اونروزی با دوتا از دوستام بیرون بودم ، هرسهمون پرستارطرحی!
صحبت از پُرکاری و شلوغی بخش شد
که طی صحبتا بخشی که من توش کار میکنم بشدت بشدت شلوغه (((: نسبت به اون دوتا !
با اینکه تعداد مریضاشون بیشتر ولی ما بخشمون پرکارتر و شلوغتر!
همونطوری که صحبت میکردیم
یکی از بچهها گفت اره من هروقت حوصلم نکشه و تعداد مریضا بالا باشه
آنتیبیوتیکارو قاطی میکنم میذارم بره !
یعنی مثلا داروی مروپنم و سفپیم و سفکسیم اینارو همه رو میریزه تو میکروست با ۱۰۰تا رقیق میکنه بره !
بهش گفتم من هیچوقت همچین جرئتی ندارم !!! هیچوقت همچین کاری نمیکنم !! نه واسه اینکه ممکن یهو لو برم ! بخاطر واکنش جسمی که ممکن اتفاق بیفته واسه خاطر حال مریضامون!
گفتش تو سیستمی که نمیفهمن یه پرستار نباید ۱۲ تا مریض داشته باشه
۱۲ مریضی که گزارش میخواد دارو میخواد سرم میخواد پیگیری میخواد اون وجدان کاری کنار گذاشته میشه ! توجه کنن اهمیت بدن بهمون چشم ماهم با وجدان کار میکنیم !!!
+ واقعا امیدوارم هیچوقت اون روز نرسه ، که به این درجه برسم !!!
+ یکی از موضوعاتی که دوران دانشجویی چندباری مقاله هاشو خوندم مقاومت انتی بیوتیکی بود ! یادمه تو یکی از مقاله ها نوشته بود سروقت مصرف نکردن و پشت هم مصرف کردن انتی بیوتیکا یکی از دلایل مقاومت میشه
مقاومت که ایجاد بشه با اولین عفونت سخت میشه کنترل کرد اونقدر سخت که منجربه مرگ بشه ..