RSS
از شیفت دیشب بگم که بیمار عراقی داشتیم که فقط من تونستم انگلیسی با همراهش صحبت کنم
عربی که بلد نبودیم
بعد میومد کاری داشت صدام میزد بمن میگف -.-
ینی رفتم خوابیدم تو اون تایم نیومد همینکه پامو گذاشتم تو استیشن سروکلهش پیدا شد