خب از اونجایی که تا ساعاتی دیگه تعطیلات من تموم میشه و من باید برگردم تهران
وسایلمو جمع کردم ولی نچیدم تو چمدون ..
صبحی زدم بیرون به مقصد ارایشگاه ،، هیچ جا وا نبود |:
پنیرموسکارپونه و خامه و کره و وانیل خریدم
از جلو مغازه ارایشی بهداشتی که رد میشدم خیلی وسوسه شدم برم رنگ بخرم موهامو رنگ کنم! ولی ولی ؛ جلو خودمو گرفتم-.-
خلاصه شیر و کاپوچینو هم خریدم و برگشتم خونه ..
بچه دوروز پیش گفتش بازم چیزکیکی که درست کردمو دلش میخواد!
#چیز_کیک_زبرا_معصومه
#نان_روغنی_معصومه
تو اینستا سرچ کنید دستورشون میاد
نان روغنی رو ل درخواست کرده بود !
ل ناهار درست کرده بود ولی واسه خودمو بچه پاستا درست کردم
خلاصه ۴ ساعتی وقتم تو اشپزخونه گذشت
راستی تو بگو یک خورده یه ذره یه نمه ،، محض رضای خدا اگه بچه به حرفام گوش کرده باشه|:
هیچییییی که هیییچیییییی منم تو خونه اعلام کردم تا تابستون کسی نباید واسش گوشی بخره
بچه هم که عین خیالش نیس
ایپد الف دستشه دیگه!
اگه این مدرسه مجازی نبود اونم ازش میگرفتم😒