0780

مریض امروزم اینتوبه بود و به ونتیلاتور وصل بود ..

وسایلو اماده کردم و دستکش استریل پوشیدم یه بسم الله به نسبت بلندی گفتم تا بشنوه با اینکه بی هوش بود

و شروع کردم

وسط ساکشن کردن دیدم رو پیشونیش قطره های عرق دراومده

 خدا میدونه شدت دردش چقد زیاد بود):

یه جا که حواسم پی عرق رو پیشونیش رفت استاد اومد کنارمو دستمو گرفت و باهم ساکشن کردیم

مردک  |:

منم کشیدم عقبم

میگه من دستم استریل نیست واسه چی میری عقب

میگم من یه لحظه حواسم رفت وگرنه بلدم ساکشن کنم

|:

آخ باید لت و پارش میکردم

اووووف خداااا اوووووووووووف ..

+ پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ - 16 چآی  |