02733

وقتی ارشد می‌خوندم، یه هاله‌ای دور مغزم گرفته بود؛
افکارم، تمایلاتم، لذت‌هام، تفریحاتم، احساساتم..
همه و همه محدود شده بودن.

چقدر آسیب دیدم و چقدر تجربه‌های ناخوشایند از سر گذروندم.

نمیخوام دید منفی داشته باشم، گارد داشته باشم و مدام زار بزنم و بگم چرا ..

فقط دلم میخواد سریع‌تر جمع‌وجور شم، ترمیم کنم این دختر آسیب‌دیده رو ..

+ سه شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴ - 22 چآی  |