01639

تو دورهمی شنبه‌شب اونم بود .. انتظار دیدنشو نداشتم ، دورادور میشناختمش ، همشهریمه و رزیدنت‌ سال دو چشم هستش.

جمع انقدری خوب بود و خوش گذشت که گذر ساعتو حس نکردیم.

تا به خودمون اومدیم ساعت از ۱۲ شب گذشته بود ..

زودتر زدم بیرون تا به تماس مها جواب بدم، برگشتم دیدمش که رو نیمکت بیرونی نشسته و زل زده بهم، نگاهمو که به خودش دید ، لبخند زد ..

امروز غروب تلگرام پیام داد ( شمارمو نمیدونم از کجا پیدا کرد ) سلام و احوال‌پرسی و چه خبر و این‌صحبتا

یکمی حرفاشو کش داد و درنهایت گفتش این همه تو اینستا داشتمت چرا هیچوقت نشد بهت بگم بیا بریم بیرون؟ چرا حالا که برگشتی باید تو اون دورهمی ببینمت؟

ازم خواستش که اجازه بدم بیشتر همو بشناسیم و خودش میاد شمال از من خواست که تهران بیام و ببینمش ..

صراحتا گفتم نه ! گفتم من دیگه تو تله لانگ دیستنس نمیرم !

گفتش هیچ لانگی قرار نیس باشه و سعی میکنه کشیکاشو یطور بچینه ماهی حداقل یکبار همو ببینیم !

گفتم نه و مکالمه رو تمومش کردم ..

..

+گویا من قابلیت فوق‌العاده‌ای تو جذب رابطه لانگ دیستنس دارم!

+نمیدونم بیخیال میشه یا نه ولی درکل که لعنت به این شرایط (((:

+ یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱ - 21 چآی  |