از همون شبی که پست1501 رو نوشتم ..
از همون وقت به بعد نخوابیدم درستوحسابی
سردرد دارم خستم .. تو دلم رختمیشورن
میخوام با یکی حرف بزنم ولی نمیدونم با کی
کی میتونه رازدار باشه و از اونور حرفامو درستوحسابی بشنوه
شاید من اشتباه میکنم!
وقتی به عواقب ماجرا فکرمیکنم فقط دوستدارم فرار کنم ..
فقط.
..
+بعد۱۹ساعت شیفت دیروزم حداقل باید ۴ساعت میخوابیدم!