وقتی ارشد میخوندم، یه هالهای دور مغزم گرفته بود؛
افکارم، تمایلاتم، لذتهام، تفریحاتم، احساساتم..
همه و همه محدود شده بودن.
چقدر آسیب دیدم و چقدر تجربههای ناخوشایند از سر گذروندم.
نمیخوام دید منفی داشته باشم، گارد داشته باشم و مدام زار بزنم و بگم چرا ..
فقط دلم میخواد سریعتر جمعوجور شم، ترمیم کنم این دختر آسیبدیده رو ..