امروز یه قرار کافه ای با همون دوست معروفم* داشتم ((:
وقتی رسیدم انتظار نداشتم! با دوست پسر جدیدش اومده بود
یه ۷ ۸ سالی بزرگتر بود و خب ..
اوایل که هی ما حرف میزدیم و اون ساکت بود
ولی کم کم وارد بحثش کردم
سعی کردم به نگاه های عاشقونه بینشون و اینکه هی وسط صحبتا دست همو میگرفتن ی جام که همو بغل کردن اهمیت ندم!
گاردی نگرفتم
کنار اومدم
فارغ از احساسات و عقاید سنتی و کلیشه ها به حرفاشون گوش دادم
امیدوارم خوش باشن باهم !
همین ((:
چی بگم دیگه (((((:
..
*همجنسگرا