بارون میباره ، خیلی شدید ..
کارام عقب افتاده وگرنه دلم میخواست برم کافه سرخیابون و قهوه بخورم.
پشت میز نشستم و کارامو انجام میدم، از یه طرف صدای بارون میاد از اون طرف صدای بانو هایده.
+ از دانشکده 3 بار تماس گرفتن ، گوشیو گذاشتم رو حالت پرواز و دلم نمیخواد صدای هیچکدومشونو بشنوم((: