اتاقو جارو کشیدم و لباسارو انداختم ماشین ، ظرفارو شستم
گردوخاکارو گرفتم و دستی به اتاق کشیدم و جمعوجورش کردم
ل بهم گفتش به لباسام نگاهی بندازم و یکسریارو بندازم بره .. فعلا حس اینکارو ندارم ((:
.. تهران هوا بارونی و سرد
صبحانه نیمرو درست کردم و با چایی نبات ((:
برای ناهارمم عدس پلو میپزم ..
تو این هوا اهنگای اروم و غمگین بیشتر میچسبه
شاید عصری با پاک بریم کافه نوشیدنی بخوریم
یه قدمی هم بزنیم
البته اگه شدت بارون کمتر شه !
الحمدلله هیچوقتم به چتر اعتقادی ندارم ! کلا تو تهران چتر ندارم((: