01072

امروز بعد مدت ها رفتم سر یه قرار ..

و دختر ! ((: من با این اخلاق خجسته این روزام چرا پاشدم رفتم!؟

قرارمون یکی از شعبه های لمیز بود ، نشستیم و شروع کرد به صحبت و از یه جایی به بعد دیگه حوصله نداشتم ! ساکت شدم و فقط گوش میدادم و تو دلم خودمو لعنو نفرین که اینجا چه غلطی میکنی!؟؟؟؟؟؟

ازش خوشم نیومد ! خالی میبست ، چرت میگفت ، یکسری چیزارو بزرگ میکرد

تقریبا یک ساعت نشسته بودیم که گفتم بریم دیگه(البته که شیفت داشتا ! باید میرسید به کارش)

تا یه جایی پیاده روی کردیم ، بعد یکجا از خیابون داشتیم رد میشدیم اومد سمت طرفی که ماشین میاد و دستشو دور شونم حلقه کرد .. !

رد شدیم سریع دستشو زدم کنار ، گفت چرا!؟

چیزی نگفتم |: نمیدونم چرا لال شدم ولی خب حرکتم بهش فهموند و فاصله گرفت ، هیچی دیگه زیاد طول نکشید قرار امروزمون

پاک خیلی خوشحاااال انلاین که شدم دیدم کلی پیام فرستاده که چی شد چی شد

گفتم این چی بود دیگه ایش !

الف میگه نمیدونم ملت از چی تو خوششون میاد میان پیشنهاد میدن ! ظاهرت با باطنت کلییییی فرق داره ! اخلاق داری تو آخه !

(دقیقا یکساعت پیش که واسش گفتم کلی ازم تعریف کرد!(((((: الف همیشه منو سوپرایز میکنه(((: خوبه خواهرشوهر نمیشه !)

..

خلاصه ایشون رد شد ..

بازم قرار اشنایی دارم ولی هی از زیرش شونه خالی میکنم تا ببینم کجا یارو پیام بده فحش بده((:

..

پ.ن1: یه چندتا پیام خصوصی دارم ، میام وبلاگتون جواب میدم یه نمه امشب زیاد خستم ..

پ.ن2: میشناختمشا ! یعنی دورادور میشناختمش /: نمیدونستم همچین سَمّیه!


برچسب‌ها : پاک, الف
+ چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۰ - 1 چآی  |