01083

عمه زنگ زد ، تعجب کردم ، یکمی استرس گرفتم و با کلی تردید جوابشو دادم ..

زنگ زده بود احوال بپرسه 💚 پشت سرهم قربون‌صدقه میرفت و میگفت نمیخوای بیای؟ سوی چشمم رفت ..

عآح قلبم 🥺🍃

..

میگم واکسن زدی؟ میگه من دلم میخواد بزنم عین(پسرش) نمیذاره 

|:

گفتم واسه چی اخه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ ای خداااا ای خدااااااا 

..

گویا زنداییمم اون سری تو خونه مادربزرگم سخنرانی میکرد میگفت واکسن چیه و کلا دری وری گفتش!

الف تعریف میکرد ..

گفتم تو یعنی به این زن هیچی نگفتی؟؟

گفتش چی بگم!؟ خب نزنه به ما چه ..

گفتم من برمیگردم دیگه ! دوست دارم این سخنرانیشو پیش منم بکنه ببینه چی جوابشو میدم/:

+ یکشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۰ - 19 چآی  |