خبر خوب ، مُج رفت تو رابطه ..
من واسطه شدم ((:
بذا اینطور بگم که یادتونه تعریف کردم با رها بیرون بودم بعد دوستش اومد و دوسال پیش و فلان اینا!؟
آقا منو که دید فیلش یاد هندوستان کرد ((:
میگفت یه رودخونه پرآبی رو وسطش سد میزنن ، این سد هم چوب داره هم سنگ ، تو این دوسال همش یادش بودم هربار تیکه تیکه این چوبا از بین رفتن
تورو که دیدم این بار سنگا از جا کنده شدن !
متوسل شد، پادرمیونی کردم ، این بار مُج با خودش روراست تر بود ، با اون هم .. شرایط با دوسال پیش فرق داشتو هردو اونقدری بالغ شده بودن ..
و بالاخره اوکی رو داد ..
عزیزای دلم (: خیلی دوستداشتنین ! اصلا عکسای دونفرشونو که میبینم ذوق میکنم ..