01124

درحالی که درگیری ۸۰ درصد اطرافیانم رابطه عاطفی هستش که داخلشن .. 

من مشکلاتم ردیف شدن و تو هیچکدوم این مورد لحاظ نشده !

.. چندوقت پیش که تولدم بود ، دخترخالم استوریمو ریپلای میکنه و میگه

تولدتومبارک دخترخاله انشاا..سال بعد خونه همسرتان دوتایی جشن تولدت تو بگیری برات بهترینها روآرزومیکنم تو این شب عزیز🥰🥰

..!

متنو کپی کردم و اینجا پیستش کردم ، بعد دیدن تبریکش لبخندم خشک شد ، پشت میزم نشسته بودم و لب تاب جلوم باز بود و داشتم pdf های مرتبط با پرستاریو فایل‌بندی میکردم ، تو ذهنم چندتا سرچ بود و یادمه بعد دیدن پیامش یهو خالی کردم ..

میدونی چی میگم؟ یهو خالی میکنی ، اصلا دیگه توان ادامه دادن نداری 

دراز میکشی رو تخت و به هیچی فکرنمیکنی ! مغرت خالی خالی هستش ولی میری دیگه .. 

همون روزا با الف صحبت میکردم ، غمگین بودم و خسته ..

عُقم میگیره از این دست سوالا ..

همش تو ذهنم این بودش که جامعه اونقدری پیشرفت کرده که دیگه نباید سرمون تو زندگی هم باشه ، که اونقدری مشکلات زیاد شدن که اصلا مهم نیستش فلانی تا کی و چه سنی و چه سالی قراره مجرد بمونه ..

هفته گذشته خونه مادربزرگم اینا بودیم و زندایی رو میکنه بهم میگه خبری نیس 

یه ابرو میندازم بالا و میگم خبر چی ؟

+خیلی فضوله!

بهرحال که باید بگم علاوه بر طرحم ، یکسری مشکلات دیگم دارم 

این یکیش بود !

حقیقتش اینه یه چندتا مشکل دیگم هستش (:

راستش تو حول محور طرح هم خیلی مشکلات ردیف شدن 

مغز سرم داره میترکه و حالم خوب نیستش

از لحاظ روحی خیلی ضعیفم و حالم از خودم بهم میخوره 

اینکه تو حتی نمیتونی حدس بزنی ، چقدر درحال خودخوریم ..

که اطرافیان فکرمیکنن تو تعطیلات تشریف دارم و قراره بعد استراحتم برم اسممو تو طرح بنویسم و دوسال بیگاری کشیدن رو شروع کنم ..

حالم از خودم بهم میخوره ، که اینقدر خوب خودمو ظاهر میکنم ، 

متنفرم از خودم ، متنفر ..

+ یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ - 1 چآی  |