بیمار تخت ۱۰ هم عصری مرخص بود
سوند داشت ولی از این مدل اکسترنال ها بود ، آنژیوکتشو جدا کردم
گفتم سوندشم چسبیه خودتون بکشید درمیاد
حالا پسرش پررو پررو تو چشای من زل زده میگه میشه خودتون درآرید ؟ من میترسم !
منم گفتم درست نیست من دست بزنم بمنم مربوط نیس بمونید کمکآقا بیاد !
بعد خود پیرمرد اون وسط میگه من بلدم خودم درمیارم
دخترش میگه ای وای ما عجله داریم
منم گفتم عزیزم ! درآرش دیگه کاری داره مگه ؟؟
(((((: ولله بخدا بمن چه ! یه ده دقیقه نمیخواستن بمونن نیروی آقا بیاد پرروهای گستاخ