انقدری شیفت امروز صبحم سخت و شلوغ بود ،، که فقط دعا دعا میکردم زودی تموم شه ..
هم یه بحثی بین همکارا پیش اومد جو متشنج بود
هم اینکه یه مریض داشتم بدحال ! هرلحظه احتمال کد خوردنش بود
ICU هم این مریضو قبول نمیکرد !!! به هیچ عنوان
یکی از همکارا گفتش ICU بخاطر اینکه آمار فوتیاشو ببره پایین هی میگه جا ندارم جا ندارم مطمئنم تو یکی از ICU ها واسه این مریض جا هستش !
کلا از اون مریضایی بودش که پرستارش هرچند دقیقه یکبار باید بهش سر میزد ، منم با وجود ۷ تا مریض دیگه و کارای روتین و گزارش نویسی و دارو و چک قندخون و چک مانیتورینگ نمیرسیدم هی بهش سر بزنم
امروز صبحم تنها بخودم ۲۰ دقیقه زمان دادم و رفتم چای خوردم ، همین!
ساعت ۲ که شیفتو تحویل دادم باورم نمیشد (((: تونستم از پسش بربیام
یک مریض بدحال ، دوتا مریضم داروی بخصوص میگرفتن دوتای دیگه هم همینطور بعد طرز کشیدن این داروها یکمی با بقیه فرق داره ( یکمی نه البته خیلی (((: دنگ و فنگ داره !)
این بین ی ترخیصی داشتم ، یکی دیگه قندخونش بالا بود ، یکی خونریزی معده داشت
تنها این مابین یکی از بیمارام گوگولی بود و کاراشو خودش میکرد ..
خلاصه که روز پاره کننده ای بود
و من بشدت دلم میخواد درخواست جابجایی بدم و از این بخش برم ..
خیلی بخش پرکاریه ، خیلی