!

+ قرار دوباره از صفر صفر شروع کنم ! از صفر شروع کردن خیلی سخت به‌نظر میاد امیدوارم موفق شم 🥺💚 دعاکنین


برچسب‌ها : ارشد
+ دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۱ - 3 چآی  |