امروز تو راه تماما ایرپاد تو گوشم بود .. رسیدم دانشگا با بچه ها گرم صحبت شدیم
از اونجایی که همیشه خدا با مقنعم در حال وررفتنم و هی در حال ریزش این بنده خدا!
مثل اینکه حین صحبت یکیشون از گوشم افتاد !
با بانو رفتیم چایی بگیریم یهو متوجه شدم !
قلبم ریخت و تند مسیرو برگشتم
خداروشکر همون منطقه بود و چیزیش نشده بود
کلی الکل بهش زدم
حالا ببینا شک ندارم سوزوندمش((((: