02349

اون روزی که دیدمش برام از رودبار لواشک خریده بود!

خیلی ترش و خوشمزه بود، هی غُر بهداشتی نبودن لواشکو میزد و منم همونجا تیکه تیکه جدا میکردم و میخوردم.

سرآخر انگار که طاقت نیاورد و گفتش کاش یکساعت پیش که جلوت چنجه و سلطانی بود هم انقدر با لذت میخوردی!

+ جمعه ۱۱ خرداد ۱۴۰۳ - 11 چآی  |