بهشون تکلیف دادم و بعد زمان استراحت ازشون خواستم تا کیسهاشونو ارائه بدن
هاج و واج منو نگاه کردن!
عصبی شدم، دلخورم شدم ولی به رو خودم نیاوردم!
خسته نباشید گفتم و بعدم گفتم برید!
باورشون نمیشد اینطوری رهاشون کردم و گفتم برن!!((((:
برچسبها :
ارشد,
بیمارستان
+
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳ - 0
چآی
|