02380

اواخر کارشناسی، گمونم خرداد بود یا تیر یکی از بچه‌های بلاگفا از همینجا بهم پیام داد و خواست ببینتم. حتی اون موقع شمارشم نداشتم، ارتباطمون زیاد نبود.

بهرحال من رفتم، یه مسیر شلوغ پیاده‌روی و یه کافه شلوغ تو وصال انتخابم بود.

بدنبود، نمیگم خیلی خوش گذشت ولی تجربه بامزه‌ای بود بعد اون یکبار دیگه همو دیدیم.

چندوقت پیش تو اینستاگرام عکس خودشو همسرشو پست کرد، اسم همسرشو که دیدم یه خداروشکری گفتم! اسم همون شخصی بود که بارها تو دو دیدارمون اسمشو گفت ولی نمیدونست تهش چی میشه! همش اضطراب داشت. چقدر قشنگه این‌مدل آدما که بهم میرسن. کاش بلدباشن علاوه بر رسیدن تلاش کنن و پایدار بمونن ..

ولی دختر اون‌قدری درکنار همدیگه زیبا بودن که کیف کردم 💚🥺.

+ جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳ - 10 چآی  |