01938

چهارشنبه رسیدم خونه ، الف بود ! با یه حالت عصبی واسش توضیح میدادم که چه بلایی سرم آوردن

آخرش گفت تو کاری نکردی؟؟

گفتم چرا بهشون گفتم چرا و فلان و بیسار و این صحبتا

گفت فقط همین؟؟

گفتم آره!

گفت واااااای باورم نمیشه ((((: تو چقدر آروم شدی!! چرا پارشون نکردی؟؟؟

گفتم انقدری عصبی و شوکه بودم بیشتر دلم میخواست اون وسط زار بزنم تا جرشون بدم.


برچسب‌ها : الف
+ جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲ - 22 چآی  |