اینترنا تو اتاقی بودن که دوتا از مریضام بستری بودن
سعی کردم هی طولش بدم ولی دیدم بیرون نمیان ! منم واسه درخواست ازمایش و پیگیری کشت و اینا سوال داشتم از بیمار باید میرفتم سراغش
دیگه دیدم دیر شده رفتم تو اتاق..
اقا چشمتون روز بد نبینه ! متوجه نشدم کسی که استاد صداش میزدن اتند بود رزیدنت بود چی بود! یکطوری دختربدبخت اینترن رو جلو مریض شستش که کپ کردم
خیلی افتضاح بود! خیلی بدصحبت کرد!
حالا ماهم این مدلی استاد داریما! یهو میزنه پودرت میکنه ولی نه دیگه جلو مریض
قشنگ عقب عقبی رفتم و از اتاق زدم بیرون ..
حالا استف هی میگفت پرسیدی ؟؟ پرسیدییییی؟؟؟ حالا مگه میشد توضیح داد حاجی من لال شدم اون تو بودم (((: بذار واسه بعد
ول کن نبود ((((: