تولد یکی از دوستام بود، منم به لطفی رباتی که چندوقت پیش یکی از دوستان بلاگفایی معرفیش کرده بود، یادم بود و تبریک گفتم ..
بعد همونطوری صحبتمون ادامه داشت که پرسیدم راستی پارتنرت چی خرید!؟
گفت یادش رفت!
گفتم وا مگه میشه!؟؟ گفت آره دیگه میشه.
+ خیلی خوب با قضیه کنار اومد (((: خیلی بالغانه!
+ پارتنرم به مناسبت اینکه دفاع کردم، نه هدیهای خرید نه گلی نه چیزی!! و این قضیه ناراحتم کردم و اتفاقا بهشم گفتم، قرار بود مثلا امروز بریم بیرون و از دلم درآره (((((: