01459

بخشمون کلا با ملاقاتی مشکل داره ..

همراه هر ۲۴ساعت عوض میشه و نباید ملاقاتی بیاد

هم واسه شخصی که بستریه خطرناک هم اون ملاقاتی

ولی خب گویا دوستان متوجه نمیشن

صبحی سردردبدی داشتم و رفتم اتاق رست دراز کشیدم

ی صدای داد و بیدادی میومد

عادی بود!

جمعس و ملت باز میان ملاقاتی !

ببین تو از دور نگاه میکنی میگی حق دارن عزیزدلشون رو تخته و باید ببیننشو و فلان

ولی ببین ما تجربه داریم !

مریض اومد بخشمون بخاطر اینکه کوویدش مثبت شد رفت بخش کرونا و دوهفته درمانش عقب افتاد !

خلاصه که بعد نیم‌ساعت پاشدم رفتم استیشن دیدم تخت ۱۰ زنگ زد

گوشیو ورداشتم صداش نمیومد رفتم بالاسرش دیدم داروش تموم شده

منو دیده میگه خانم‌فلانی شما بودی الان با خوارمادر ما بحثت شد؟

همراشم تندی گفت نه پسر ! ایشون که فوق العادن! ایشون نبودن یکی دیگه بود حالا بهت میگم !!

بیمارم گفتش من نمیدونم خواهر من استاد فلان دانشگاس خواهرزاده هام رتبه تک رقمی ینی چی چرا انداختینشون بیرون چرا انقد بد باهاشون صحبت کردین و خلاصه شروووووع به غُر زدن

حقیقتش هنوز سرم درد میکرد

هنوز کمی زیاد خوابم میومد

فقط یهو با لحن خود لاتی‌ش گفتم من با خوارمادر شما چیکار دارم؟

دختر ! اینو نگفتم دوتا تخت بغلیا و همراه هاشون و خود همراه تخت۱۰ زدن زیر خنده

خود مریض تخت ۱۰ مات و مبهوت زُل زد بهم

منم فقط تنها کاری که کردم از اتاق زدم بیرون🚶🏻‍♀️


برچسب‌ها : بیمارستان
+ جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ - 18 چآی  |