از اون دست آدمام که مخالف روابط جنسی حالا به هر نحوی قبل رسمی شدن رابطم ..
البته که دوران این دست تفکرات گذشته و تو با کسی دوست میشی و رابطه ای رو شروع میکنی خواه ناخواه یکسری وظایف داری ، شاید نباید بگم وظایف ، یکسری حس ها بلند میشه که باید به ارضا برسونیشون
نباید سرکوبش کنی ..
اینکه باهاش میری بیرون دوست داری دستشو بگیری ، بهش بچسبی
جلوتر میریم ، ببوسیش ، لمسش کنی
جلوتر جلوتر .. (..)
چرا مخالفم؟ شاید یکی از دلایلم بخاطر اعتقاداتمه ، شاید یه بخشیش عدم اعتماد ، یه بخش دیگه شک داشتن به اینکه آینده چطور قراره باشه!؟ این همون آدمه!؟
البته که یکسری ها به آینده فکرنمیکنن ، با وجود کرونا (میگیریم بیماری) تا انواع مشکلات اقتصادی سیاسی اصلا نمیتونی زندگی ایندتو تضمین کنی
این دست افراد به حال فکرمیکنن ، الان تو این موقعیت حال من خوب میشه پس همین مهمه ..
..
این مخالف بودن رو تمام دوستام میدونن ، اونایی که رابطه چندین باره داشتن خب هرسری حرفی زدن من عکس العملی نشون ندادم ، گوش شنوا بودم
ولی اونایی که بار اولشون بود ، استرس داشتم ، دلشوره داشتم
بهرحال اومدن واسه تو گفتن ، دیدی وسط یه دوراهی هستی ، خودت میدونیا دلت چی میخواد، دقیق چی میخواد،، ولی نیاز به تایید یکی داری
من همیشه از زیر اون تایید شونه خالی میکردم ..
کیف و حالش واسه اوناس ، نهایت پشیمونی واسشون باشه !
..
تیر برای من تا الان ماه خوبی نبود ، از خونه دور افتادم ، یه نمه کنترل اعصابم سخت شده ، خسته شدم ، دلم کمی ارامش میخواد ، خیال راحت ، خواب خوب
خسته شدم از حجم فکروخیال ، دست و پا زدن تو حال مزخرف این روزا ..
دوتا از دوستام یکی بعد دوماه اون یکی بعد تقریبا یک سال تصمیم گرفتن رابطه رو شروع کنن و هر دو اومدن گفتن ..
یکی رفت شمال اون یکی تو همین تهران ..
و متاسفانه من یکیو تایید کردم .. این چندوقت اخیر حال روحیش خوب نبود ، فشار روانی داشت و نمیتونست هیچ جوره این حالو تخلیه کنه ، به هر طریقی بود سعی کردیم کمکش کنیم تا درنهایت اومد گفتش به این نتیجه رسیدم و میخوام امتحانش کنم
منم که خودم حالم سینوسی بود گفتم خودمم این روزا فشار روانی زیادیو تحمل میکنم و متوجهم چی میگی !
اگه فکرمیکنی با این کار حال دلت خوب میشه و کمی راحت میشی خب انجامش بدید !
تاییدش کردم ، سر دوراهی بود و بهرحال اون کاریو که از اول میخواست رو انجام داد ..
دیشب انلاین نبودم، اس داد که تلگرام رو چک میکنی؟
انلاین شدم و تقریبا 30 تا پیام فرستاده بود ، با جزئیات تعریف کرد
سی اُمین پیامش گفتش آخیش ! نمیدونی چقدر حالم خوبه ، بعد مدتها میخوام از سرخوشی گریه کنم !
..
پیاماشو که میخوندم دستام بی حس شده بود و از درون یخ زدم .. از دیشب عذاب وجدان دارم
.. ): ..
حالم خیلی خوب و گل و بلبل بود فقط یه عذاب وجدان کم داشتم که دیگه تکمیل شدم ):
.. زندگی سگی من!!!!