01806

..

تو دوهفته گذشته چندین بار بچه ها زنگ زدن و پیام دادن که کی میای تهران !؟ واقعا دیگه نگران شده بودم خصوصا سین هرچندوقت یکبار پیداش میشد تا اینکه گفتش آره ویزام اوکی شده و قراره برم !

هنوز فروردین تموم نشده و یکی از دوستام رفت اون یکیم در شرف رفتن ، گفتش میخواد تا قبل رفتن چندین بار منو ببینه من هم قول دادم!

حالا اینور استاد راهنمام درحال صاف کردنم ، اینور کلاسای تئوری از اونور کارورزی بیمارستان !رو هوا واسه خودم قول میدم !

باید فرم دفاع از عنوان رو اوکی کنم ، به فکر تهیه پک دفاع باشم !

بله دوستان برای دفاع از عنوان ، دفاع پروپوزال و دفاع پایان نامه باید پذیرایی کنم !

بعد اون سری با یکی از فارغ التحصیلامون صحبت میکردم گفتش آره من صبح پاشدم فینگرفود درست کردم !!! ولم کن دختــــــــر |:

..

به‌شدت ، واقعا میگم بدون رودروایسی خیلی زیاد وزن اضافه کردم ، بیشترین وزنم تو دوسال اخیر !

پرخوری عصبی گرفتم !

بعد یه موضوع خنده دار ((((: یکی از دوستامو دوسه روز پیش دیدم یه جمله بامزه ای گفتش الف هم دقیقا فردای اون روز تکرارش کرد!!

وای چای چقدر روحیت خوبه ! چقدر پرانرژی تر از هروقتت هستی !

(((((((((:

من درحال بال بال زدنم ملت میگن چقدر شنگول میزنی (((: شما 17 کیلو افزایش وزنو نمیبینی !؟ ای درونگرای لعنتی/:

..

حالا یه داستانی بگم..

دوست پسر سابق همکارقبلیم که رشتی بود بهم پیشنهاد داده !

بعد به همین همکارم گفته و ازش خواسته باهام صحبت کنه و من یکبار ببینمش !

عجب پسر خریـــه !!! این چه شانسیه که من دارم !

منو این همکارم با هم اوکی بودیم یه چندباری اکیپی بیرون رفتیم ولی این مدلی نبودیم برای هم استوری بذاریم و قربون صدقه هم بریم ! اصلا ارتباطمون اون قدری نزدیک نبود !!

حالا شما بگید یارو شاید آزار داشته و از این خبرا نیستشو جدیش نگیر و این صحبتا !((((((:

+کاش مریض باشه

مخش تاب داشته باشه

بساط غیبت از منم جور شد !


برچسب‌ها : سین, الف
+ شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۲ - 20 چآی