یادم افتاد، ترم اول یکی از دخترا که برای اصفهان بود( بعد از طریق کارنامه سبز رشتشو عوض کرد و رفت دانشگاه اصفهان)
با دوستپسرش کتاب میخوند، بعد این مدلی بود که مثلا امروز هرکی میخواست بخونه به اون یکی پیام میداد من از این صفحه تا اون صفحه رو میخوام بخونم تو وقت میکنی!؟ بعد حالا طرف میگفت نه، شخص مقابل با ویس براش اون چندصفحه رو میخوند و میفرستاد.
یوقتایی که تلفنی که صحبت میکردن و میشنیدم، باهم تجزیه و تحلیل میکردن و کلا رابطه گوگولی داشتن!
بعد شنیدم دختر ازدواج کرد با یکی دیگه..
حیف شد! حالا منکه اندازه دوماه میشناختمش ولی درکل زوج بامزهای بودن.🚶🏻♀️