مریض جدیدم که از اورژانس پذیرشش کردم یه دختر۲۰ساله متاهل
بامزه تپلمُپلی .. عینهو قند !
هرچند تازه از مریضیش مطلع شده و زیاد سرحال نیس ..
ساعت ۱۰شب آنتیبیوتیک داشت رفتم بالاسرش دیدم پرده ها کشیده و اینو شوهرش ..
((((((: ینی باید میدیدی عقب عقب از اتاق زدم بیرون ..
دارو رو انداختم رفت قرارشد با داروهای ۶صبحش اون دارو هم بزنم
((((((((((((:
+اومدم به همکارم میگم لعنتیییییی اینجا بیمارستانه امشبم که تازه اومدی یخورده خوددار بااااااشین میگه مگه نمیدونی شبجمعس؟
قانع شدم رفتم پی کارم (((((((((((((((((((: