یخچال رو تمیز کردم
کف اتاقو جارو کشیدم
وسایل اشپزیو جمع کردم و دوباره مرتب چیدمش ..
اتاق رو به حالت خوبی درآوردم ! از اون مدل ها که میتونی توش زندگی کنی !
حالم بهتر شد .. برای صبحانه فقط یه لیوان چای خوردم
میلم نکشید ولی برای ناهار غذا گرم کردم ..
مها پیام داد ببینمت ، دوست شلوغ دیشبیمم گفتش اگه مسیرم اونور خورد میخوام بیام ببینمت ، مُج هم باید امروز ببینم
هوای تهران سرد شده ، لباسای گرمم پیشم نیستن
الف پیام داده گفته یه شلوار جین لوله ای و یه مانتو جلو بسته بخر فعلا
بوتامو خونه جا گذاشتم
به ل گفتم ، گفتش تا اخرماه با پست میفرستم به همراه یکسری وسیله دیگه .. یه بوت جذاب دیدم تو یه پیج خوشم اومد ولی گرونه
+هم اتاقیم حاضر میشد بره شیفت اتاقو تمیز کردم
+حالا درسته که باید باهم اتاقو جمع و جور کنیم ولی ترجیح من اینه اولین بار خودم جمع و جور کنم و بچینم باقی موارد طبق همون اصول پیش بریم!((:
+خوبه که دخالت نکرد 😅 از این اخلاقش خوشم اومد! یخچالو کمد لوازم اشپزخونه رو تمیز میکردم یکسری وسایلو ریختم اشغالی البته که دورریختنی بودن ولی یکسری قابل استفادم بودن!ولی خب بیخود بودن ، بریز دور بره ! چیزی نگفتش ! خوبه 😄
+پاک از جمعه هی میگه بریم بیرون ولی وقت نمیشه
+تازه اون دوست بود که دیشب قرار بود ببینمش کنسل کردم اونم باید ببینم
+این همه آدم باید ببینم و لباسام انگشت شمارن
+لباااااس ندارم!!!