این روزها خبرای افغانستان رو که میخونم ..
میبینم خیلی راحت تسلیم شدن و بدون هیچ تلاشی .. اینکه اشرف غنی پاشد رفت ، کشورو تقدیم کرد و رفت ..
اینکه مردم افغانستان ، خصوصا زنان و دختران کمک خواستن
بحث تجاوز رو کشیدن وسط ..
و از اونور ویدیو تانک های حاوی محموله های جنگی که از افغانستان وارد ایران شد .. اینکه بدون اینکه استفاده شن از کشور خارجشون کردن
همه این ها باعث میشه دیدمو بازتر کنم ..
کتاب خونخورده رو که میخونم ، یه قسمت هایی درارتباط با جنگ۸سال دفاع مقدس ،، از فرماندهان و سربازانمون گفته شده
از شجاعتاشون
از خون دادن هاشون
اینکه جنگیدن و از ناموسشون دفاع کردن
قبل ترها کتاب منزندهام رو خوندم ، نویسنده خانمی بودن که تو دوران جنگ اسیر شدن .. نقش پررنگ زنان تو دوران ۸ ساله دفاع مقدس رو گفتن ..
.. قبلتر از کتاب منزندهام کتاب نیمهپنهانماه برای شهیدهمت رو خوندم
اونجایی که ژیلا از زندگی سخت همسر یک فرمانده بودن گفتش ، از نبودن های فرمانده ..
ایران سخت جنگید ، سخت تلاش کرد ،، هرچند خیلی اشتباهات پیش اومد
مثل همین که شهید بابایی رو نیروی خودی زد ..
ولی موندن ، مردان و زنان ایرانی موندن و جنگیدن ،، دفاع کردن از خاکشون از خونشون از باور ها و اعتقاداتشون ..
یوقتایی فکرمیکنم بعد انقلاب اگه جنگ نمیشد این آدمها میموندن شاید ایران یه جای بهتری میشد ، ما مُفت این افراد رو از دست دادیم ..
خیلی مُفت .. !