در کتاب " انسان در دو فصل " به نویسندگی علی صفاییحائزی، نوشته؛
هنگامی که کفش پارهمن و یا ماشین سوختهمن، مرا به گریه، بهرنج میاندازد، این نشان میدهد که من در سطح کفش و ماشینم، من خودم را همینقدر میدانم ( البته استاد این کتاب رو قبلا نوشتن! با دلار ۷۷ تومنی این مثال خوبی نیست !((: ).
آنچه دیروز مرا میرنجاند امروز که خودم را بالاتر میدانم و مهمتر میشناسم، برایم رنجآور نیست. پس رنجهای من شاهدان اندازه وجود من هستند و گواهان صادقی هستند که مرا به خودم نشان میدهند و اگر من خودم را در مقایسه با اینها جلوتر و بیشتر میدانم، این رنجهای طبیعی دیگر توجیهی برنمیدارند و بهتدریج کنار میروند.
گفتم بهتدریج، چون آنچه ریشهدار است، بهتدریج کنترل میشود و در عمل محدود میگردد. آنچه راحت فهم میشود، به همان راحتی عمل نخواهد شد.