یه موضوعی پیش اومد واسم دلم نمیخواست در ارتباط با این موضوع با کسی صحبت کنم
ولی از یه ورم باید صحبت میکردم نمیتونستم بدون مشورت جلو برم!
با یکی از بچه ها صحبت کردم (تجربشو داشت و میتونست راهنماییم کنه!)
اون روزی بانو یه چیزایی فهمید و من هرچقدر گفتم چیز مهمی نبود و من مطمئن نبودم و نمیخواستم کسی بدونه
گفتش از وقتی فهمیدی ب با من حرف میزنه دیگه هیچی بهم نمیگی|||||:
انقدری از این موضوع ناراحت شدم که حد نداشت!
بهش گفتم چرا باید یک پسرو بهونه کنم؟
خودش فهمید چه حرف مزخرفی زده و بعدم در حد ماسمالی گفتش من هرچی میشه بهت میگم و تو نگفتی و فلان ..
ب کیه؟
ب دوسال پام وایساد تا من جواب مثبت بهش بدم!(هنوزم امیدواره!! نمیدونم چرا نمیدونم !!!!!!)
حالام با بانو صحبت میکنه و ارتباطشون خوب شده البته میگن جای خواهری!
((((: من نمیدونستم صحبت میکنن! یعنی میدونستم ارتباط دارن ولی نه اینکه چت میکنن و از حال هم خبردارن و بعدم اینکه اصلا واسم مهم نبوده اصلا !
چرا باید همچین فکری کنه .. ! بانو یکی از بهترین دوستای منه و من واقعا متاسفم
شاید متاسف نه ! بیشتر ناراحتم
چه بدونم ..
بهرحال حس خوبی ندارم .