امروز بعد مدت ها رفتم سر یه قرار ..
و دختر ! ((: من با این اخلاق خجسته این روزام چرا پاشدم رفتم!؟
قرارمون یکی از شعبه های لمیز بود ، نشستیم و شروع کرد به صحبت و از یه جایی به بعد دیگه حوصله نداشتم ! ساکت شدم و فقط گوش میدادم و تو دلم خودمو لعنو نفرین که اینجا چه غلطی میکنی!؟؟؟؟؟؟
ازش خوشم نیومد ! خالی میبست ، چرت میگفت ، یکسری چیزارو بزرگ میکرد
تقریبا یک ساعت نشسته بودیم که گفتم بریم دیگه(البته که شیفت داشتا ! باید میرسید به کارش)
تا یه جایی پیاده روی کردیم ، بعد یکجا از خیابون داشتیم رد میشدیم اومد سمت طرفی که ماشین میاد و دستشو دور شونم حلقه کرد .. !
رد شدیم سریع دستشو زدم کنار ، گفت چرا!؟
چیزی نگفتم |: نمیدونم چرا لال شدم ولی خب حرکتم بهش فهموند و فاصله گرفت ، هیچی دیگه زیاد طول نکشید قرار امروزمون
پاک خیلی خوشحاااال انلاین که شدم دیدم کلی پیام فرستاده که چی شد چی شد
گفتم این چی بود دیگه ایش !
الف میگه نمیدونم ملت از چی تو خوششون میاد میان پیشنهاد میدن ! ظاهرت با باطنت کلییییی فرق داره ! اخلاق داری تو آخه !
(دقیقا یکساعت پیش که واسش گفتم کلی ازم تعریف کرد!(((((: الف همیشه منو سوپرایز میکنه(((: خوبه خواهرشوهر نمیشه !)
..
خلاصه ایشون رد شد ..
بازم قرار اشنایی دارم ولی هی از زیرش شونه خالی میکنم تا ببینم کجا یارو پیام بده فحش بده((:
..
پ.ن1: یه چندتا پیام خصوصی دارم ، میام وبلاگتون جواب میدم یه نمه امشب زیاد خستم ..
پ.ن2: میشناختمشا ! یعنی دورادور میشناختمش /: نمیدونستم همچین سَمّیه!