یه بلاگری امروز استوری گذاشت درارتباط با مهاجران افغان که درحال ورود به ایرانن ..
یکسریها خوشآمد گفتن و ازشون استقبال کردن
ولی یکسریا نه ..
حقیقتش نمیخوام عوضی بازی دربیارم ولی صحبتای دوستان مخالف رو که شنیدم تو دلم باهاشون موافق بودم ..
تو توییتر یه موجی اومده که ایرانیها هم خیلیاشون مهاجرت کردن باید به این چشم به این دست افراد نگاه کرد و درجواب خیلیا گفتن
ایرانی ها سخت تلاش کردن ، سخت درس خوندن شما مهاجران ایرانی رو با افغان ها مقایسه میکنید؟
یک عده دیگه گفتن کشور همینطوریشم با منجلاب کرونا درحال دست و پا زدن ،این دست افراد خیلیاشون رعایت نمیکنن، خیلی از ذخیره هایی که برای خود کشور مثل موقعیت های شغلی که واسه خود جوون های ایرانی هدر میره ..
من از این صحبت ها راحت گذشتم ولی اون جایی که یک نفر اشاره کرد مردای افغان خیلی دریده هستن و از دست ازار و اذیت های جنسیشون در امان نیستیم ، حقیقتش حقیقتش خیلی موافقم ..
من تو استانی زندگی میکنم که اجازه زندگی به افغان ها داده نمیشه ..
(یه چندتا استان تو کشور هستن که به هیچ عنوان بهشون اجازه زندگی نمیدن)
توی تهران با مهاجرین افغان اشنا شدم ، تو این چهارسالی که گذشت ، بیشتر تیکه و مزاحمتی که تو خیابون شامل حالم شده از سوی همین افراد بوده ..
اولین بار که میگم و کسی نمیدونه ولی من از مهاجرین افغان خوشم نمیاد البته این خوش نیومدن شامل حال اقایونشون میشه!.. بارها تو خیابون و حتی بیمارستان باهاشون درارتباط بودم و اذیت شدم ..
شاید دو یا سه بیمار افغان تو بیمارستان بودن و از اشنایی باهاشون خرسند شدم! ..
و اخرین بار هم یه خانم افغان تو محوطه بیمارستان اومد پیشم و یه برگه داد دستم گفت میشه بخونی و واسم بگی چی میگه؟
خلاصه اون نامه این بود که باید تو صف اهدای عضو اتباع خارجی منتظر کبد واسه همسرش بمونه .. که بعد رفتم پرسوجو کردم و متوجه شدم که داخل ایران این مدلی هستش که کسی بخواد اهدای عضو کنه اگه ایرانی باشه میره واسه هموطنای ایرانی اگه خارجی باشه میره واسه اتباع خارجی که داخل ایران زندگی میکنن ..
اگه قرار باشه تهران طرحمو بگذرونم باید این دیدگاهمو تغییر بدم
ولی اگه بخوام تو همین استان خودم بگذرونم ،، شاید این تغییر دیدگاهو ببرم برای یه زمان دورتر ..