عید سال اول دانشگاه یه کسایی پیام تبریک فرستادن و زنگ میزدن که باورم نمیشد .. !
سرهمون جریان پررو شدم ! تا دوتا عید بعدشم همچنان پیامای تبریک میگرفتم ، زیاد ، خیلی زیاد .
یعنی سال که نو میشد یهو گوشیم میترکید ، واتسپ و تلگرام و دایرکت اینستام ..اینستام هنگ میکرد بالا نمیومد ..
سرجریاناتی ارتباطاتمو تو 99 خیلی کم کردم
ادما حذف شدن و از دست دادمشون با اینحال عید1400 هم خوب بود ! تبریکا نه به اندازه قبل ولی خب بود .. ادامه داشت ..
امسال ولی اوضاع فرق داشت
من تنهاتر از قبل شدم
..
روز قبل تحویل سال از اهدافم نوشتم یه 30 موردی شد ، اهداف درجهت زیبایی ، تناسب اندام ، علم پرستاری ، یادگرفتن چندتا مهارت
کنارشون راهکارشم نوشتم
( امسال اولین سالیه که کنار اهدافم راه هایی که میتونم بهشون برسم هم نوشتم .)
بعد رفتم لیست مخاطبین واتسپ و تلگرامو چک کردم ، لیست مخاطبین گوشیمم چک کردم ، شماره چندنفریو حذف کردم.
کمی غصه خوردم به حال تنهایی که انتخاب خودمه ..
سال که نو شد ، تبریکا تعدادشون 80 درصدی کم شدش((:
فقط این مابین نون تبریک فرستاد که انتظارشو نداشتم و ب البته !
دلم واسه نون تنگ شده بود با اینحال خب اون خیلی وقته تو لیست حذفیا بود و نباید برگرده به هیچ عنوان!
..
هنوز سری به مادربزرگا و پدربزرگا نزدم
اینجا هوا سرده
کمی بی حالم کمی دلم استراحت بیشتر میخواد
من افسرده نیستم ، غمگینم نیستم . عادیم !
فقط انگار ،
نمیدونم اسم حالمو چی بذارم !