اونقدری این روزهای آخرسال شلوغم که هنوز وقت نشده به کارای اصلیم برسم، مثلا برم بانک، نوبت لیزر فیکس کنم، باشگاهو تمدید کنم حتی هنوز وقت نشده برم تقویم ۴۰۴ بخرم!
+ هرسال اهداف و خواستههای سال جدید رو تو صفحات اول تقویم اون سال مینویسم و بعد هرکدوم که شد یه تیک میزنم ((: حس خوبی میده! و البته هرکدوم که نشد حسحقارت با خودش میاره!!
+ علاوهبراین هرسال مروری بر سالی که گذشت رو و خواستههایی که از خدا دارمو تو یه ورق کاغذ مینویسم و لای قرآنم میذارم، بعد اواخر اون سال کاغذو برمیدارم و میخونمش و میذارم لای تقویم همون سال.
× البته این مورد همیشه روز آخر اسفند اتفاق میفته..
+ اون چندروزی که رشت خونه دوستم بودم، کلی رشتو گشتیم و شبا هم میرفتیم بیرون و حداقل تا ۳ صبح بازار رشت برقرار بود😍.
+ درخصوص شغل پارتنرسابقم من چندین ایده بهش دادم و یکیش تبلیغات تو پیجهای گیلان خصوصا فلانوفلون بود((: بعد اونروزی یکی از همین پیجهایی که دنبالشون میکنم تبلیغ پیجکاریشو گذاشته بود و البته من متوجه نشدم! ینی سین زدما |: ولی گذری ! ینی توجه نکردم. تا "الف" فرستاد و گفتم عع اینو که من بهش گفته بودم؛ خیلی فضولانه رفتم تو پیجکاریش دیدم دقیقا اون مسائلی که هی تکرار میکردمو بالاخره داره رعایت میکنه((: کلی ویدیوهای مختلف با ادیتهای خیلی خوشکل تو پیجش گذاشته. "الف" میگه کار خودشه؟ گفتم نمیدونم ولله! بلدنبود تا جایی که میدونم! میگه پس رفته تو رابطه ((: میگم شاید😁 انشالله که اوضاع بر وفق مرادش باشه🙃.